لبه تصمیم؛ چرا ناوها حرکت میکنند و مذاکره ادامه دارد؟
در حالی که ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» از قبل در منطقه مستقر است، ناو «جرالد آر. فورد» نیز در حال حرکت از اقیانوس اطلس به سوی مدیترانه است و انتظار میرود در روزهای آینده به منطقه نزدیک شود. همزمان دهها جنگنده، هواپیماهای سوخترسان، سامانههای پدافند هوایی پاتریوت و تاد و بمبافکنهای دوربرد در وضعیت آمادهباش قرار گرفتهاند.
در همان روزهایی که این آرایش نظامی در حال تکمیل است، تهران میزبان رزمایش مشترک با چین و روسیه در تنگه هرمز است و در همان زمان، گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در ژنو ادامه دارد.
این همزمانی، پرسشی روشن پیش روی افکار عمومی قرار میدهد:
آیا منطقه در آستانه جنگ است، یا در مرحلهای از فشار متقابل برای امتیازگیری قرار دارد؟
سه رسانه آمریکایی با رویکردهایی متفاوت به این وضعیت پرداختهاند و کنار هم قرار دادن روایتهای آنها میتواند تصویر دقیقتری از شرایط کنونی ارائه دهد.
روایت اول؛ آمادگی کامل اما تصمیم نگرفته شده
گزارش شبکه انبیسی بر جنبه عملیاتی تمرکز دارد. در این روایت، جزئیات استقرار تجهیزات، تعداد جنگندهها، سامانههای پدافندی و حضور دو گروه رزمی ناو هواپیمابر برجسته شده است. تصویری که این رسانه ترسیم میکند، نشان میدهد از نظر سختافزاری، گزینه اقدام نظامی آماده است و زیرساخت لازم برای حمله محدود یا حتی کارزاری چندروزه فراهم شده است.
اما در کنار این تصویر، تأکید میشود که هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. به تعبیر این گزارش، مسئله اصلی اکنون این نیست که آیا آمریکا میتواند حمله کند، بلکه این است که آیا رئیسجمهور چنین دستوری خواهد داد یا نه.
روایت دوم؛ تردید درباره هزینه و هدف
نیویورکتایمز زاویهای متفاوت برمیگزیند. این روزنامه نیز به سطح بالای آمادگی نظامی اشاره میکند، اما تمرکز اصلی خود را بر ابهام در هدف و هزینههای احتمالی تصمیم قرار میدهد. در این روایت، این پرسش مطرح میشود که اگر حملهای صورت گیرد، دامنه آن چه خواهد بود و آیا اهداف آن محدود به برنامه هستهای خواهد ماند یا به زیرساختهای موشکی و نظامی نیز گسترش خواهد یافت.
این رسانه یادآوری میکند که حمله پیشین کوتاه و محدود بود، اما اکنون فضای تصمیمگیری پیچیدهتر است و هرگونه اقدام جدید میتواند واکنشهای گستردهتری در پی داشته باشد. در گزارش نیویورکتایمز تأکید میشود که مقامات آمریکایی هنوز در حال بررسی گزینهها هستند و نتیجه مذاکرات میتواند بر تصمیم نهایی تأثیر بگذارد.
روایت سوم؛ رزمایش به مثابه پیام سیاسی
در سوی دیگر، نشریه تخصصی وار زون به رزمایش مشترک ایران، چین و روسیه در تنگه هرمز پرداخته است. در این تحلیل، تصریح میشود که حضور چند شناور روسی و چینی توازن نظامی را به شکل بنیادین تغییر نمیدهد، اما میتواند پیام سیاسی مهمی داشته باشد و در صورت وقوع حمله، پیچیدگیهایی در محاسبات عملیاتی ایجاد کند.
این رسانه تأکید میکند که رزمایش مزبور احتمالاً از پیش برنامهریزی شده و بیش از آنکه یک تغییر راهبردی در موازنه قوا باشد، نوعی نمایش همگرایی سیاسی در شرایط فشار محسوب میشود.
چرا ناوها حرکت میکنند و مذاکره ادامه دارد؟
نکتهای که از کنار هم گذاشتن این سه روایت به دست میآید این است که حضور همزمان آرایش نظامی و مذاکره الزاماً به معنای تناقض نیست. آنچه دیده میشود، ترکیبی از فشار و گفتوگو است؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف میکوشند موقعیت خود را در میز مذاکره تقویت کنند.
در گزارشها بارها تأکید شده است که مذاکرات همچنان جریان دارد و پاسخ مکتوب ایران میتواند در تعیین مسیر بعدی نقش داشته باشد. همزمان، افزایش حضور نظامی آمریکا این پیام را منتقل میکند که در صورت شکست گفتوگوها، گزینه دیگری نیز روی میز است.
از سوی دیگر، رزمایش در تنگه هرمز نیز یادآور میشود که این آبراه حیاتی، که بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند، همچنان در معادله تنش حضور دارد و هرگونه تشدید درگیری میتواند پیامدهای فراتر از میدان نظامی داشته باشد.
منطقه در چه مرحلهای قرار دارد؟
بر اساس آنچه این سه رسانه روایت کردهاند، منطقه در نقطهای قرار گرفته که ابزارهای اقدام نظامی فراهم شده، اما تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است. نیویورکتایمز بر ابهام راهبردی و ریسکهای گسترش درگیری تأکید میکند. انبیسی از آمادگی عملیاتی سخن میگوید. وار زون حضور روسیه و چین را بیشتر سیاسی میداند تا تغییردهنده موازنه.
در مجموع، تصویری که از دل این روایتها بیرون میآید، نه تصویر آغاز یک جنگ قطعی، بلکه تصویر مرحلهای است که در آن امکان اقدام نظامی واقعی شده، اما مسیر دیپلماسی نیز هنوز بسته نشده است.
به تعبیر گزارشها، همهچیز به نتیجه گفتوگوها و ارزیابی نهایی کاخ سفید از هزینه و فایده تصمیم بستگی دارد. اگر مذاکرات به چارچوبی قابل قبول برسد، آرایش نظامی میتواند به اهرم فشار تبدیل شود. اگر فاصلهها پر نشود، همان آرایش میتواند کارکردی عملیاتی پیدا کند.
آنچه اکنون دیده میشود، لحظهای است که هم ناوها در حرکتاند و هم مذاکره در جریان است؛ لحظهای که رسانههای آمریکایی آن را نه آغاز جنگ، بلکه مقطع تصمیمگیری توصیف میکنند.