چرا اعراب از جنگ ایران و آمریکا وحشت دارند؟
به گزارش زومان، صحبت از همان کشورهایی است که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هستند و حالا آنچه نگرانشان کرده، واکنش ایران به حمله احتمالی آمریکاست.
میزان بسیج نظامی آمریکا واقعاً چشمگیر است. آنطور که ریسپانسیبل استیتکرفت (Responsible Statecraft) گزارش داده، دستکم ۱۰۸ هواپیمای سوخترسان در منطقه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا حضور دارند یا به سمت آن در حرکتاند.
این رسانه آمریکایی به نقل از «افسران نظامی»، ادعا میکند که حملات میتواند «در هر لحظه» رخ دهد؛ آن هم گستردهتر و طولانیتر از یک حمله محدود. در میان ناظران منطقهای نوعی احساس فاجعه در حال شکلگیری است: با توجه به ابعاد این استقرار نظامی، دیگر راهی آبرومندانه برای دونالد ترامپ وجود ندارد که حمله را لغو کند و خود را از وضعیتی که تا حدی بیدلیل ایجاد کرده نجات دهد.
اما در حالی که برنامهریزان نظامی آمریکا به فهرست اهداف نگاه میکنند، عراق و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تنها خطر را میبینند.
آنها شاید از تضعیف ایران بدشان نیاید، اما همه بیش از هر چیز نگران سناریوی هرجومرج و بیثباتی هستند.- آنا جیکوبز خلف، تحلیلگر حوزه خلیج فارس، در گفت و گو با الجزیره
از ژانویه تاکنون، عربستان سعودی، قطر و عمان همراه با ترکیه و مصر در تلاشهای دیپلماتیک فشردهای مشارکت داشتهاند تا واشنگتن و تهران را از لبه درگیری عقب بکشند. این نه به دلیل همدلی با تهران، بلکه به این خاطر است که میدانند در خط مقدم واکنش ایران قرار خواهند گرفت.
برای رهبران خاورمیانه، تهدیدها تغییر کردهاند: بزرگترین خطر اکنون اسرائیلی توسعهطلب و تهاجمی و همچنین هرجومرج احتمالی در ایران است.- گالیپ دالای، تحلیلگر منطقهای؛ یادداشت برای مؤسسه چتم هاوس
ترس عراق از جنگ ایران و آمریکا
برای عراق که اکثریت شیعه دارد، خطر ناآرامی سیاسی و اجتماعی بسیار جدی است. پس از دههها بحران و پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، عراق هنوز در تلاش است یک نظام سیاسی باثبات و دولت منسجم ایجاد کند. بغداد به شدت میخواهد از این درگیری دور بماند.
یک کارشناس آگاه از سیاست عراق که به دلیل حساسیت موضوع نامش فاش نشد، به Responsible Statecraft گفت گروههای شیعه کوچکتر مانند کتائب حزبالله و حرکت نجبا ممکن است برای دفاع از تهران به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کنند.
با این حال همان منبع گفت نیروهای اصلی سیاسی شیعه — که در قالب چارچوب هماهنگی شیعیان فعالیت میکنند — از جمله ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی و ائتلاف فتح به رهبری هادی العامری، درگیری آمریکا و ایران در خاک عراق را تهدیدی وجودی برای حاکمیت شکننده خود میدانند.
تهران نیز علاقه دارد عراق خارج از این درگیری باقی بماند. ایران دراین شرایطی به یک همسایه باثبات و شریک تجاری نیاز دارد که بتواند برق ایران را بخرد؛ نه کشوری که دوباره در هرجومرج فرو برود.
ابعاد خطر برای کشورهای خلیج فارس
خطر برای کشورهای خلیج فارس چندبعدی است؛
۱. تهدید فیزیکی فوری
ایران بارها اعلام کرده پایگاههای آمریکا در منطقه اهداف مشروع هستند. حمله ایران ژوئن ۲۰۲۵ (تیرماه 1404) به پایگاه هوایی العدید در قطر — در واکنش به حملات آمریکا در جنگ ۱۲ روزه — اگرچه تلفات نداشت، اما همچنان خاطرهای ترسناک برای رهبران خلیج فارس است.
هر کارزار نظامی جدید و طولانی میتواند باعث شود تأسیسات در قطر، امارات، عربستان و بحرین هدف موشکها یا پهپادهای ایران قرار بگیرند. اظهارات مقامهای ایرانی مانند علی شمخانی مشاور رهبر ایران، نشان میدهد این بار پاسخ میتواند بسیار شدیدتر از حمله نمادین قبلی باشد.
این تهدید فرضی نیست؛ تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ با حملهای منتسب به ایران فلج شد. پیام آن روشن بود: ایران توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای کشورهای خلیج فارس را دارد. در جنگی که برای ایران جنبه حیاتی داشته باشد، انگیزه برای حمله به کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکا هستند افزایش مییابد.
۲. کابوس اقتصادی
حتی اگر کشورهای خلیج فارس مستقیماً هدف قرار نگیرند، پیامدهای دیگری نیز میتواند ویرانگر باشد. این کشورها تلاش میکنند اقتصاد خود را متنوع کرده و سرمایه و استعداد خارجی جذب کنند؛ تهدید جنگ منطقهای میتواند سرمایه و نیروی انسانی را فراری دهد.
از سوی دیگر، مقامهای ایرانی آشکارا هشدار دادهاند که در صورت جنگ، همه گزینهها روی میز است؛ از جمله بستن یا مینگذاری تنگه هرمز. اگرچه بسته شدن کامل آن بعید است، زیرا صادرات نفت ایران به چین را هم مختل میکند، اما نیروی دریایی سپاه در حال آمادهسازی نوعی «بستن هوشمند» است؛ یعنی جلوگیری انتخابی از عبور نفتکشهای مرتبط با غرب در حالی که نفتکشهای مرتبط با چین عبور کنند.
این مسئله میتواند دوباره تورم جهانی را بالا ببرد. حمله به زیرساختهای نفتی غیرنظامی برای افزایش قیمتها و نرخ بهره میتواند مستقیماً وعده اقتصادی ترامپ به رأیدهندگان آمریکایی را هدف قرار دهد؛ آن هم در سال انتخابات میاندورهای.
۳. بحران پناهجویان
بحران احتمالی پناهجویان نیز یکی از نگرانیهای بزرگ است. بندرعباس ایران تنها یک مسیر کوتاه دریایی تا دبی فاصله دارد. جنگی که اقتصاد ایران را نابود کند، میتواند هزاران جنگزده را به سمت امارات روانه کند.
۴. حرکت هستهای
در نهایت خطر مهمتری نیز وجود دارد: حمله نظامی آمریکا ممکن است ایران را وادار کند از دکترین رسمی خود مبنی بر استفاده صرفاً غیرنظامی از برنامه هستهای عبور کند و به سمت ساخت سلاح هستهای برود — دقیقاً همان چیزی که جنگ قرار است از آن جلوگیری کند.
در آن صورت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بدترین وضعیت ممکن قرار میگیرند: همسایگی با ایرانی انتقامجو، تجدیدنظرطلب و احتمالاً مجهز به سلاح هستهای. این وضعیت آنها — بهویژه عربستان و امارات — را مجبور میکند به دنبال بازدارندگی هستهای خود بروند و منطقه را وارد مسابقه تسلیحاتی خطرناکی کنند.
همین نگرانی گسترده از بیثباتی دلیل اصلی است که ولیعهد عربستان و حاکم عملی این کشور، محمد بن سلمان، استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را رد کرده است. امارات نیز موضع مشابهی دارد و انور قرقاش، مشاور ارشد رئیس این کشور، خواستار «راهحل دیپلماتیک بلندمدت میان واشنگتن و تهران» شده است.
درخواست کشورهای منطقه از آمریکا
در همین حال، افزایش نیروهای نظامی ادامه دارد و اضطراب عمیقی در ریاض، ابوظبی، دوحه، مسقط، بغداد و سایر نقاط خاورمیانه ایجاد کرده است. متحدان خلیج فارس آمریکا خواهان جنگ نیستند؛ آنها بهشدت تلاش میکنند از آن جلوگیری کنند.
رهبران منطقه معتقدند آمریکا باید واقعاً به دیپلماسی منطقهای فرصت بدهد؛ در غیر این صورت، نتیجه جنگی ویرانگر و چرخهای تازه از درگیری خواهد بود