پیامرسان هستهای میان ایران و آمریکا؛ «فاکتور گروسی»
به گزارش زومان، تیم مذاکره ایران و آمریکا این بار در ژنو مشغولند؛ مذاکراتی که همچنان گفته میشود غیرمستقیم است و علاوه بر مباحث سیاسی، قرار است بحثهای اقتصادی و فنی را نیز در برگیرد.
تفاوت کلیدی این دور از مذاکرات در «تعدد کانالها» است؛ این بار، مذاکرات از دو کانال در حال انجام است؛ قطر و عمان. در حالی که عمانیها میزبانی تیمهای سیاسی را در ژنو بر عهده دارند، قطر به پایگاه اصلی مذاکرات اقتصادی تبدیل شده و میزبان تیم اقتصادی است. حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی، امروز در قطر حضور دارد و فردا به مذاکره کنندگان در ژنو میپیوندد.
اما این تنها تفاوت دور اول با مذاکرات مسقط نیست. اکنون یک کانال ارتباطی جدید ظهور کرده که دیگر خبری از دولت یا کشور ثالث نیست. درواقع غافلگیری اصلی، ملاقات زودهنگام عباس عراقچی با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیش از آغاز رسمی مذاکرات بود؛ آن هم به محض ورود وزیر خارجه به ژنو.
چرا نقش گروسی مهم است؟
گروسی برخلاف میانجیهای سنتی مثل عمان و قطر، یک مقام بینالمللی و با اعتبار فنی و حقوقی در مسیر ارتباطی تهران و واشنگتن است. این جایگاه به ایران اجازه میدهد تا پیامهای فنی درباره برنامه و فعالیت هستهای خود را بدون واسطه و تفسیر یک کشور ثالث، به شکلی شفاف به آمریکا منتقل کند. این استراتژی، ایران را در موضعی فعالتر قرار میدهد تا شفافیت و انعطافپذیری هستهای خود را بدون واسطه به رخ بکشد؛ پیامها دیگر در راهروهای دیپلماتیک پایتختها دست به دست نمیشوند بلکه مستقیماً به یک شخص حقیقی ارائه میشوند و از آنجا به واشنگتن میرسند.
البته برای گروسی نیز این یک چالش بزرگ است. او باید ضمن شفافسازی مسیر مذاکرات و کاهش سوءتفاهمها، بیطرفی کامل خود را حفظ کند تا اعتماد هر دو طرف را از دست ندهد. هرچند معلوم نیست گروسی بتواند بر این لبه تیغ متعادل حرکت کند.
معماری دیپلماسی سه سطحی ایران
با این چیدمان، ایران در حال پیشبرد یک دیپلماسی سه سطحی هوشمندانه است:
۱. سطح عملیاتی: این لایه توسط وزارت امور خارجه و عباس عراقچی در مذاکرات مستقیم با نماینده آمریکا، استیو ویتکاف، هدایت میشود. این همان جایی است که چانهزنیهای اصلی صورت میگیرد.
۲. سطح راهبردی: این رویکرد کلان ایران برای نقشآفرینی در معادلات منطقه و تثبیت جایگاه خود فراتر از پرونده هستهای است، به طوری که حل و فصل مسائل منطقهای و افزایش نفوذ تهران را نیز در دستور کار قرار میدهد.
۳. سطح فنی: اینجا همان نقطهای است که رافائل گروسی محوریت پیدا میکند. او تنها شخص حقیقی در این معادله است که به عنوان یک پل ارتباطی فنی با تمرکز ویژه بر برنامه هستهای بین ایران و آمریکا عمل میکند.
نظر شما درباره این استراتژی دیپلماسی ایران چیست؟