پشت پرده مذاکرات ژنو: لیتیوم ایران در برابر صلح با آمریکا
جهان در نقطهای ایستاده که تنها یک امضا یا یک شلیک تا تغییر کامل سرنوشت خاورمیانه فاصله دارد. در حالی که دیپلماتها در ژنو برای آخرین شانس صلح تلاش میکنند، ایالات متحده بزرگترین آرایش نظامی دو دهه اخیر خود را در منطقه مستقر کرده است. نیویورک تایمز در گزارشی مدعی است این هفته، هفتهٔ «توافق یا جنگ» است. روی میز مذاکره، پیشنهاد تعلیق غنیسازی و دسترسی به معادن لیتیوم ایران قرار دارد و روی دریا، ناوگان عظیم ترامپ آماده فرمان است.
آخرین قمار دیپلماتیک: لیتیوم در برابر صلح
در هتلهای مجلل ژنو، ایالات متحده و ایران دور مهم و سرنوشتسازی از مذاکرات را با میانجیگری عمان آغاز کردهاند؛ مذاکراتی که نتیجهاش یا یک توافق تاریخی است یا یک جنگ ویرانگر. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشتر ترجیح خود را برای دیپلماسی اعلام کرده بود، اما خط قرمز خود را نیز با قاطعیت ترسیم کرد:
«من هرگز اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند. این اتفاق نباید بیفتد.»
در طرف مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، ضمن رد اتهامات، بر حق ایران تأکید کرده است:
«باورهای بنیادین ما کاملاً روشن است: ایران تحت هیچ شرایطی بهدنبال ساخت سلاح هستهای نخواهد رفت؛ اما ما ایرانیان نیز هرگز از حق خود برای بهرهبرداری صلحآمیز از فناوری هستهای برای مردممان چشمپوشی نخواهیم کرد.»
منابع آگاه میگویند ایران پیشنهادی روی میز گذاشته که به ترامپ اجازه اعلام پیروزی سیاسی میدهد. بر اساس این طرح، تهران فعالیتهای هستهای خود را برای سه تا پنج سال تعلیق میکند، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالای خود را رقیق کرده و به یک کنسرسیوم هستهای منطقهای میپیوندد. در این مدت، تنها سطح غنیسازی ۱.۵ درصدی برای تحقیقات پزشکی حفظ خواهد شد. اما بخش جذابتر ماجرا، وعدههای اقتصادی است: تعهد به خرید کالاهای آمریکایی و مهمتر از آن، دسترسی شرکتهای آمریکایی به معادن استراتژیک لیتیوم ایران. حسین موسویان، دیپلمات سابق، معتقد است این همکاری اقتصادی میتواند «بهعنوان یک محرک اعتمادساز عمل کند.» این مذاکرات سنگین را عراقچی در برابر استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، پیش میبرد.
فایننشال تایمز نیز گزارش داده است که تهران علاوه بر پیشنهادهای هستهای، به دنبال جلب شرکتهای آمریکایی از طریق ارائه فرصتهای سرمایهگذاری در بخش نفت، گاز و مواد معدنی حیاتی است. به نوشته این روزنامه، برخی منابع آگاه گفتهاند این پیشنهادها با هدف ترغیب ترامپ از مسیر منافع اقتصادی طراحی شده است.
هرچند یک مقام ارشد آمریکایی اعلام کرده تاکنون پیشنهاد تجاری رسمی به واشنگتن ارائه نشده، اما طرح چنین گزینههایی نشان میدهد مذاکرات صرفاً بر محور محدودیتهای هستهای متمرکز نیست و بعد اقتصادی نیز به آن افزوده شده است.
یک منبع آگاه به زومان گفته در گفتوگوهای اخیر، بحثهای اقتصادی بیش از انتظار اولیه پیش رفته و در برخی حوزهها نشانههایی از همگرایی دیده میشود. به گفته این منبع، طرف آمریکایی علاوه بر حوزه نفت، به ظرفیتهای معدنی ایران نیز توجه نشان داده است. گزارش نیویورک تایمز به مواد معدنی حیاتی اشاره کرده، اما این منبع مدعی است دامنه علاقهمندیها فراتر از آن بوده است.
اما در حالی که در اتاقهای مذاکره از سرمایهگذاری و معادن سخن گفته میشود، در دریا تصویری متفاوت شکل گرفته است. ایالات متحده در هفتههای اخیر یکی از گستردهترین آرایشهای نظامی خود در منطقه را مستقر کرده؛ ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای دوربرد و سامانههای پدافندی که پیام روشنی دارند: گزینه نظامی همچنان روی میز است.
ناوگان عظیم ترامپ: صدای طبلهای جنگ
نیویورک تایمز در گزارشی دیگر میگوید ارتش ایالات متحده یک «ناوگان عظیم» (armada) را در نزدیکی ایران مستقر کرده است. هستهٔ این قدرتنمایی، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن است که با سه ناوشکن مجهز به موشکهای کروز تاماهاوک اسکورت میشود. جنگندههای رادارگریز F-35 و F/A-18 آماده پرواز از عرشهٔ آن هستند. اما این تمام ماجرا نیست؛ دومین گروه ضربت ناو هواپیمابر، یواساس جرالد آر. فورد، نیز از جبلالطارق عبور کرده و در راه منطقه است. با رسیدن آن، تعداد ناوشکنهای آمریکا به ۱۳ فروند خواهد رسید.
روی زمین نیز پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن به مرکز استقرار بیش از ۶۰ فروند هواپیمای تهاجمی و پهپادهای MQ-9 ریپر تبدیل شده است. بمبافکنهای رادارگریز دوربرد B-2 هم در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند در حالت آمادهباش کامل قرار دارند. با حضور ۳۰ تا ۴۰ هزار نیرو و استقرار سامانههای پدافندی پاتریوت و THAAD، آمریکا برای بزرگترین نمایش قدرت نظامی خود در ۲۰ سال اخیر آماده میشود.
معمای ۸ ماه بعد: وقتی هدف، دیگر بمب اتم نیست
اما در این میان، رسانه the war zone پرسش بزرگی را مطرح میکند: «هدف چیست؟» هشت ماه پیش، آمریکا و اسرائیل در یک جنگ ۱۲ روزه با بمبهای سنگرشکن به سه تأسیسات اصلی هستهای ایران حمله کردند و برنامه هستهای را عملاً متوقف ساختند. پس چرا اکنون دوباره آرایش جنگی گرفتهاند؟ مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به ریشه بحران اشاره میکند:
ایران از صحبت دربارهٔ موشکهای بالستیک ــ با ما یا با هر کس دیگر ــ قاطعانه امتناع میکند و این یک مشکل بزرگ است.
در واقع، برنامه موشکی ایران با برد ۲ هزار کیلومتر که اسرائیل و پایگاههای آمریکا را تهدید میکند، به خط قرمز جدید واشنگتن تبدیل شده است. در هر سناریوی جنگی، نقش اسرائیل حیاتی خواهد بود. آمریکا به نیروی هوایی و اطلاعات اسرائیل نیاز دارد. در جنگ قبلی، این نیروهای زمینی موساد بودند که با پهپادهای انتحاری پدافند هوایی ایران را از کار انداختند و دانشمندان را ترور کردند. اکنون نیز اسرائیل آماده است تا نیروهای ویژه خود را برای نابودی اهداف مستحکم به داخل ایران بفرستد.
کابوس تاکتیکی: خطر کمبود مهمات و کارتهای پنهان ایران
تحلیلگران نظامی هشدار میدهند که جنگ با ایران خطراتی دارد که روی کاغذ دیده نمیشود. جنگ ۱۲ روزهٔ قبلی، انبارهای عظیم موشکهای کوتاهبرد، کروز و پهپادهای ایران را که روی کامیونهای معمولی در مناطق شهری پنهان شدهاند، دستنخورده باقی گذاشت. این تسلیحات «بزنودررو» میتوانند پایگاههای آمریکا را با حجم آتش خود اشباع کنند.
اما خطر بزرگتر، کمبود مهمات است. جنگ اوکراین و درگیریهای دریای سرخ، ذخایر موشکهای رهگیر پیشرفته آمریکا و اسرائیل (مانند Arrow، THAAD و SM-3) را به شدت کاهش داده است. اگر ایران با تمام توان شلیک کند، ممکن است سپر دفاعی کافی برای محافظت از اسرائیل و پایگاههای آمریکا وجود نداشته باشد. ایران تهدید کرده در صورت حمله، بلافاصله تلافی کرده و تلاش خواهد کرد ناوهای جنگی آمریکا را غرق کند. حملات سایبری گسترده و فعالسازی سلولهای خفته در خاک آمریکا، کارتهای ناشناخته دیگری هستند که میتوانند جنگ را به خانه ببرند.
پایان بازی: توافقی برای بقا یا جنگی برای سقوط؟
ژنرال بازنشسته دیوید پترائوس هشدار داده است که جنگ با ایران میتواند طولانی و ویرانگر باشد و حتی در صورت پیروزی و «تغییر رژیم»، این سؤال باقی است: بعدش چه میشود؟ آیا اوضاع برای آمریکا خطرناکتر نخواهد شد؟ سانام وکیل، از اندیشکده چتمهاوس، وضعیت را اینگونه خلاصه میکند:
این دور، دور تعیینکننده است. اگر ایران آمادگی کافی برای مصالحه نشان ندهد و آمریکا هم حاضر به کاهش ملموس تحریمها نباشد، اوضاع منفجر خواهد شد. روز پنجشنبه همهٔ کارتها روی میز گذاشته میشود.
اکنون، جهان نفس خود را در سینه حبس کرده تا ببیند آیا منطق «سود اقتصادی در برابر امنیت» پیروز میشود یا خاورمیانه در آتشی میسوزد که خاموش کردنش سالها طول خواهد کشید.
به نظر شما این مذاکرات به توافق منجر میشود یا شاهد درگیری نظامی خواهیم بود؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.