روسیه در «منطقه مرگ»؛ پیشبینی اکونومیست از اقتصاد جنگی پوتین
با ورود جنگ اوکراین به پنجمین سال، اقتصاد روسیه دستخوش تحولی عمیق شده است؛ تحولی که بازگشت از آن بدون یک بحران دیگر، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است.
این تحلیلی از اکونومیست است. این نشریه نوشت که غرب همچنان منتظر فروپاشی کامل اقتصاد روسیه است، اما این اتفاق رخ نخواهد داد و البته بهبود هم نخواهد یافت. در عوض، اقتصاد روسیه وارد مرحلهای شده که کوهنوردان آن را «منطقه مرگ» مینامند: ارتفاعی بالای ۸۰۰۰ متر که در آن بدن سریعتر از توانایی بازسازیاش، خود را مصرف میکند.
اکونومیست وضعیت فعلی را «تعادل منفی» توصیف میکند. اقتصاد روسیه خودش را سرپا نگه داشته، اما این پایداری به قیمت نابودی پیوستهی ظرفیتهای آیندهاش تمام میشود. در این ارتفاع خطرناک، اکسیژن بهتدریج تمام میشود و هر قدم، انرژی جبرانناپذیری میسوزاند.
دو اقتصاد در یک کشور
در چهار سال گذشته، بدنهی اقتصاد روسیه به دو سیستم کاملاً مجزا تقسیم شده است. سیستم اول، شامل صنایع نظامی و شرکتهای وابسته به آن است؛ اعضای حیاتی که جریان بیوقفهی بودجه دولتی و منابع در اولویت به آنها تزریق میشود. این بخشها در حال رشد، جذب نیرو و سرمایهگذاری هستند و به نیروی کار، سرمایه و کالاهای وارداتی دسترسی دارند.
سیستم دوم اما شامل تمام بخشهای دیگر است: کسبوکارهای خصوصی، صنایع مصرفی و بخشهای غیرنظامی که به حال خود رها شدهاند. اینها اعضای غیرحیاتی بدن هستند که در سرما ماندهاند تا انرژی برای قلب تپندهی ماشین جنگی حفظ شود.
سوخت ماشین جنگی: «اجاره نظامی» به جای نفت
خطرناکترین ویژگی این ساختار جدید، منبع انرژی آن است.
اقتصاد روسیه دیگر با دلارهای نفتی که از خارج میآمد کار نمیکند، بلکه به چیزی شبیه «اجاره نظامی» متکی است. دولت بودجه را به شرکتهای دفاعی منتقل میکند و این شرکتها با ایجاد شغل و خرید مواد اولیه، به ظاهر فعالیت اقتصادی میکنند.
اما یک تفاوت کلیدی وجود دارد: برخلاف درآمد نفت که ثروت واقعی از خارج وارد میکرد، این یک چرخهی بسته و داخلی است که در آن منابع کشور برای تخریب و نابودی مصرف میشوند. به بیان سادهتر، اقتصاد روسیه در حال سوزاندن عضلات خود برای تأمین انرژی است.
این وضعیت یک رکود اقتصادی عادی نیست که با سیاستهای پولی یا مالی دولت حل شود. وضعیت روسیه بیشتر شبیه «بیماری ارتفاع» است؛ هرچه بیشتر در آن ارتفاع بمانید، حالتان بدتر میشود، حتی اگر استراحت کنید.
اکسیژن روسیه در حال اتمام است!
بخش دفاعی روسیه اکنون حدود ۸ درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. در همین حال، «اکسیژن مالی» به شدت در حال کاهش است. کسری بودجه با سرعتی سرسامآور به ۵.۶ تریلیون روبل (۷۳ میلیارد دلار) رسیده که معادل ۲.۶ درصد از تولید ناخالص داخلی و بزرگترین کسری از زمان همهگیری کروناست.
هزینهها آنقدر بالاست که امسال، پرداخت سود بدهیهای دولتی از کل بودجهی آموزش و بهداشت کشور بیشتر خواهد بود. این یعنی پول لازم برای ساخت مدارس و بیمارستانها، حالا صرف پرداخت سود وامهای جنگی میشود.
حتی افزایش قیمت نفت هم دیگر کمکی نمیکند. نفت اورال، اصلیترین محصول صادراتی روسیه، با ۲۵ تا ۳۰ درصد تخفیف نسبت به نفت برنت فروخته میشود و درآمدهای صادراتی به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۲۰ نزدیک شده است. این ضعف تنها به دلیل تحریمها نیست، بلکه کندی اقتصاد جهانی، کاهش تقاضای چین و رکود در اروپا نیز به آن دامن زده است.
چرا پوتین به جنگ ادامه میدهد؟
منطق اقتصادی میگوید که این شرایط وخیم باید کرملین را به سمت میز مذاکره سوق دهد. اما ولادیمیر پوتین نه تنها به شاخصهای داخلی، بلکه به وضعیت رقبای خود نیز نگاه میکند.
از نگاه پوتین، اروپا در بحرانهای ساختاری خود غرق شده، اوکراین خسته و به حمایت غرب وابسته است و اقتصاد جهانی نفسی برایش نمانده است. این تصویر باعث میشود فشار اقتصادی به جای آنکه زمینهساز صلح باشد، منطق ادامهی جنگ را تقویت کند.
در نهایت، روسیه احتمالاً میتواند جنگ را برای مدتی دیگر ادامه دهد، اما هیچ کوهنوردی برای همیشه در «منطقه مرگ» زنده نمیماند. هر سال اضافی در این ارتفاع، ریسک یک بحران سیستمی، فروپاشی نهادی و آسیبهای جبرانناپذیر را بیشتر میکند. پرسش اصلی این است که وقتی روسیه سرانجام نزول خود را آغاز کند، چه نوع کشوری از دل این بحران بیرون خواهد آمد و آیا غرب برای آن روز برنامهای دارد؟
به نظر شما، اقتصاد روسیه تا چه زمانی میتواند در این «منطقه مرگ» دوام بیاورد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.