سومین جنگ خلیج فارس؛ چهره خاورمیانه در پایان نبرد ایران و آمریکا
به گزارش اکونومیست، در میان جنگهای بسیاری که در خاورمیانه مدرن رخ دادهاند، تعداد کمی به اندازه جنگهای خلیج فارس تأثیر عمیقی داشتهاند.
نخستینِ آنها در سال ۱۹۹۱ رخ داد؛ زمانی که ائتلافی تشکیل شد که نیروهای اشغالگر صدام حسین را تنها پس از چهار روز نبرد زمینی از کویت بیرون راند و تصویری فراموشنشدنی از قدرت آمریکا بر جا گذاشت.
دومین جنگ خلیج در سال ۲۰۰۳ آغاز شد و دورهای از تردید و خودانتقادی در ایالات متحده را رقم زد. ارتش آمریکا ظرف چند هفته رژیم صدام را سرنگون کرد، اما پس از آن نزدیک به یک دهه درگیر مبارزه با یک شورش خشونتبار شد. سایه عراق از آن زمان بر هر اقدام نظامی بعدی سنگینی کرده است.
جنگی که در ۲۸ فوریه با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، بهدرستی میتواند «سومین جنگ خلیج فارس» نامیده شود. این جنگ تاکنون هر هشت کشوری را که با خلیج فارس مرز دارند، به همراه چندین کشور دیگر درگیر کرده است.
پیشبینی چگونگی پایان این جنگ دشوار است، با این حال، هر طور که پایان یابد، سومین جنگ به اندازه جنگهای پیشین دگرگونکننده خواهد بود.
آشوب پادشاهیهای با ثبات نفتی
شش عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، باشگاهی از پادشاهیهای نفتی، بیشترین بار حملات تلافیجویانه ایران را تحمل کردهاند.
این کشورها سالها تلاش کردهاند تصویری از امنیت و ثبات ایجاد کنند؛ چیزی که آنها را به مقصدی جذاب برای مهاجران ثروتمند تبدیل کرده است. امارات به طور ویژه توانسته افراد بسیاری را جذب کند؛ از عربهایی که از درگیریهای متعدد خاورمیانه گریختهاند تا اروپاییهایی که از مالیاتها و محدودیتهای سختگیرانه دوران کووید-۱۹ فرار کردهاند. وقتی ولادیمیر پوتین به اوکراین حمله کرد، هم روسها و هم اوکراینیها به دبی مهاجرت کردند.
در گذشته اغلب خبرهای بد در دیگر نقاط جهان برای خلیج فارس خبر خوبی بود. اما اکنون خبرهای بد به خانه رسیدهاند.
بسیاری از ساکنان خلیج فارس نگران و مضطرباند. برخی هزاران دلار هزینه کردهاند تا با وسایل مختلف خود را به ریاض یا مسقط برسانند و از آنجا به فرودگاهی فعال دسترسی پیدا کنند. در منطقهای که از نظر آب و هوا شرایط سخت و نامساعدی دارد، حملات موفق به نیروگاهها یا تأسیسات آبشیرینکن میتواند فاجعهبار باشد.
پاسخ نظامی و هزینههای رو به رشد
امارات متحده عربی در ۴ مارس اعلام کرد که ایران طی چهار روز با ۱۸۹ موشک و ۹۴۱ پهپاد این کشور را هدف قرار داده است. بحرین، کویت و قطر نیز از ارقامی در حد صدها حمله خبر دادهاند؛ عمان و عربستان سعودی با موجهای کوچکتری از حملات روبهرو شدهاند.
امارات میگوید ۹۳ درصد از پرتابههای ورودی را سرنگون کرده است. هرچند دیگر کشورهای خلیج آمار دقیق منتشر نمیکنند، اما مقامهای عرب و غربی میگویند آنها نیز عملکرد خوبی داشتهاند. میزان ذخایر موشکهای رهگیر از اسرار به شدت محرمانه است، اما دو منبع نظامی منطقهای ادعا میکنند که این کشورها با نرخ فعلی حملات ایران میتوانند جنگی چند هفتهای را ادامه دهند.
با این حال، هزینهها رو به افزایش است. هزینه موشکهای رهگیر پدافند هوایی تاکنون به میلیاردها دلار رسیده است. دستکم هفت نفر کشته و دهها نفر زخمی شدهاند. هزاران پرواز در برخی از شلوغترین مراکز هوایی جهان لغو شده و بازارهای انرژی دچار آشفتگی شدهاند.
استراتژی حاکمان خلیج فارس
طبق ادعای اکونومیست، در این شرایط حاکمان خلیج فارس به جای آنکه از ترامپ بخواهند جنگ را پایان دهد، به طور خصوصی به او توصیه میکنند که مسیر کنونی را ادامه دهد. زیرا گزینهی دیگر نگرانکننده به نظر میرسد. اگر آمریکا اکنون جنگ را متوقف کند، کشورهای این منطقه با حکومتی زخمی در آن سوی مرزهای خود روبهرو خواهند شد.
افزون بر این، به گفتهی آنها، اگر جنگ پایان یابد، ایران درسی نگرانکننده خواهد آموخت: اینکه ضربه به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس راهی مؤثر برای تغییر رفتار آمریکا است. آنها باور دارند که اگر جنگ دیگری آغاز شود، این کشور بدون تردید همسایگانش را سریعتر و شدیدتر هدف قرار خواهد داد.
تصمیمات مبهم ترامپ
مثل همیشه، پیشبینی تصمیمات ترامپ دونالد ترامپ دشوار است. او میگوید خواهان «آزادی برای مردم» ایران است، اما همزمان میخواهد با رژیم گفتوگو کرده و به توافق برسد. او میگوید جنگ ممکن است ظرف دو یا سه روز پایان یابد، یا چهار تا پنج هفته طول بکشد. او همهی این دیدگاهها را مطرح کرده است، گاهی حتی در یک روز.
دستیارانش تلاش کردهاند اهداف محدودتری تعیین کنند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، میگوید هدف نابودی برنامه موشکهای بالستیک ایران و نیروی دریایی آن است؛ پیت هگست، وزیر دفاع، تواناییهای هستهای ایران را نیز به این فهرست میافزاید. مقامهای نظامی نیز فهرستی از دستاوردها ارائه میکنند. آمریکا بیش از دو هزار حمله در سراسر ایران انجام داده است.
اگر دونالد ترامپ چیزی بخواهد، احتمالاً این است که بگوید مشکلی را حل کرده که نزدیک به ۵۰ سال هر رئیسجمهوری را به خود مشغول کرده است.
تغییر اجتنابناپذیر رویه نظامی
صرفنظر از اینکه در ایران چه رخ دهد، شورای همکاری خلیج فارس (GCC) ناچار خواهد بود در موضوعاتی از دفاع گرفته تا آمادگی برای شرایط اضطراری جدیتر عمل کند.
اگر ایران دوام بیاورد، تهدید پهپادها و حمله به کشتیرانی ادامه خواهد داشت؛ و اگر فروبپاشد و هرجومرج بهوجود آید، خطرها حتی بیشتر هم خواهد شد.
آنها بهوضوح باید مسئولیت بیشتری برای دفاع خود بپذیرند. ارتشهای این منطقه دهها میلیارد دلار برای خرید سلاحهای گرانقیمت هزینه میکنند، اما توانایی رزمی چندانی نشان نمیدهند. اختلافات کوچک میان پادشاهان تلاشها برای یکپارچهسازی سامانههای دفاع هوایی را کند کرده است. در سال ۲۰۱۷ سه کشور خلیج فارس قطر را تحریم کردند؛ و پیش از جنگ ایران، رهبران عربستان سعودی و امارات متحده عربی حتی با یکدیگر صحبت هم نمیکردند.
فرا رسیدن لحظه نتانیاهو
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بخش زیادی از دوران سیاسی خود را صرف هشدار دادن به رؤسایجمهور آمریکا درباره ضرورت مقابله با ایران کرده است. اکنون لحظه او فرا رسیده است: ائتلاف راستگرای افراطی او بهطور کامل از جنگ حمایت میکند و تقریباً همه رهبران اپوزیسیون نیز همین موضع را دارند.
نتانیاهو امیدوار است نتیجهای موفق در جنگ رأیدهندگان را در اواخر امسال قانع کند که او «نقشه خاورمیانه را تغییر داده است» - عبارتی که اغلب به آن افتخار میکند - و بدین ترتیب انتخاب دوباره خود را تضمین کند. انتخابات باید تا ماه اکتبر برگزار شود.
با این وجود، شاید همچنان با مشکل روبهرو شود. بر اساس نظرسنجی اندیشکده مطالعات امنیت ملی، اگرچه ۸۱ درصد اسرائیلیها از حملات حمایت میکنند، اما تنها ۳۸ درصد اعتماد بالایی به آقای نتانیاهو ابراز کردهاند.
شکاف در اهداف جنگی آمریکا و اسرائیل
آمریکا و اسرائیل همچنان باید راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کنند و در مقطعی ممکن است اهداف آنها از هم جدا شود.
برخی اسرائیلیها ممکن است بخواهند جنگ ادامه یابد تا زمانی که ایران کاملاً درهم شکسته شود؛ و مشاهده اینکه دشمن اصلیشان به جنگ داخلی فرو میغلتد، برای آنها نتیجهای قابل قبول خواهد بود.
اما چنین وضعیتی برای آمریکا بسیار نگرانکنندهتر خواهد بود، زیرا میتواند بازارهای نفت و کشتیرانی جهانی را تهدید کند. برعکس، اگر ترامپ بخواهد جنگ را در عرض چند روز پایان دهد، احتمالاً نتانیاهو بهشدت خشمگین خواهد شد.
معماهای تو در تو
همه این معماها به یکدیگر گره خوردهاند. ایران زخمی پساجنگ میتواند کشورهای خلیج فارس را به تقویت دفاع از خود ترغیب کند و شاید آنها را به همسویی نزدیکتر با اسرائیل بکشاند.
در همین حال، اگر ترامپ جنگ را زودتر از موعد پایان دهد، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است ارزش نزدیکترین اتحاد خود – یعنی اتحاد با آمریکا - را زیر سؤال ببرند؛ آمریکا آنها را وارد جنگی کرده که با آن مخالف بودند، اما در نهایت نتیجهای را که میخواستند از آنها دریغ کرده است.
جنگ اول خلیج فارس با حضور گسترده و دائمی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس پایان یافت. اسامه بنلادن، سعودی جوانی که از حضور نیروهای آمریکایی خشمگین شده بود، در همان زمان مصمم شد به ایالات متحده حمله کند. گاهی پایان یک جنگ، بذر جنگ بعدی را میکارد.