پشت درهای بسته ستاد مشترک؛ ژنرال چهارستاره میان جنگ و احتیاط
خلیج فارس آبستن حادثه است. بزرگترین تجمع نیروی نظامی آمریکا از زمان جنگ عراق در آبهای منطقه شکل گرفته، اما داستان اصلی در راهروهای قدرت واشنگتن نوشته میشود؛ جایی که یک ژنرال چهارستاره تلاش میکند مانع از تکرار تاریخ شود.
طناببازی ژنرال در راهروهای قدرت
در ارکان نظامی آمریکا اوضاع عادی نیست.سی ان ان در گزارشی مدعی است ژنرال دن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش، روالها را به هم زده است. او به جای جمع کردن فرماندهان در اتاق کنفرانس فوقامنیتی معروف به «تانک»، آنها را محرمانه و جداگانه به دفترش فرامیخواند. این وسواس برای جلوگیری از درز اطلاعات، روایتی است که بر اساس گفتگو با ۱۰ مقام فعلی و سابق شکل گرفته و نشان میدهد کِین در حال «راه رفتن روی طناب باریکی» است.
او در جلسات خصوصی، بیپرده از پیامدهای ویرانگر جنگ با ایران حرف میزند و نسبت به احتمال بالای تلفات نیروهای آمریکایی هشدار میدهد. اما همین ژنرال، وقتی وارد کاخ سفید میشود، لحنش را تغییر میدهد. یکی از منابع آگاه میگوید: «او قطعاً ملاحظه میکند». کِین مصمم است اشتباه سلف خود، ژنرال مارک میلی، را که بارها با ترامپ درگیر شد، تکرار نکند. استراتژی او متفاوت است: حفظ نفوذ نزد رئیسجمهور برای هدایت تصمیمها، حتی با رفتاری محافظهکارانه. البته جو هولستد، سخنگوی او، این ادعا را رد میکند و میگوید کِین «هرگز در بحث درباره گزینههایی که جان نیروها را به خطر میاندازد، ملاحظهکاری نمیکند».
کِین، خلبان سابق اف-۱۶ با سابقه همکاری با سیا، توانسته خود را در حلقه بسیار نزدیک ترامپ، در کنار چهرههایی چون جیدی ونس و مارکو روبیو، جای دهد. نفوذ او به حدی است که ترامپ در مسائل عملیاتی به او بیش از وزیر دفاع، پیت هگستث، اعتماد دارد. یک منبع به سادگی میگوید:
«کِین خط ارتباط مستقیم با ترامپ دارد. او آدمِ رئیسجمهور است.»
قمار بزرگ ترامپ: معامله بر سر «هیچ»؟
همزمان با این جلسات سری، این رسانه در گزارشی دیگر می گوید همین ژنرال مسئول سازماندهی بزرگترین تجمع تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان جنگ عراق بوده است. این تناقض، بخشی از استراتژی «چماق و هویج» دونالد ترامپ است. ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور، هدفش را اینگونه اعلام کرد که ایران آن «جمله جادویی» را بگوید: «ما هرگز سلاح هستهای نخواهیم داشت.»
واشنگتن در ازای رفع تحریمها، سه خواسته مشخص دارد: توقف برنامه هستهای، توقف کامل برنامه موشکهای قارهپیما، و تعهد به عدم بازسازی شبکه نیروهای نیابتیاش. یک مقام سابق اطلاعاتی، این استراتژی را اینگونه خلاصه میکند: ترامپ حاضر است در ازای چیزهایی که ایران الان ندارد یا از دست داده (بمب اتم و شبکه نیابتی قدرتمند)، تقریباً همه چیزهایی را که ایران ندارد (اقتصاد شکوفا و دسترسی به بازارهای جهانی) به او بدهد. این یک معامله بر سر «نداشتهها» است.
ترامپ به دنبال تغییر رژیم کلاسیک نیست؛ او به مدل ونزوئلا چشم دوخته، جایی که نیکلاس مادورو کنار رفت اما ساختار حکومتی و نفتی برای معامله با آمریکا باقی ماند. با این حال، تحلیلگران درباره خطای «تصور آینهای» هشدار میدهند؛ اینکه فرض کنیم ایران مانند غرب، رفاه اقتصادی را به ایدئولوژی ترجیح میدهد خیلی به واقعیت حکومت نزدیک نیست. در خاورمیانه، قدرت با سلاح سنجیده میشود، نه با رفاه.
وقتی گزینهها در اتاق وضعیت تمام میشوند
با وجود تمایل به دیپلماسی، ترامپ از کِین خواسته تا تمام گزینههای نظامی را آماده کند؛ از حملات محدود به تأسیسات موشکی گرفته تا سناریوی هولناک دیگر.
هفته گذشته، جلسهای در «اتاق وضعیت» کاخ سفید سه برابر زمان پیشبینیشده طول کشید. در آن جلسه، کِین نتوانست تضمین دهد که نتیجه این عملیات چه خواهد بود. او برخلاف اطمینانی که چند ماه پیش درباره ونزوئلا داشت، در مورد ایران محتاط است. او نمیداند اگر رهبران فعلی حذف شوند، چه کسی جای آنها را میگیرد و آیا توافق احتمالی پایدار خواهد ماند یا نه.
زمان برای هر دو طرف بهسرعت میگذرد. آمریکا نمیتواند این حجم عظیم نیرو را برای مدتی طولانی و بدون نتیجه در خلیجفارس نگه دارد. لحظه تصمیم نزدیک است و به نظر میرسد یک چیز قطعی است: «هیچ کاری نکردن»، دیگر گزینهی روی میز نیست.
به نظر شما استراتژی ترامپ به معامله منجر میشود یا جنگ؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.