استراتژی تازه ریاض در خاورمیانه؛ لرزه بر اتحاد عربستان و امارات؟
به گزارش زومان، اتحاد پولادین عربستان و امارات، به نظر متزلزل شده است. نشانههای این تزلزل با انتشار یک مقاله تند و بیسابقه نمایان شد؛ زمانی که یک تحلیلگر بانفوذ سعودی، امارات متحده عربی را به بازی در نقش «اسب تروا» برای پروژه «اسرائیل بزرگ» متهم کرد.
بر اساس گزارش میدلایستآی، این اتهام سنگین که زمانی در محافل دیپلماتیک غیرقابلتصور بود، حالا از زبان احمد التویجری، نویسنده و استاد دانشگاه سعودی، در روزنامهای نزدیک به حاکمیت ریاض منتشر شده است. او رهبران ابوظبی را متهم میکند که خود را در آغوش صهیونیسم انداختهاند و به مهرهای برای پیشبرد اهداف اسرائیل در منطقه تبدیل شدهاند.
این زبان گزنده علیه محمد بن زاید آل نهیان، حاکم امارات که سالها متحد نزدیک ریاض در جبهههای یمن، مصر و لیبی بود، نشان از یک گسل و تغییر مسیر استراتژیک در سیاست خارجی عربستان دارد.
یک درام سیاسی: مقالهای که حذف و دوباره منتشر شد
آنطور که میدلایستآی میگوید، داستان پیچیدهتر از یک تحلیل ساده است. پس از انتشار، مقاله یادشده به سرعت حذف شد. در تلآویو و واشینگتن واکنشهایی شکل گرفت و لابیهای اماراتی، نویسنده را به یهودستیزی متهم کردند.
حتی سازمان «اتحادیه ضد افترا» (Anti-Defamation League) با افتخار اعلام کرد که حذف مقاله نتیجه فشارهای آنها بوده است.
اما در یک حرکت غافلگیرکننده، مقاله دوباره روی خروجی قرار گرفت. یکی از چهرههای رسانهای نزدیک به سعود القحطانی، مشاور پرنفوذ دربار، لینک آن را بازنشر کرد و مدعی شد مقاله هرگز حذف نشده بود.
همین موضوع این پرسش را ایجاد کرد: آیا اختلاف عربستان و امارات احساسی و موقت است یا یک تغییر راهبردی؟
غزه؛ نقطهی جوش
به گفته التویجری، فاجعه غزه همهچیز را تغییر داد. او معتقد است ابعاد خشونت و کشتاری که در غزه رخ داد، عربستان را به این نتیجه رساند که صلح یا هرگونه همکاری معنادار با دولت فعلی اسرائیل غیرممکن است.
«ابعاد شرارت و کشتار، عربستان را متقاعد کرد که با چنین ذهنیتی در اسرائیل، هرگز صلحی شکل نخواهد گرفت.»
ریاض که پیش از این دو طرح بزرگ صلح (طرح ملک فهد و ملک عبدالله) را بر مبنای اصل «زمین در برابر صلح» ارائه کرده بود، حالا با مشاهده رویکرد اسرائیل، لحن خود را تغییر داده است.
نگرانی عربستان از پروژه منطقهای اسرائیل
از نگاه این تحلیلگر سعودی، حضور عربستان در طرح صلح ترامپ بیشتر تلاشی برای مدیریت خسارت است.
او معتقد است بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، تلاش میکند از جنگ غزه برای تبدیل اسرائیل به قدرت نظامی مسلط منطقه استفاده کند. این ایده ریشه قدیمی دارد. در دهه ۱۹۸۰ تحلیلگری اسرائیلی به نام اودد یینون پیشنهاد داده بود کشورهای عربی باید به واحدهای کوچک قومی و مذهبی تقسیم شوند تا اسرائیل بر منطقه برتری پیدا کند.
پایان شراکت ریاض و ابوظبی
از نگاه این تحلیلگر، اتحادی که روزی برای مقابله با بهار عربی شکل گرفته بود، حالا به تهدیدی برای منافع ملی عربستان تبدیل شده است. او میگوید عربستان، امارات را برای ورود به جنگ یمن دعوت کرد، اما خیلی زود فهمید که ابوظبی در حال تجزیه یمن و پیشبرد اهداف خود است.
این الگو، به گفته او، در سودان و سومالی نیز تکرار شد. در نگاه تصمیمگیران ریاض، امارات کشوری کوچک است که با تکیه بر اسرائیل، سودای ایفای نقشی بزرگتر از قد و قواره خود را در سر دارد.
تغییر جهت عربستان در سیاست منطقهای
این چرخش، عربستان را به مسیری تازه هدایت کرده است:
- فاصلهگذاری از امارات: ریاض دیگر ابوظبی را یک شریک قابل اعتماد نمیداند.
- تقویت روابط با ترکیه: نزدیکی به آنکارا به عنوان یک قدرت منطقهای دیگر.
- حفظ تنشزدایی با ایران: عربستان درک میکند که درگیری با ایران، منطقه را به آتش میکشد. التویجری هشدار میدهد که یک حمله احتمالی به ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد، پایگاههای آمریکا را به خطر بیندازد و بیثباتی ویرانگری ایجاد کند؛ جنگی که به عقیده او، بیش از همه به نفع اسرائیل تمام خواهد شد.
نظر شما درباره این چرخش ناگهانی در سیاست خارجی عربستان چیست؟