کارتهای بازی جدید ایران روی میز ترامپ
به گزارش زومان، دیپلماسی ایران در برابر آمریکا پوست میاندازد. نشانهها حاکی از آن است که راهبرد ایران برای گفتوگو با آمریکا در حال فاصلهگرفتن از منطق کلاسیک «رفع تحریمها در برابر تعهدات حقوقی» است. بهجای آن، یک رویکرد عملگرایانهتر در حال شکلگیری است:
باز کردن کانالهای مشخص اقتصادی، محدود، قابلکنترل و کمهزینه سیاسی برای هر دو طرف.
در رویکرد جدید، اقتصاد دیگر موضوع مذاکره نیست، بلکه ابزار مذاکره است؛ ابزاری برای ایجاد منافع مشترک و ملموس که هزینه سیاسی کمی برای هر دو طرف داشته باشد. این را از صحبت مسوولان در ایام اخیر هم میتوان فهمید. مثلا عباس عراقچی در مصاحبه با شبکه سیانان گفته بود:
فکر می کنم اگر به نوعی تفاهم برسیم و اگر سوءتفاهمها و محاسبات غلط برطرف شود، فرصتهای بزرگی برای همکاری اقتصادی میان ایران و آمریکا و همچنین کشورهای منطقه ایجاد خواهد شد. ما اصولاً مشکلی برای همکاری با شرکتهای آمریکایی نداریم.
عبور از برجامِ حقوقی
بهنظر میرسد ایران به این جمعبندی رسیده که چانهزنیهای حقوقیِ فرسایشی دیگر نه برای واشنگتن اولویت دارد و نه برای تهران بازدهی فوری. جای این منطق، به دنبال تعریف چند کانال اقتصادی محدود اما واقعی است؛ کانالهایی که بتوانند اثر فوری روی بازار، معیشت و انتظارات بگذارند و در عین حال، برای طرف آمریکایی هم ریسک سیاسی حداقلی داشته باشند.
کارت اول: کالاهای اساسی، جایی که سیاست عقب مینشیند
نخستین کارت بازی ایران کالاهای اساسی است؛ حوزهای که همیشه در منازعات تحریمی کمتنشترین نقطه بوده است. اما این بار پیشنهاد فراتر از «معافیتهای بشردوستانه» است. طرح جدید احتمالا میتواند شامل خرید بخشی از نیازهای اساسی ایران از طریق شرکتهای آمریکایی یا شرکتهای مرتبط با زنجیره تجاری آمریکا باشد.
این مدل یک تیر و چند نشان است.
- برای ایران: کاهش فشار تأمین کالا و مدیریت انتظارات داخلی
- برای آمریکا: ایجاد منافع اقتصادی مستقیم برای بازیگران تجاری بدون عبور از خطوط قرمز سیاسی
- برای بازار: سیگنال عملی «کارکردن کانالها»، نه وعدههای کاغذی
کارت دوم: سرمایهگذاری هوشمند، قفل کردن منافع مشترک
دومین کارت بازی، سرمایهگذاری هدفمند است. نه به معنای بازگشایی کامل اقتصاد، بلکه تمرکز بر حوزههایی که سه ویژگی کلیدی دارند: بازده اقتصادی بالا، حساسیت سیاسی کمتر و پیوند با منافع منطقهای.
در این چارچوب، بخش معدن، انرژی و بهویژه میادین مشترک با کشورهای همسایه برجسته میشود. چنین مدلی ریسک را پخش میکند، پای بازیگران منطقهای را به میان میکشد و هزینه خروج یا اخلال در توافق را برای همه طرفها بالا میبرد. اینجا سرمایهگذاری یک ابزار اعتمادسازی سیاسی نیست، بلکه مکانیسمی برای قفل کردن منافع اقتصادی مشترک است.
کارت سوم: نفت کنترلشده، درآمد بدون شوک سیاسی
سومین و شاید مهمترین کارت، فروش نفت است؛ اما نه با ادبیات آشنای «لغو کامل تحریم نفتی». منطق پیشنهادی میتواند افزایش کنترلشده فروش نفت مازاد بر سطح فعلی باشد، آن هم نه به بازارهای پرریسک، بلکه به کشورها و شرکتهایی که در مدار یا همپیمان اقتصادی آمریکا قرار دارند.
این رویکرد برای ایران به معنای افزایش درآمد بدون ایجاد یک شوک سیاسی بزرگ است. برای آمریکا، امکان کنترلپذیری جریان نفت ایران را فراهم میکند. برای بازار جهانی نیز، یک سیگنال آرامبخش در سمت عرضه خواهد بود و به ثبات قیمتها کمک میکند.
آیا ایران با این کارتهای جدید میتواند با آمریکا توافق کند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.