وام بدون پول؟ سیاست تازه بانک مرکزی چه معنایی دارد
بانک مرکزی اعلام کرده تا پایان سال جاری بیش از ۴۰۰ همت به توان تسهیلاتدهی شبکه بانکی افزوده میشود. همزمان، نسبت «یک به چهار» میان تسهیلات و ابزارهای زیرخط برقرار خواهد شد؛ تصمیمی که به گفته معاون سیاستگذاری پولی این بانک با هدف حمایت از تولید اتخاذ شده است.
اما این نسبت فنی چه معنایی دارد؟
در کنار خبر افزایش ۴۰۰ همت اعتبار، تعیین این نسبت نشان میدهد مدل تأمین مالی در حال تغییر است. بانک مرکزی میخواهد بخشی از تأمین مالی تولید، بهجای پرداخت وام نقدی مستقیم، از طریق ابزارهایی مانند اوراق گام انجام شود؛ ابزارهایی که فوراً پول جدید وارد اقتصاد نمیکنند، بلکه تعهد پرداخت در آینده ایجاد میکنند.
به زبان سادهتر، فرض کنید یک کارخانه برای خرید مواد اولیه به پول نیاز دارد. در مدل سنتی، بانک مستقیماً وام میدهد و پول وارد حساب میشود؛ اما در مدل جدید، بانک میتواند تعهد یا اوراقی صادر کند که کارخانه با آن معامله کند و در سررسید تسویه شود. در این حالت، فشار فوری بر نقدینگی کمتر است.
اما چرا بانک مرکزی در این مقطع چنین مسیری را انتخاب کرده است؟
تورم هنوز در سطحی قرار دارد که سیاستگذار نمیتواند بهسادگی حجم وام نقدی را بالا ببرد. هر وام نقدی جدید به معنای افزایش سپردهها و رشد نقدینگی است؛ چیزی که میتواند دوباره به موج قیمتی دامن بزند. از سوی دیگر، دولت و بخش تولید نیز به منابع مالی نیاز دارند و توقف اعتبارات میتواند به رکود عمیقتر منجر شود.
بنابراین بانک مرکزی در تلاش است میان سه هدف تعادل ایجاد کند: کنترل تورم، جلوگیری از تشدید ناترازی بانکها و ادامه تأمین مالی تولید. ابزارهای زیرخط، راهحل میانی این معادلهاند.
با این حال، این سیاست بدون ریسک نیست. اگر تأمین مالی جدید واقعاً به افزایش تولید و عرضه کالا منجر شود، میتواند به کاهش فشار تورمی کمک کند. اما اگر این تعهدات در آینده به وامهای نقدی تبدیل شوند یا پروژهها به بازدهی نرسند، ممکن است تنها اثر آن، انتقال فشار تورمی به ماههای بعد باشد.
سیاست جدید بانک مرکزی تلاشی است برای تأمین مالی بدون افزایش فوری پول در گردش. موفقیت یا ناکامی آن، به این بستگی دارد که منابع هدایتشده تا چه اندازه به تولید واقعی و پایدار منتهی شود — نه صرفاً به انباشت تعهد در شبکه بانکی.