فارن‌پالیسی: ترامپ مرد صبوری نیست/ چه کسی فرمان را زودتر می‌چرخاند؟

چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 22:50
مطالعه 4 دقیقه
ایران آمریکا
فارن پالیسی در مقاله‌ای ادعا می کند که ایران در درک وضعیت خود ریسک زیادی کرده است.

به گزارش زومان، فارن‌پالیسی در مقاله امروز خود این ادعا را اینگونه توضیح می‌دهد: مذاکره کنندگان ایرانی تصور می‌ کنند مذاکرات با آمریکا را تحت کنترل دارند؛ اما نتیجه می‌تواند بسیار پر ریسک باشد.

نویسنده در ابتدای گزارش می‌گوید: کمی پس از غروب ۲۱ فوریه ۲۰۲۲ بود که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، سخنرانی خود را آغاز کرد و عملاً اعلان جنگ علیه اوکراین را رقم زد. آن شب من در هتلی در وین بودم و همه نشانه‌ها حاکی از آن بود که ایران، آمریکا و دیگر طرف‌های باقی‌مانده در مذاکرات هسته‌ای تنها چند ساعت با اعلام توافق فاصله دارند. هماهنگ‌کنندگان اتحادیه اروپا و اعضای هیئت ایرانی نیز همین را می‌گفتند.

اما جنگ اوکراین آغاز شد و توافق هرگز محقق نشد. مشاوران نزدیک به هیئت ایرانی به‌سرعت به این جمع‌بندی رسیدند که جهان پس از جنگ روسیه و اوکراین دیگر شبیه قبل نخواهد بود. این ارزیابی به تهران منتقل شد. عبارتی که بارها در میان مقام‌های ایرانی تکرار می‌شد این بود: «زمستان در راه است» — برگرفته از سریال بازی تاج‌وتخت. انتظار روشن بود: اروپا با بحران شدید انرژی روبه‌رو می‌شود، وحدت غرب می‌شکند و موقعیت چانه‌زنی ایران تقویت می‌شود.

زمستان آمد و رفت. این شرط‌بندی شکست خورد. ارزیابی خوش‌بینانه دولت را از توافقی محروم کرد که می‌توانست بخشی از تحریم‌ها را در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن کاهش دهد. حسگرهای راهبردی یا از کار افتاده بودند یا دقیقاً طبق برنامه عمل می‌کردند؛ یعنی به‌جای به چالش کشیدن انتظارات، آن‌ها را تقویت می‌کردند.

اکنون این خطای محاسبه دیگر یک اتفاق مقطعی به نظر نمی‌رسد، بلکه الگویی تکرارشونده است؛ الگویی که در لحظه‌ای بسیار خطرناک‌تر دوباره سر برآورده است.

مقام‌های درگیر در روند دیپلماتیک فعلی از شکاف فزاینده میان برداشت تهران از مذاکرات و شیوه جدید واشنگتن سخن می‌گویند. یک دیپلمات منطقه‌ای که در میانجی‌گری نقش دارد، از «شکاف سرعت» صحبت می‌کند. به گفته او، اگر مداخله منطقه‌ای نبود، جنگ هفته‌ها پیش آغاز شده بود. نگرانی او فقط اختلاف نظر نبود، بلکه سوءبرداشت بنیادی از زمان بود: «این دولت آمریکا مانند دولت‌های سنتی با ریتم نهادی قابل پیش‌بینی عمل نمی‌کند. ترامپ به دنبال پیروزی‌های سریع و قابل نمایش است. صبر، غریزه راهبردی او نیست.»

پیام او صریح بود: اگر تصور می‌شود مذاکرات تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا طول می‌کشد تا اهرم فشار به دست آورد، این یک خطای جدی است. تحمل واشنگتن برای تأخیر ممکن است بسیار زودتر از آنچه تهران واقع‌بینانه می‌داند به پایان برسد.

نمونه قبلی این برخورد انتظارات با واقعیت، در آستانه جنگ اسرائیل علیه ایران در ژوئن گذشته رخ داد. مقام‌های ایرانی بر اساس سیگنال‌های دیپلماتیک تصور می‌کردند اسرائیل پیش از پایان دور ششم مذاکرات در مسقط حمله نخواهد کرد. برنامه‌ریزان نظامی انتظار داشتند هر حمله‌ای صرفاً تأسیسات هسته‌ای را هدف بگیرد، نه تهران را.

اما پیش از طلوع آفتاب، پایتخت ایران با حملات هماهنگ هوایی و عملیات پهپادی داخلی بیدار شد. جنگ ۱۲ روز طول کشید و دونالد ترامپ در روزهای پایانی، حملات مستقیم آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران را تأیید کرد.

پس از آتش‌بس—و حمله‌ای تهران به پایگاه العدید قطر تصور می شد مذاکرات می‌تواند طبق چارچوب قبلی از سر گرفته شود. اما واقعیت تغییر کرده بود. زیرساخت‌های کلیدی آسیب دیده و غنی‌سازی عملاً به صفر رسیده بود. اهرم چانه‌زنی ایران، تضعیف شده بود.

با این حال، دولت بر همان مبنای چارچوب پیشین مسیر را پیش برد. یک مقام سابق ایرانی اعتقاد دارد: «دولت هنوز در مدل ۲۰۱۵ گیر کرده. اما هم‌راستایی شرایط آن سال بی‌سابقه بود و تکرارشدنی نیست.»

توافق ۲۰۱۵ (برجام) حاصل همگرایی کم‌نظیر اراده سیاسی در واشنگتن، انعطاف راهبردی در تهران و فضای بین‌المللی مساعد برای مصالحه بود. امروز هیچ‌یک از این شرایط وجود ندارد. اکنون واشنگتن خواستار پرداختن به برنامه موشک‌های بالستیک و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران در کنار محدودیت‌های هسته‌ای است. ابزار مذاکره قدیمی عملاً کارایی خود را از دست داده است.

این امر توضیح می‌دهد چرا تصمیم‌گیران ایرانی استقرارهای فزاینده نظامی آمریکا—از جمله اعزام ناو هواپیمابر دوم—را بیشتر به‌عنوان فشار برای وادار کردن به مذاکره می‌بینند تا آمادگی برای تشدید درگیری. باور غالب این است که واشنگتن در نهایت به دنبال توافق هسته‌ای است و از جنگ منطقه‌ای طولانی پرهیز دارد.

مسئله کمبود آمادگی نظامی نیست؛ ایران در حال نمایش توانمندی‌های خود و به گفته گزارش‌های غربی، بازسازی زرادخانه است. مسئله اعتماد بیش از حد به پایان‌بندی آشنای دیپلماتیک است.

به نوشته فارن‌پالیسی از نظر ژئوپلیتیک، محیط پیرامونی ایران تغییر کرده است. سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد از معادله راهبردی ایران خارج شده. حزب‌الله و حماس در جنگ ۲۰۲۳–۲۰۲۴ با اسرائیل بخش زیادی از توان دفاعی خود را از دست داده‌اند. عراق نیز در حال فاصله گرفتن از رویارویی منطقه‌ای است.

نویسندگان گزارش معتقدند که خاورمیانه‌ای که دکترین بازدارندگی ایران بر آن بنا شده بود، تغییر ماهیت داده است اما ایران همچنان در همان چارچوب مذاکره می‌کند.

حتی پس از دیدارهای بنیامین نتانیاهو با ترامپ در واشنگتن، گفت‌وگوهای هدایت‌شده از سوی علی لاریجانی در مسقط و دوحه عمدتاً بر پرونده هسته‌ای متمرکز ماند. مقام‌های ایرانی ظاهراً قانع نشده‌اند که ترامپ مایل به تحمل جنگی فرسایشی با تبادل موشکی طولانی است.

این یک قمار کلاسیک است—برای هر دو طرف. هر دو فرض می‌کنند بالا بردن تنش صرفاً اهرمی برای گرفتن امتیاز است، نه طرحی برای سوزاندن کل خانه. اما خطر بازی «جوجه» در نیت‌ها نیست؛ در این است که آیا پیش از چرخیدن فرمان، زمان تمام می‌شود یا نه.

واشنگتن فشار را افزایش می‌دهد و تهران همچنان مطمئن است مذاکره راه‌حل را به همراه خواهد آورد. اما خواسته‌های جدید آمریکا، ستون اصلی دکترین دفاعی ایران—برنامه موشکی—را هدف گرفته است. پذیرش آن می‌تواند ایران را در معرض آسیب راهبردی قرار دهد؛ رد آن خطر رویارویی را افزایش می‌دهد.

فعلاً تهران متقاعد است که میز مذاکره راه‌حل را تولید خواهد کرد. شاید چنین شود. اما خطر در این فرض مشترک نهفته است که طرف مقابل نخست عقب‌نشینی خواهد کرد. در سیاست لبه پرتگاه، جنگ‌ها معمولاً نه از سر تمایل، بلکه از سر این باور آغاز می‌شوند که هر طرف تصور می‌کند طرف مقابل را به‌خوبی می‌شناسد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.