چرا چین در لحظه‌های حساس ایران عقب می‌ایستد؟

پنج‌شنبه 9 بهمن 1404 - 13:36
مطالعه 4 دقیقه
پرچم ایران و چین
ترامپ احتمال جنگ را تشدید کرده اما پکن آرام نشسته است. آیا در روز مبادا، اژدهای زرد سپر تهران خواهد شد؟ پاسخ ساده نیست؛ پای منافع در میان است.
تبلیغات

وال‌استریت‌ژورنال روزنامه‌ای که در فضای سیاسی آمریکا به تحلیل‌های محافظه‌کارانه در اقتصاد و سیاست خارجی شناخته می‌شود – در گزارشی تازه به واکنش محتاطانه چین نسبت به تشدید تنش‌ها پیرامون ایران پرداخته است. تحلیلی که نقطه عزیمت آن نه تهدیدهای نظامی، بلکه سکوت حساب‌شده پکن است؛ سکوتی که از نظر این روزنامه، تصادفی نیست.

وقتی لحن واشنگتن تند می‌شود، پکن معمولاً آرام‌تر حرف می‌زند. وال‌استریت‌ژورنال این رفتار را نه نشانه بی‌تفاوتی، بلکه بازتاب یک «عدم تقارن ساختاری» در رابطه ایران و چین می‌داند: ایران برای چین مهم است، اما نه حیاتی؛ در حالی‌که چین برای ایران نقشی به‌مراتب تعیین‌کننده‌تر دارد.

پکن رابطه با تهران را نه از زاویه اتحاد راهبردی به معنای کلاسیک، بلکه از دریچه مدیریت ریسک می‌بیند. از این منظر، سه ملاحظه اصلی در محاسبات چین برجسته است: حفظ ثبات منطقه‌ای، تضمین جریان انرژی، و پرهیز از تغییرات سیاسی غیرقابل پیش‌بینی که بتواند موازنه موجود را برهم بزند.

عدم تقارن از کجا می‌آید؟

به نوشته وال‌استریت‌ژورنال، پکن رابطه با تهران را نه از زاویه اتحاد راهبردی به معنای کلاسیک، بلکه از دریچه مدیریت ریسک می‌بیند. از این منظر، سه ملاحظه اصلی در محاسبات چین برجسته است: حفظ ثبات منطقه‌ای، تضمین جریان انرژی، و پرهیز از تغییرات سیاسی غیرقابل پیش‌بینی که بتواند موازنه موجود را برهم بزند. این نگاه، بیش از آن‌که ایدئولوژیک باشد، عمل‌گرایانه است.

این فقط یک تحلیل ذهنی نیست؛ رفتار دیپلماتیک چین نیز همین احتیاط را تأیید می‌کند. روابط تهران و پکن اگرچه در سال ۱۳۹۴ و هم‌زمان با سفر شی جین‌پینگ به ایران به سطح «مشارکت راهبردی جامع» ارتقا یافت، اما همان سفر آخرین حضور رسمی رئیس‌جمهور چین در تهران باقی ماند. نزدیک به یک دهه گذشته و شی جین‌پینگ با وجود سفرهای مکرر به کشورهای منطقه، به ایران بازنگشته است. وال‌استریت‌ژورنال این فاصله را نه تصادفی، بلکه نشانه‌ای معنادار از جایگاه واقعی ایران در اولویت‌های دیپلماتیک پکن می‌داند.

آخرین سفر یک رئیس دولت ایران به چین در بهمن ۱۴۰۱ انجام شد؛ دیداری که در آن دو طرف بر مخالفت با مداخله خارجی تأکید کردند. با این حال، حتی آن ملاقات نیز در شرایطی صورت گرفت که تحریم‌های آمریکا علیه ایران پابرجا بود و روابط واشنگتن–پکن خود در یکی از پرتنش‌ترین دوره‌هایش قرار داشت.

اقتصاد؛ زبان مشترک با سقف مشخص

اقتصاد، به تعبیر وال‌استریت‌ژورنال، اصلی‌ترین زبان مشترک ایران و چین است؛ اما زبانی با واژگان محدود. انرژی ارزان، محور اصلی این رابطه را تشکیل می‌دهد. صادرات نفت و گاز ایران به چین به امنیت انرژی پکن کمک می‌کند و در عین حال، درگیری مزمن تهران و واشنگتن بخشی از تمرکز آمریکا را از شرق آسیا منحرف نگه می‌دارد. برای چین، ایران همچنین ابزاری برای متنوع‌سازی سبد انرژی و کاهش وابستگی به بازیگران سنتی مانند عربستان و روسیه بوده است.

اوج این همکاری در سال ۱۳۹۹ و با امضای «توافق ۲۵ ساله» نمایان شد؛ توافقی که قرار بود در ازای نفت، سرمایه‌گذاری گسترده چین در ایران را به همراه داشته باشد. اما به نوشته وال‌استریت‌ژورنال، فاصله میان وعده و اجرا به‌تدریج به منبع نارضایتی در تهران تبدیل شده است. سرمایه‌گذاری‌ها کند پیش رفته و بخش مهمی از تعهدات، روی کاغذ باقی مانده‌اند.

تی‌پات‌ها؛ نقطه ضعف ساختاری

نگاه به آمار تجارت دوجانبه، این عدم تقارن را عینی‌تر می‌کند. در سال ۲۰۲۵، ایران بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی خود را راهی چین کرد، در حالی که نفت ایران تنها حدود ۱۳ درصد از واردات دریایی نفت چین را تشکیل می‌داد. وال‌استریت‌ژورنال یادآوری می‌کند که خریداران اصلی نفت ایران در چین، نه شرکت‌های ملی بزرگ، بلکه پالایشگاه‌های مستقل موسوم به «تی‌پات» در استان شاندونگ هستند.

این پالایشگاه‌ها با حاشیه سود اندک فعالیت می‌کنند و بقای آن‌ها به خرید نفت تخفیف‌دار از کشورهای تحریم‌شده وابسته است. نکته کلیدی از نگاه این روزنامه آن است که پکن این بازیگران را جزو اولویت‌های راهبردی خود نمی‌داند؛ موضوعی که در شرایط بحرانی، هزینه سیاسی حمایت از آن‌ها را برای دولت چین توجیه‌ناپذیر می‌کند.

امنیت؛ همکاری هست، تضمین نه

چین و ایران همکاری‌های امنیتی مشخصی دارند؛ از رزمایش‌های مشترک دریایی با حضور روسیه گرفته تا فروش برخی تجهیزات نظامی. اما وال‌استریت‌ژورنال تأکید می‌کند که این همکاری‌ها هرگز به معنای ارائه تضمین امنیتی به ایران نبوده است. پکن هم‌زمان روابط خود را با کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و حتی ایالات متحده حفظ کرده و تلاش کرده توازن را بر هم نزند.

این محدودیت در ژوئن ۲۰۲۵ آشکارتر شد. پس از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، واکنش چین عمدتاً در سطح موضع‌گیری لفظی باقی ماند. نماینده چین در سازمان ملل این اقدام را نقض منشور سازمان ملل خواند و وزارت خارجه چین بر آمادگی برای «کمک به گفت‌وگو و صلح‌سازی» تأکید کرد. تماس دیپلماتیک با تهران نیز بیش از آن‌که حامل حمایت عملی باشد، بر نقش پکن به‌عنوان «تسهیل‌گر ثبات» متمرکز بود.

چین و ایران شراکت بر مبنای فرصت طلبی راهبردی

تصویری که وال‌استریت‌ژورنال ترسیم می‌کند، شراکتی است مبتنی بر فرصت‌طلبی راهبردی: رابطه‌ای که تا جایی پیش می‌رود که کم‌هزینه بماند. چین کنار ایران ایستاده، اما نه آن‌قدر نزدیک که در لحظه بحران، حاضر به پرداخت بهای یک تقابل پرهزینه شود. در این چارچوب، سکوت پکن نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از همان محاسبه‌ای است که سال‌هاست سیاست چین در قبال ایران را شکل داده است.

به نظر شما آیا چین در در زمان افزایش تنش ها علیه ایران سکوت می‌کند؟ دیدگاه خود را بنویسید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.