آمریکا چه توافقی می‌خواهد؟ روایت فارن‌پالیسی از مذاکرات ترامپ با ایران

تحلیل مسیرهای غیرکلاسیک توافق میان واشنگتن و تهران
سه‌شنبه 21 بهمن 1404 - 19:32
مطالعه 5 دقیقه
دونالد ترامپ
مذاکرات پیش روی ایران و آمریکا، بیش از آن‌که یادآور یک توافق کلاسیک هسته‌ای باشد، نشانه‌ جست‌وجوی مسیرهای غیرمتعارف برای عبور از بن‌بست تحریم‌هاست.
تبلیغات

به گزارش زومان، در شرایطی که هزینه سیاسی رفع گسترده تحریم‌ها برای واشنگتن بالاست و تهران نیز چشم‌انداز روشنی برای گشایش اقتصادی نمی‌بیند، پرسش اصلی این است که گزینه‌های میانی چه هستند. فارن‌پالیسی در تحلیلی تازه، با مرور تجربه‌هایی چون ونزوئلا، عراق و کانال‌های مالی قطر، می‌کوشد نشان دهد آمریکا در مواجهه با کشورهای تحت تحریم، چه ابزارهایی فراتر از دوگانه «لغو یا تشدید تحریم» در اختیار دارد؛ ابزارهایی که می‌توانند مسیر گفت‌وگوها را از قالب‌های آشنا خارج کنند.

چشم انداز گفت و گوی های عمان از دریچه تاریخ

فارن‌پالیسی در تحلیلی به بررسی چشم‌انداز گفت‌وگوهای پیشِ روی ایران و آمریکا در عمان پرداخته و از همان ابتدا بر این نکته تأکید می‌کند که دلایل متعددی برای بدبینی نسبت به این مذاکرات وجود دارد.

مذاکره‌کنندگان با بار سیاسی سنگینی وارد گفت‌وگو می‌شوند؛ باری که از پنج دور مذاکرات غیرمستقیم سال گذشته باقی مانده و در نهایت نیز با حملات آمریکا و اسرائیل پایان یافت.

برای فهم چشم‌انداز این گفت‌وگوها، فارن‌پالیسی پیشنهاد نمی‌دهد به «راه‌حل‌های آماده»، بلکه به تجربه‌هایی نگاه شود که نشان می‌دهد واشنگتن در مواجهه با کشورهای تحت تحریم، چه ابزارهایی را در اختیار دارد.

گره اصلی: بن‌بست رفع تحریم

به نوشته فارن‌پالیسی، دولت ترامپ ممکن است در پی امتیازاتی فراتر از برنامه هسته‌ای باشد؛ از جمله محدودسازی برنامه موشکی، کاهش حمایت از نیروهای نیابتی و حتی نحوه مواجهه با اعتراضات داخلی. در مقابل، مقام‌های ایرانی احتمالاً به دنبال معامله بر سر رفع گسترده تحریم‌ها در برابر برنامه هسته‌ای‌ای هستند که به گفته نویسنده، اکنون عملاً از کار افتاده است.

فارن‌پالیسی یادآوری می‌کند که لغو گسترده تحریم‌ها، برخلاف تصور رایج، نه‌تنها تصمیمی فنی بلکه اقدامی با هزینه سیاسی بالاست. تجربه لغو سریع تحریم‌های سوریه تنها به دلیل تغییر کامل در رهبری سیاسی آن کشور ممکن شد؛ شرایطی که در مورد ایران وجود ندارد. افزون بر این، حتی تخفیف محدود تحریم‌ها پس از اعتراض‌های دی‌ماه، می‌تواند هزینه سیاسی قابل توجهی برای دولت ترامپ ایجاد کند.

در چنین شرایطی، پرسش محوری این است که آمریکا در موارد مشابه، چگونه از بن‌بست رفع تحریم توانسته عبور کند.

فارن‌پالیسی در پاسخ به این پرسش، مجموعه‌ای از تجربه‌ها را مرور می‌کند؛ از ونزوئلا تا عراق و کانال‌های مالی قطر که هر یک بخشی از منطق تصمیم‌سازی واشنگتن را نشان می‌دهند.

مدل ونزوئلا: عبور از بن‌بست بدون لغو تحریم

به نوشته فارن‌پالیسی، تجربه ونزوئلا بیش از آن‌که یک الگوی سیاسی باشد، نمونه‌ای از ابتکارهای مالی وزارت خزانه‌داری آمریکا در شرایط تحریمی است.

در چارچوب توافق با مقام‌های ونزوئلایی، واشنگتن بدون لغو رسمی تحریم‌ها، عملاً کنترل جریان درآمدهای نفتی این کشور را در دست گرفت.

در این مدل، درآمدهای نفتی به‌عنوان «دارایی دولت ونزوئلا» شناخته می‌شود، اما در حساب‌هایی امانی در قطر نگهداری می‌شود و برداشت از آن‌ها تحت نظارت آمریکا انجام می‌گیرد. به باور فارن‌پالیسی، نوآوری این توافق در ترکیب دو ظرفیت وزارت خزانه‌داری است: نگهداری امانی دارایی دولت‌های خارجی و ایجاد کانال‌های مالی ویژه از طریق بانک‌های کشورهای ثالث. 

مدل عراق: ریشه تاریخی یک ابزار

فارن‌پالیسی تأکید می‌کند که الگوی ونزوئلا بی‌سابقه نیست و ریشه‌های آن را می‌توان در تجربه آمریکا در مدیریت درآمدهای نفتی عراق پس از سال ۲۰۰۳ یافت. در آن مقطع، «صندوق توسعه عراق» در بانک فدرال رزرو نیویورک ایجاد شد و درآمدهای نفتی عراق در آن نگهداری می‌شد.

در این روایت، تجربه عراق نه به‌عنوان نسخه‌ای قابل تکرار، بلکه به‌عنوان منبع الهام نهادی برای ابزارهای کنونی وزارت خزانه‌داری آمریکا مطرح می‌شود.

قطر: زیرساخت مالی مشترک

در تحلیل فارن‌پالیسی، نقش قطر نه به‌عنوان بازیگر سیاسی، بلکه به‌عنوان میزبان کانال‌های مالی ویژه تعریف شده است. نویسنده یادآوری می‌کند که این نخستین بار نیست که چنین نقشی به دوحه واگذار می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۲۳ و در جریان مبادله زندانیان، دولت بایدن با انتقال ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران از کره جنوبی به قطر موافقت کرد. این منابع در حساب‌هایی متعلق به بانک مرکزی ایران و تحت نظارت خزانه‌داری آمریکا نگهداری می‌شد و تنها برای واردات اقلام بشردوستانه قابل استفاده بود؛ کانالی که پس از حملات ۷ اکتبر عملاً مسدود شد. 

بازگشت به ایران: چرا این مدل‌ها مهم‌اند؟

فارن‌پالیسی تصریح می‌کند که مرور این تجربه‌ها به معنای قابل تعمیم بودن آن‌ها به ایران نیست. با این حال، این موارد نشان می‌دهد که در منطق تصمیم‌سازی واشنگتن، گزینه‌هایی میان «رفع کامل تحریم‌ها» و «فشار حداکثری مطلق» وجود دارد.

در همین نقطه است که تحلیل از روایت صرف فراتر می‌رود و به بررسی امکان‌های میانی می‌پردازد؛ امکان‌هایی که بدون لغو رسمی تحریم‌ها، نوعی تخفیف اقتصادی محدود ایجاد می‌کنند. 

مسئله واقعی چیست؟

به نوشته فارن‌پالیسی، ذخایر ارزی ایران بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود، اما تنها بخشی از آن در دسترس فوری قرار دارد. از نگاه این تحلیل، مسئله اصلی نه حجم ذخایر، بلکه کیفیت دسترسی به آن‌هاست.

نویسنده استدلال می‌کند که محدودیت دسترسی به درآمدهای نفتی و ذخایر بانک مرکزی، فشار شدیدی بر بازار ارز وارد کرده و توان سیاست‌گذار پولی برای مهار نوسانات را کاهش داده است. در همین چارچوب، فارن‌پالیسی یادآوری می‌کند که مقام‌های ایرانی در توافق ۲۰۲۳ حاضر شدند سطحی از نظارت امانی را در برابر دسترسی آزادتر به منابع بپذیرند، هرچند این تجربه نیز ناتمام ماند.

در عین حال، بسیاری از تحلیل‌گران در ایران معتقدند هرگونه ترتیبات مالی که شائبه مداخله خارجی در درآمدهای نفتی ایجاد کند، با حساسیت‌های حقوقی و حاکمیتی جدی روبه‌رو خواهد شد. اصل ۱۵۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هرگونه قراردادی را که به سلطه بیگانه بر منابع طبیعی یا اقتصادی کشور بینجامد، ممنوع می‌داند و در تحلیل‌های داخلی، به‌عنوان یکی از محدودکننده‌های مهم هرگونه ترتیبات مالی مبتنی بر نظارت خارجی مورد اشاره قرار می‌گیرد.

تصمیم‌سازی در شرایط گزینه‌های محدود

فارن‌پالیسی در پایان تحلیل خود، میان شرایط کنونی ایران و مقطع پایان جنگ ایران و عراق نوعی مقایسه تاریخی برقرار می‌کند. این نشریه آمریکایی با اشاره به جمله معروف بنیان‌گذار جمهوری اسلامی درباره «نوشیدن جام زهر»، یادآوری می‌کند که آن تصمیم در بستری از فشار شدید، محدودیت گزینه‌ها و ضرورت پایان دادن به یک بحران فرساینده اتخاذ شد.

به روایت فارن‌پالیسی، پس از پایان جنگ، مسیر تازه‌ای در سیاست اقتصادی ایران گشوده شد؛ مسیری که در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی با تمرکز بر بازسازی اقتصادی و تلاش برای گشودن کانال‌های محدود همکاری اقتصادی با خارج همراه بود. در همین چارچوب، پیشنهاد همکاری با شرکت‌های آمریکایی ــ از جمله توافق نافرجام با شرکت نفتی کونوکو برای سرمایه‌گذاری در میادین نفتی ایران در میانه دهه ۷۰ ــ به‌عنوان نمادی از این رویکرد مطرح می‌شود؛ تلاشی که در نهایت به دلیل مخالفت دولت آمریکا به سرانجام نرسید.

فارن‌پالیسی با یادآوری این تجربه، این برداشت را مطرح می‌کند که ایران امروز نیز در شرایطی قرار دارد که گزینه‌ها محدود و هزینه‌ها سنگین است و مذاکره‌کنندگان ایرانی با وضعیتی کم‌وبیش مشابه از نظر فشارهای خارجی و اقتصادی روبه‌رو هستند. از نگاه این نشریه، گفت‌وگوهای پیشِ رو بیش از آن‌که به یک «توافق بزرگ» منتهی شوند، می‌توانند بازتاب‌دهنده همین منطق تصمیم‌گیری در شرایط فشار باشند.

با این حال، در فضای تحلیلی داخل ایران نگاه‌های متفاوتی نسبت به این مقایسه وجود دارد. از جمله عباس عراقچی، مذاکره‌کننده ارشد ایران، که به‌صراحت تأکید کرده است مسیر کنونی مذاکرات بیش از هر چیز نیازمند ایستادگی و حفظ خطوط اصلی سیاست کشور است و نباید آن را تکرار ساده تجربه‌های تاریخی تلقی کرد. از این منظر، اگر گفت‌وگوهای پیشِ رو به نتیجه‌ای برسند، نه بازتولید یک تجربه تاریخی خواهند بود و نه تکرار یک الگوی از پیش‌تعیین‌شده؛ بلکه بازتاب توازن دشواری میان فشارهای بیرونی، ظرفیت‌های داخلی و محاسبه هزینه–فایده در سیاست خارجی ایران خواهند بود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.