پشت «یک هفته تا بمب» ویتکاف چه میگذرد؛ جنگ یا طراحی یک توافق؟
همه روی یک جمله مکث کردند: فقط یک هفته تا مواد لازم برای بمب.
عدد کوتاه است. فوری است. هشداردهنده است و پرسش برانگیز مگر بعد از جنگ 12 روزه آمریکایی نگفتند در عملیات چکش نیمه شب توان هسته ای ایران از بین رفته است؟ پس این فاصله یک هفته ای از کجا می آید؟
اینجاست که یک گمانه قوی می شود؛ آیا این مصاحبه نشانه نزدیکشدن به یک رویارویی سخت است؟
ویتکاف دقیقاً چه گفت؟
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، در گفتوگویی تلویزیونی درباره ایران چند محور کلیدی را مطرح کرد.
او گفت دونالد ترامپ «curious» است؛ واژهای که در ادبیات سیاسی آمریکا بیشتر به معنای «منتظر پاسخ، نه خشمگین» به کار میرود. به گفته ویتکاف، ترامپ نمیخواهد از واژههایی مانند «frustrated» یا «angry» استفاده کند، اما «متعجب» است که چرا جمهوری اسلامی با وجود فشارهای شدید آمریکا و استقرار توان نظامی در منطقه، هنوز عقبنشینی نکرده و نگفته "ما سلاح هستهای نمیخواهیم و آماده انجام این کارها هستیم."
در بخش دیگری از سخنانش، ویتکاف از واژه «capitulated» استفاده کرد؛ واژهای که در ادبیات نظامی به معنای «تسلیم شدن» به کار میرود. او البته بلافاصله افزود «نمیخواهم از این کلمه استفاده کنم»، اما پرسید چرا ایران هنوز تسلیم نشده است. تکرار واژه «capitulated» در کنار انکار ظاهری آن با عبارت «I don’t want to use the word»، نمونهای از تکنیک رایج «گفتن بدون گفتن» است؛ جایی که واژهای با بار سنگین نظامی ــ یادآور تسلیم ی ــ عمداً به زبان آورده میشود، اما گوینده همزمان فاصلهگذاری میکند تا بتواند بگوید تهدیدی مطرح نکرده است.
حساسترین بخش سخنان او اما مربوط به زمانبندی بود. ویتکاف ادعا کرد ایران سطح غنیسازی را به ۶۰ درصد رسانده و «احتمالاً فقط یک هفته با دستیابی به مواد لازم برای ساخت بمب در سطح صنعتی فاصله دارد.» او این وضعیت را «بسیار خطرناک» توصیف کرد و گفت آمریکا نمیتواند آن را بپذیرد. خط قرمز واشنگتن، به گفته او، همچنان «غنیسازی صفر» است؛ با این حال، مسیر دیپلماسی نیز بهطور کامل مسدود اعلام نشد.
پس از این اظهارات، بخشی از تحلیلها بلافاصله فرضیه افزایش تنش و زمینهسازی برای اقدام سختتر را مطرح کردند. عدد «یک هفته» در تیترها نشست. اما این تنها خوانش ممکن نیست.
دو خوانش از یک پیام
سخنان ویتکاف را میتوان در دو چارچوب متفاوت تحلیل کرد؛ دو فرضیهای که هرکدام سرنخهایی در همین واژهها دارند.
فرضیه اول: زمینهسازی برای فشار یا اقدام سختتر
در این خوانش، عدد «یک هفته» نقش کلیدی دارد. اعداد دقیق و کوتاه در سیاست خارجی معمولاً برای ایجاد حس فوریت استفاده میشوند. وقتی گفته میشود «یک هفته»، پیام این است که زمان در حال پایان است. چنین قاببندی میتواند افکار عمومی، کنگره و متحدان منطقهای را برای تصمیمهای پرریسک آماده کند.
واژه «capitulated» نیز در این چارچوب معنای روشنی پیدا میکند. اگر مسئله بهجای «توافق» در قالب «تسلیم» تعریف شود، آستانه اقدام سختتر پایینتر میآید. در چنین فضایی، هر فشار یا حتی اقدام محدود میتواند بهعنوان واکنشی ناگزیر به «عدم تسلیم» توجیه شود.
استقرار گسترده نظامی آمریکا در منطقه نیز به این خوانش وزن میدهد. اگر در روزهای آینده لحن رسمی تندتر شود یا مذاکرات متوقف گردد، این فرضیه تقویت خواهد شد.
اما همین واژهها میتوانند در چارچوبی دیگر معنا پیدا کنند.
فرضیه دوم: بزرگنمایی تهدید برای تسهیل و بزرگنمایی توافق
در خوانش دوم، عدد «یک هفته» بیش از آنکه شمارش معکوس جنگ باشد، فشار غیررسمی به ایران سر میز مذاکره و دستاورد سازی برای توافق احتمالی در داخل آمریکا است.
ویتکاف نگفت دیپلماسی شکست خورده یا گزینهها exhausted شدهاند. او از واژه «curious» استفاده کرد؛ واژهای نرمتر از «خشم» یا «ناامیدی». این انتخاب نشان میدهد در مذاکره هنوز بسته نشده است.
حتی استفاده از «capitulated» همراه با انکار ظاهری آن «نمیخواهم این واژه را به کار ببرم» میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد: ارسال پیام سخت به مخاطب داخلی آمریکا، در حالی که مسیر رسمی مذاکره حفظ میشود.
در این چارچوب، تهدید عمداً بزرگتر تصویر میشود تا اگر توافقی—حتی محدود—حاصل شد، بهعنوان جلوگیری از یک بحران فوری معرفی شود. وقتی وضعیت بهصورت «یک هفته تا بمب» قاببندی شود، هر فریز موقت، هر محدودیت جدید یا هر سازوکار نظارتی سختتر، دستاوردی بزرگ جلوه میکند.
به بیان دیگر، سقف تهدید بالا برده میشود تا کف توافق بالاتر دیده شود.
سرنخها در رفتار، نه فقط واژهها
برای محکزدن این دو فرضیه، باید فراتر از واژهها نگاه کرد.
مذاکرات غیرمستقیم همچنان فعالاند و صحبت از ارائه پیشنهاد مکتوب مطرح شده است.
مسیر دیپلماسی رسماً قطع نشده است.
در عین حال، استقرار نظامی و ادعای «یک هفته» سطح هشدار را بالا برده است.
سابقه ترامپ نیز دوگانه است: از یکسو خروج از توافق قبلی و اقدام سخت در کارنامه اوست، و از سوی دیگر تمایل به ثبت «معامله بزرگ» به نام خود. همین دوگانگی، فضای تفسیر را پیچیده میکند.
واقعیت این است که گزینه تنش همچنان وجود دارد. اگر مذاکرات به بنبست برسد یا اقدام تحریکآمیزی رخ دهد، این زبان میتواند بهسرعت معنای سختتری پیدا کند.
اما در عین حال، مجموعه نشانهها نشان میدهد که ممکن است ویتکاف همزمان چند هدف را دنبال کند: افزایش فشار روانی بر تهران، تقویت موقعیت چانهزنی واشنگتن، و آمادهسازی افکار عمومی برای آنکه در صورت توافق، آن را بهعنوان جلوگیری از یک بحران فوری معرفی کند.