دومینوی جاهطلبی در خاورمیانه؛ تقلای ترکیه برای کورس هستهای؟
در میانه آشفتگیهای ژئوپلیتیکی، یک سوال سنگین و نگرانکننده وجود دارد: آیا منطقه به سمت یک رقابت هستهای پیش میرود؟
به گزارش زومان، راشاتودی با اشاره به تاکید همیشگی تهران بر ماهیت صلحآمیز بودن برنامه هستهایاش مدعی شد که در دنیای روابط بینالملل، نیتها به اندازه تواناییها اهمیت ندارند. همین که یک کشور به «آستانه هستهای» برسد، یعنی بتواند در مدتی کوتاه به سلاح اتمی دست پیدا کند، برای همسایگانش یک تهدید راهبردی محسوب میشود.
اینجاست که پای بازیگران دیگر به میدان باز میشود؛ کشورهایی مانند عربستان سعودی، مصر و بهویژه ترکیه با یک دوراهی حیاتی روبهرو میشوند: یا موازنهی قدرت جدید را بپذیرند یا خود برای دستیابی به بازدارندگی هستهای تلاش کنند. گزینهی دوم، خاورمیانه را که همین حالا هم درگیر جنگهای نیابتی است، به یک انبار باروت اتمی تبدیل خواهد کرد.
سایهی ابهام اسرائیل و استدلال تهران
در این معادله، نمیتوان نقش اسرائیل را نادیده گرفت. اسرائیل دهههاست که با سیاست «ابهام راهبردی»، داشتن سلاح هستهای را نه تایید و نه تکذیب میکند. این رویکرد در جمله معروفی از گلدا مئیر خلاصه میشود:
اول اینکه ما سلاح هستهای نداریم، و دوم اینکه اگر لازم باشد از آن استفاده میکنیم.
همین دوگانگی، به اهرمی برای ایران تبدیل شده تا منطق «بازدارندگی نامتقارن» را دنبال کند. استدلال این است: وقتی یک قدرت منطقهای عملاً هستهای است، چرا دیگران برای دفاع از خود چنین توانی نداشته باشند؟
بازیگر جدید در صحنه: معمای ترکیه
در این میان، تغییر موضع ترکیه زنگهای خطر را به صدا درآورده است. آنکارا که زمانی یکی از حامیان سرسخت رژیم عدم اشاعه بود و زیر چتر امنیتی ناتو آسوده به نظر میرسید، حالا با زبانی دیگر سخن میگوید. پیشرفت برنامه هستهای ایران، حتی زیر سنگینترین تحریمها، به سیاستمداران ترک نشان داد که فناوری هستهای میتواند وزن راهبردی یک کشور را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، اخیراً با انتقاد از «بیعدالتی ساختاری» پیمان منع گسترش، هشدار داد که اگر قدرتهای هستهای جدیدی در منطقه ظهور کنند، آنکارا نیز ممکن است وارد این رقابت شود. این حرفها دیگر تعارف دیپلماتیک نیست؛ بلکه بازتاب یک بازنگری عمیق در دکترین امنیتی ترکیه است.
البته مسیر هستهای شدن برای ترکیه، که برخلاف ایران از منابع عظیم انرژی بیبهره است، بسیار پرهزینه خواهد بود. هزینههای سرسامآور مالی، تحریمهای فلجکننده اقتصادی و انزوای دیپلماتیک تنها بخشی از پیامدهای آن است. با این حال، نگاه به نمونه کره شمالی، که با داشتن سلاح هستهای خود را از فشار مستقیم خارجی مصون کرده، برای برخی در آنکارا وسوسهانگیز است.
آیندهای نامعلوم بر لبه تیغ
ترکیه فعلاً در یک معضل راهبردی گیر افتاده است: از یک سو، تعهدات بینالمللی و ریسکهای اقتصادی؛ از سوی دیگر، رقابت منطقهای و تردید درباره تضمینهای امنیتی غرب. در حال حاضر، هزینههای نظامیشدن برنامه هستهای برای آنکارا بیشتر از مزایای آن به نظر میرسد.
اما نفسِ مطرح شدن این بحثها نشان میدهد که معماری امنیتی خاورمیانه در حال فروپاشی است. تصمیماتی که در تهران، آنکارا و ریاض گرفته میشود، نه تنها سرنوشت این کشورها، بلکه آینده خاورمیانه را رقم خواهد زد.
آیا به نظر شما هستهای شدن خاورمیانه اجتنابناپذیر است؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.