روسیه و چین، متحدان غایب؛ چرا «بیمه ژئوپولیتیک» ایران نقد نشد؟

شنبه 9 اسفند 1404 - 09:00
مطالعه 3 دقیقه
ایران روسیه
در میانه‌ تنش‌ها، وقتی سایه جنگ بیش از هر زمان دیگری بر سر کشور افتاده، یک سوال خودنمایی می‌کند: متحدان راهبردی تهران چه نقشی ایفا می‌کنند؟

به گزارش فارن پالیسی، «نگاه به شرق» برای سال‌ها در ایران به عنوان پاسخی ساختاری به تحریم‌ها، انزوا و فشار نظامی ارائه می‌شد. ادغام در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، توافقات استراتژیک بلندمدت با روسیه و چین و هماهنگی‌های گسترده در زمینه انرژی، و همکاری‌های دفاعی – صنعتی همگی نتیجه این همکاری‌ها بودند و قرار بود نقش یک «بیمه ژئوپولیتیکی» را برای ایران ایفا کنند و فشار ایالات متحده را کاهش دهند. حالا که این تقابل به اوج خود رسیده می‌توان این «بیمه» را مورد سنجش قرار داد و به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران اکنون با یک انتخاب مواجه است.

استقلال یا وابستگی؛ گسل‌های سیاسی در تهران

قرار گرفتن در لحظات بحرانی، گسل‌های قدیمی سیاست داخلی ایران را دوباره فعال کرده است. در حالی که جناح تندرو همچنان ادغام کامل در بلوک شرق را تنها راه می‌داند، چهره‌های مستقلی چون علی مطهری و حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، پرچم هشدار را برافراشته‌اند. آن‌ها می‌گویند‌ وابستگی ساختاری به شرق، تفاوت چندانی با وابستگی به غرب ندارد؛ استقلال نیازمند تنوع‌بخشی در متحدان است و نه جایگزینی آن‌ها.

منتقدان با اشاره به تاریخ پرفراز و نشیب روابط با روسیه، معتقدند مسکو همواره امنیت ایران را به عنوان یک «کارت بازی» در معاملات بزرگتر با غرب یا برای حفظ ثبات در بازار انرژی استفاده کرده است. این شکاف سیاسی، اکنون به یک سوال مهم تبدیل شده است: آیا امنیت ملی باید به لبخند دیپلماتیک قدرت‌هایی گره بخورد که در بزنگاه‌ها، «منافع ملی خود» را به «تعهدات اخلاقی» ترجیح می‌دهند؟

از اتحاد راهبردی تا تنهایی در میدان

نقطه عطف ارزیابی مجدد تهران از متحدانش، نه در صحنه نبرد با اسرائیل یا ایالات متحده، بلکه در راهروهای دیپلماتیک مسکو در آوریل ۲۰۲۵ رقم خورد. در حالی که سایه سنگین بمب‌افکن‌های آمریکایی بر منطقه سنگینی می‌کرد، شفاف‌سازیِ «آندری رودنکو»، معاون وزیر خارجه روسیه، آب سردی بر پیکر خوش‌بینان در تهران بود. او با صراحتی بی‌رحمانه اعلام کرد که پیمان استراتژیک جامع با ایران، یک «پیمان دفاع متقابل» نیست. به عبارت ساده‌تر: اگر ایران از سمت آمریکا مورد حمله واقع شود، روسیه موظف به ارائه کمک نظامی نخواهد بود.

این افشاگری، ریشه در استراتژی «نفوذ بدون مسئولیت» کرملین دارد. روسیه نه تنها در مواجهه با تهران، بلکه با اسرائیل، عربستان سعودی و امارات نیز نشان داده که ترجیح می‌دهد در منطقه رویکردی مبتنی بر معامله داشته باشد، نه اتحاد.

در جریان درگیری‌های مستقیم ژوئن، وقتی تأسیسات حساس ایران هدف قرار گرفتند، سهم ایران از این اتحاد راهبردی، تنها بیانیه‌های محکومیت و تعارفات دیپلماتیک بود. خبری از تحویل فوری اس-۴۰۰ یا سوخو-۳۵ نشد تا ثابت شود روسیه در میانه طوفان، «پرهیز از تنش با واشنگتن» را بر «حفاظت از تهران» مقدم می‌شمارد.

از آن زمان، مقامات سابق و فعلی ایران با صراحت بیشتری صحبت کرده‌اند. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت ایران، اظهار داشت که این کشور در طول بحران‌ها «همیشه تنها بوده است».

جایی برای هم‌پیمانان خیالی نیست

حالا تشدید تنش‌ها، روسیه را از یک مهره ارزشمند در سیاست خارجی ایران، به یک نقطه ضعف داخلی تبدیل کرده است.

در حالی که روسیه در قامت یک شریک نظامیِ محتاط ظاهر شده، چین نیز رویکردی مشابه اما با ظرافتی اقتصادی در پیش گرفته است. پکن، به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، اگرچه با لحنی تند با تشدید تنش‌ها مخالفت کرده، اما در بزنگاه‌های نظامی نشان داده که حاضر نیست امنیت مسیرهای تجاری جهانی و روابط لایه‌بندی‌شده‌اش با واشینگتن را فدای «تعهد به تهران» کند. برای پکن، ایران یک قطعه مهم در پازل انرژی است، نه متحدی که برایش وارد کارزار مستقیم شود.

اما این واقعیت، انتخاب مهمی را پیش روی ایران می‌گذارد که شاید مهم‌تر از جنگ یا صلح است: در جهانی که شرکا عملگرا هستند، چگونه باید واقع‌گرایی را بازتعریف کرد؟

 

تبلیغات

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.