استراتژی ایران برای خسته کردن ترامپ؛ روایت نیوزویک از گزینه تهران
در حالی که ناوهای هواپیمابر و جنگندههای آمریکایی بزرگترین آرایش نظامی از زمان تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ را در اطراف ایران شکل دادهاند، تهران در حال چیدن مهرههای یک بازی متفاوت است؛ نیوزویک مدعی است که ایران در این بازی هدفش نه یک پیروزی سریع، بلکه کشاندن حریف به یک جنگ فرسایشی و پرهزینه است.
ایران حتی پس از «جنگ ۱۲ روزه» اسرائیل و بمباران مستقیم تأسیسات هستهای توسط آمریکا، در حال بالا بردن هزینه هرگونه تهاجم احتمالی برای واشنگتن است.
دنی سیترینوویچ، مقام پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل، در گفتگو با نیوزویک تصویر بزرگتری را ترسیم میکند:
از نظر عملیاتی آمریکا و اسرائیل دستاوردهایی داشتهاند، اما از نظر راهبردی چیز زیادی تغییر نکرده است.
به گفته او، ایران با یک نیروی موشکی قدرتمند وارد این درگیری شد که دقیقاً برای چنین سناریویی طراحی شده بود. تأسیسات هستهای شاید آسیب دیده باشند، اما تهران همچنان مواد غنیشده و دانش ازسرگیری برنامه را در اختیار دارد.
کارتهای ایران روی میز جنگ
برنامه هستهای تنها ابزار ایران نیست. سیترینوویچ معتقد است تهران از تجربههای تلخ درس میگیرد. استراتژی جدید ایران بر پراکندهسازی و مقاومسازی تأسیسات، ایجاد سیستمهای جایگزین و اطمینان از بقای ساختار عملیاتی حتی پس از یک حمله متمرکز است.
ترامپ، که به عملیاتهای سریع و قاطع مانند بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا علاقه دارد، این بار با حریفی متفاوت روبهروست. جغرافیا، زرادخانه نظامی و مهمتر از همه، شبکه متحدان منطقهای ایران، می تواند هرگونه درگیری را به یک باتلاق بالقوه تبدیل میکند.
ایران برای افزایش هزینه جنگ، چند اهرم فشار کلیدی در اختیار دارد:
- بستن تنگه هرمز: تهدید شریان اصلی انرژی جهان که میتواند قیمت نفت را سر به فلک بکشد و یک شوک اقتصادی جهانی ایجاد کند.
- جنگ نامتقارن: استفاده از موشکهای کوتاهبرد و سامانههای ضدکشتی برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه.
- محور مقاومت: فعالسازی شبکه نیروهای نیابتی از یمن و عراق گرفته تا لبنان و فلسطین برای گسترش میدان نبرد.
شبکه متحدان؛ بازوی فشار منطقهای
شبکهای که به «محور مقاومت» معروف است، شامل گروههایی چون حماس، حزبالله لبنان و جنبش انصارالله یمن (حوثیها) است. این گروهها همچنان توانایی تهدید منافع آمریکا و متحدانش را دارند. حمله حوثیها به کشتیها در دریای سرخ که هزینه حملونقل جهانی را افزایش داد، نمونه کوچکی از این قدرت است.
قمار پرریسک تهران و سردرگمی واشنگتن
به گفته نیت سوانسون، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا، دولت ترامپ هنوز هدف نهایی خود را از یک درگیری احتمالی مشخص نکرده است. مشخص نیست که آیا یک استراتژی روشن وجود دارد یا فشار تندروها کاخ سفید را به سمت جنگ سوق میدهد.
ایران نیز با یک محاسبه دوگانه روبهروست: از یک سو توانش برای رقابت با آمریکا است. از سوی دیگر، امیدوار است با وارد کردن تلفات به نیروهای آمریکایی یا ایجاد بحران انرژی، محاسبات ترامپ را تغییر دهد. این یک قمار بسیار پرریسک برای تهران است.
این راهبرد ریشه در دکترین «دفاع مقدس» و تجربه جنگ هشت ساله با عراق دارد؛ جنگی که این باور را در تفکر امنیتی ایران نهادینه کرد که کشور باید به تنهایی از خود دفاع کند و برای بقا بجنگد.
در نهایت، مسئله اصلی برای واشنگتن این نیست که آیا میتواند دوباره به ایران حمله کند یا نه؛ بلکه این است که آیا چنین حملهای یک تغییر راهبردی پایدار ایجاد میکند یا فقط زمینهساز یک درگیری بزرگتر و پرهزینهتر در آینده میشود. در خاورمیانه، جنگها به ندرت محدود باقی میمانند.
به نظر شما، آیا راهبرد ایران برای یک جنگ طولانی میتواند آمریکا را از حمله منصرف کند؟