راز کالا برگ وسط ماه: یک نگرانی پنهان در بانک مرکزی
سؤال ساده بود: چرا کالابرگ وسط ماه شارژ میشود؟ پاسخ وزیر به «شوک تقاضا» اشاره داشت. اما اگر منبع تأمین ۸۰ همت همزمان مهیا نشود و پای تنخواه بانک مرکزی به میان بیاید، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند.
پاسخ رسمی؛ ترس از همزمانی دو موج پول
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفته منطق بانک مرکزی روشن است:
اگر اعتبار کالابرگ (حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان) در ابتدای ماه و همزمان با واریز حقوقها فعال شود، «دو موج قدرت خرید» همزمان وارد بازار میشود و میتواند فشار تورمی بسازد. بنابراین زمان شارژ به نیمه ماه منتقل شده تا تقاضا در طول ماه پخش شود.
این توضیح، از منظر سیاست پولی، قابل فهم است: مدیریت زمانبندی تقاضا برای جلوگیری از شوک کوتاهمدت به قیمتها.
اما زومان میپرسد: فقط زمانبندی مهم است، یا داستان اصلی در «منبع تأمین» نهفته است؟
شوک تقاضا؛ یعنی عرضه چقدر کشش دارد؟
وقتی سیاستگذار از «شوک تقاضا» حرف میزند، یعنی بازار کالاهای اساسی در کوتاهمدت انعطاف کامل ندارد. ممکن است در مقیاس سالانه کمبود مطلق وجود نداشته باشد، اما شبکه توزیع و موجودی فروشگاهها توان جذب یک جهش همزمان تقاضا را نداشته باشند. نتیجه، واکنش قیمتی است حتی بدون چاپ پول جدید.
پس نگرانی لزوماً به معنای کمبود قطعی کالا نیست؛ به معنای حساسیت قیمتها به موجهای فشرده تقاضاست.
منبع ۸۰ همت؛ گره اصلی کجاست؟
قرار بود بخشی از منابع کالابرگ از محل اصلاح نرخ ارز ترجیحی تأمین شود؛ با فاصله گرفتن از نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان و حرکت به سطوح بالاتر، مابهالتفاوتی ایجاد میشود که میتواند پشتوانه پرداختهای حمایتی باشد.
در این سناریو، اگر منابع حاصل از اصلاح نرخ ارز همزمان و واقعی وصول شود، اثر پولی مستقیمِ تازهای بر پایه پولی ندارد؛ دولت از محل جابهجایی رانت ارزی، حمایت را تأمین میکند. در این حالت، دغدغه اصلی همان مدیریت زمان تقاضاست.
اما سناریوی دوم ظریفتر و حساستر است:
اگر منابع ارزی یا ریالیِ ناشی از اصلاح نرخ، با تأخیر محقق شود و دولت برای پرداخت به سراغ تنخواه بانک مرکزی برود، قصه فرق میکند. تنخواه بهطور موقت ترازنامه بانک مرکزی را درگیر میکند و اگر بهموقع تسویه نشود، اثر پولی میگذارد. در چنین وضعی، نگرانی از «همزمانی دو موج قدرت خرید» فقط مسئله زمانبندی نیست؛ به کیفیت تأمین مالی هم گره میخورد.
به بیان سادهتر:
اگر پولِ کالابرگ از منبع واقعی و همزمان بیاید، مسئله بیشتر مدیریت بازار است.
اگر از تنخواه بیاید و با تأخیر تسویه شود، مسئله به تورم پولی هم نزدیک میشود.
مهلت دوماهه؛ مهندسی تقاضا در تقویم
طراحی مهلت مصرف دوماهه (و قابل تمدید تا سه ماه) نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند: پخش تقاضا در زمان. هرچه تمرکز خرید در یک بازه کوتاه کمتر باشد، فشار بر قیمتها کمتر است. حتی اضافه شدن محصولات کشاورزی به فهرست، در صورت تصویب، میتواند تقاضا را متنوعتر کند و تمرکز را از چند قلم محدود بردارد—به شرط آنکه عرضه بهاندازه باشد.
پیام پنهان؛ حساسیت به زمان یعنی چه؟
در اقتصادی با عرضه عمیق و انتظارات مهارشده، جابهجایی دو هفتهای در زمان تزریق اعتبار معمولاً اثر معناداری ندارد. اینکه زمان شارژ کالابرگ به مسئله سیاستی تبدیل شده، یک پیام روشن دارد:
بازار نسبت به موجهای تقاضا حساس است و سیاستگذار نمیخواهد ریسک کند—چه از کانال عرضه، چه از کانال پول.
۸۰ همت و دو سناریو؛ تفاوت از کجا شروع میشود؟
کالابرگ وسط ماه شارژ میشود تا شوک تقاضا کنترل شود؛ این روایت رسمی است. اما روایت کاملتر به منبع ۸۰ همت برمیگردد:
- اگر اصلاح نرخ ارز ترجیحی، منابع را همزمان و واقعی فراهم کند، مسئله بیشتر مدیریت زمان تقاضاست.
- اگر تأمین با تأخیر باشد و پای تنخواه بانک مرکزی وسط بیاید، حساسیت به زمانبندی معنای پولیتری پیدا میکند.
زومان پشت عددها میایستد. اینبار هم عدد ۸۰ همت فقط یک رقم نیست؛ نشانهای است از تلاقی سیاست ارزی، کسری بودجه و نگرانی از تورم—جایی که تقویم پرداختها به زبان اقتصاد کلان سخن میگوید.