ناوگان جدید ترامپ؛ طبل جنگ یا بلوف مذاکره؟

شنبه 11 بهمن 1404 - 18:00
مطالعه 2 دقیقه
ترامپ
ورود ناوگان ضربتی آمریکا به منطقه، معادله‌ی تنش میان تهران و واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است.
تبلیغات

خلیج فارس شاهد ترافیک سنگین و دلهره‌آور است. ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و ناوگان ضربتی همراهش، صرفاً یک جابه‌جایی نظامی معمولی نیست؛ بلکه چیدمان مهره‌های جدیدی روی صفحه شطرنج خاورمیانه است که گزینه‌های تهاجمی دونالد ترامپ را به طرز چشمگیری افزایش داده‌است. بوی باروت این آرایش نظامی حالا بازارهای مالی و نفتی را نیز دچار سرگیجه کرده است.

به‌گزارش زومان و به نقل از بلومبرگ، این تحرکات نظامی در حالی انجام می‌شود که پیام‌های ارسالی از کاخ سفید همچنان متغیر و گاه متناقض به نظر می‌رسند. از یک سو صحبت از «نابودی کامل برنامه هسته‌ای» است و از سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا ابراز امیدواری می‌کند که مجبور به استفاده از این «آرمادای عظیم» نشود.

این سردرگمی استراتژیک، تحلیلگران را با این پرسش روبرو کرده که آیا هدف واقعی، یک درگیری نظامی تمام‌عیار است یا صرفاً اهرمی سنگین برای کشاندن تهران به پای میز مذاکره؟

جنگ‌افزارهایی که نیاز به اجازه ندارند

یکی از نکات کلیدی در استراتژی جدید آمریکا، استقلال عملیاتی است. پس از آنکه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، نگران از تلافی‌جویی ایران، اعلام کردند که اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای حمله نخواهند داد، واشنگتن مسیر دیگری را برگزید. مایکل آیزنشتات، پژوهشگر انستیتوی واشنگتن، معتقد است که حضور ناوگروه لینکلن با حدود ۴۵ هواپیما، از جمله جنگنده‌های پیشرفته F-35C، یک مزیت حیاتی ایجاد کرده است: «ما برای انجام حمله نیازی به اجازه هیچ کشور منطقه‌ای نداریم.»

علاوه بر قدرت دریایی، آمریکا جنگنده‌های F-15E مجهز به بمب‌های سنگرشکن GBU-28 را در منطقه مستقر کرده است. این بمب‌ها دقیقاً برای همان چیزی طراحی شده‌اند که ایران سعی در پنهان کردنش دارد: تأسیسات عمیق زیرزمینی. با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که برای یک حمله پایدار و جدی، پنتاگون احتمالاً به بیش از یک ناو هواپیمابر نیاز خواهد داشت.

معمای هسته‌ای و خطر پراکندگی مواد

ترامپ مدعی است که حملات ماه ژوئن برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده اما واقعیت میدانی پیچیده‌تر است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هشدار داده که دانش هسته‌ای در ذهن دانشمندان ایرانی محفوظ است و غنی‌سازی می‌تواند به‌سرعت از سر گرفته شود. خطرناک‌ترین سناریو، هدف قرار دادن ذخایر اورانیوم غنی‌شده بدون امکان راستی‌آزمایی است؛ اقدامی که می‌تواند به جای حل مسئله، به فاجعه‌ای زیست‌محیطی و پراکندگی مواد رادیواکتیو منجر شود.

ترامپ در جلسه کابینه گفت: «من به آن‌ها دو چیز گفتم: اول، هیچ برنامه هسته‌ای؛ دوم، کشتن معترضان را متوقف کنید.»

کارت‌های بازی تهران روی میز

در سوی دیگر ماجرا، ایران دست‌بسته نیست. با وجود آسیب‌هایی که پدافند هوایی این کشور در درگیری‌های اخیر دیده، توان تلافی‌جویی تهران همچنان یک بازدارنده قوی محسوب می‌شود. فابیان هینتز، تحلیلگر مسائل استراتژیک، بر این باور است که زرادخانه موشکی ایران هنوز قادر است اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا را تهدید کند.

خطر واقعی اما در دریا نهفته است. توانمندی‌های نامتقارن ایران شامل مین‌های دریایی، قایق‌های تندرو، زیردریایی‌های کوچک و پهپادها می‌تواند کابوسی برای کشتی‌رانی تجاری در تنگه هرمز باشد. هینتز تأکید می‌کند: «اگر ایران بخواهد برای کشتی‌رانی غیرنظامی مزاحمت ایجاد کند، متوقف کردن آن بسیار دشوار خواهد بود.» چنین اقدامی می‌تواند شوک قیمتی عظیمی به بازار نفت وارد کند؛ دقیقاً همان چیزی که اقتصاد جهانی در حال حاضر از آن وحشت دارد.

به نظر شما آیا این لشکرکشی نظامی در نهایت به یک درگیری تمام‌عیار ختم می‌شود یا زمینه‌ساز یک توافق جدید خواهد بود؟ دیدگاهتان را بنویسید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.