مستندات شکست پروژه فیلترینگ
۱۸ دی شاید به راحتی از خاطرمان پاک نشود؛ ساعت حوالی ۱۰ شب، در جهان متکی بر بستر دیجیتال، اینترنت به یکباره در پهنه ایران خاموش شد.
اینکه دلیل این تصمیم چه بود-با آنکه ساعتها میتوان دربارهاش نوشت- موضوع این گزارش نیست. اینجا قرار است از یک سیاست بگوییم که اقبال عمومی به آن بسیار کم است اما همواره در زمانهای مختلف، در سطوح متفاوت به کار گرفته شد. شاهد هم برای شکست آن کم نیست. سیاستی آشنا که اصلا خوشنام نیست؛ فیلترینگ! همان که مسعود پزشکیان ۱۶ آذر امسال به عنوان رئیس دولت در میان دانشجویان آن را «یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور» خواند و صراحتا گفت «دستور» او به تنهایی برای حل این مساله «کافی نیست».
فیلترینگ انتخاب عموم نیست؛ اما هستند کشورهای دیگری که در مواقعی آن را اجرا میکنند. میپرسید کجا و چطور؟
سانسور اینترنت به معنی جلوگیری از دسترسی به برخی سایتها یا برخی محتواهای سایتهای اینترنتی، به سه شیوه کلی انجام میشود:
- «مسدود سازی»
- «فیلترینگ»
- «قطع اینترنت»
گزارش 2023 ماستر و گارمن (آنطور که گزارش اتاق ایران میگوید) نشان میدهد که «چین» و «ایران» با بالاترین سطح فیلترینگ، از تمام این روشها استفاده کرده و میکنند.
دلایل فیلترینگ در جهان
نکته جالب اشتراک در لیست دلایل فیلترینگ است؛
- «حفظ امنیت ملی»
- «حفظ ثبات سیاسی»
- «حفظ ارزش های اجتماعی»
- «جلوگیری از دسترسی عمومی به محتواهای نامناسب»
- «برگزاری کنکور یا آزمون مدارس»
- «جلوگیری از نفوذ و دزدی اطلاعات»
- «جلوگیری از خرابکاری» و ...
همین گزارش میگوید تقریباً در کشورهای جهان وقتی تصمیم به فیلترینگ گرفته میشود، حتما یک یا چند نمونه از دلایل بالا لیست میشود.
اما نکته جالبتر اینجاست: در گزارش جهانی سانسور اینترنت در سال ۲۰۲۳، نام ایران در لیست کشورهای با بالاترین سطح سانسور و فیلتر در کنار کره شمالی و چین دیده میشود. پس از آن گروه کشورهای عراق، میانمار، پاکستان و ترکمنستان در رده دوم، و گروه کشورهای روسیه، عربستان سعودی، و امارات متحده عربی در رده سوم قرار دارند. (به دلیل عدم دسترسی به اینترنت جهانی، دستیابی به اطلاعات جدیدتر فعلا مقدور نیست!)
دلایل شکست فیلترینگ در ایران
حالا در ابتدای سال ۲۰۲۶ شواهد گواهی میدهد که فیلترینگ ـ حتی در منطق حاکمیت هم ـ سیاستی شکست خورده است. چرا؟
اینجا شاهد از غیب نرسیده؛ ابتدا یک بار دیگر به لیست دلایل عمده فیلترینگ در دنیا (که در بالا آوردهایم) نگاه کنید از حفظ امنیت ملی تا جلوگیری از خرابکاری.
حالا به تاریخ 18 دیماه بازگردیم. نوع واکنش به موضوع ناآرامیهای اخیر در زمینه دسترسی به اینترنت، از فیلترینگ چند سایت و شبکه اجتماعی و حتی سانسور محتوایی عبور کرد و به قطع بیسابقه و گسترده اینترنت در ایران رسید؛ این رفتار نشان می دهد از منظر تصمیمگیران در سطح حاکمیت هم، فیلترینگ دیگر برای صیانت از موارد بالا کارآمد نبوده و تنها راهکار، خاموشی بود!
حالا کمی عقبتر برویم؛ به چند روز قبل از قطع اینترنت در ایران. زمانی که یک رسانه رسمی یعنی خبرگزاری فارس، گزارشی منتشر میکند که اعترافی تلویحی به شکست سیاست فیلترینگ است.
به این تاریخ توجه کنید: ۱۲ دیماه امسال ـ درست ۸ سال پس از فیلتر شدن تلگرام در ایران ـ «فارس» نوشت که «بر اساس دادههای رصدی و پایش محتوای فضای مجازی، پلتفرم تلگرام نقش محوری در شکلدهی، هماهنگی و گسترش اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایفا کرده است».
این یعنی با وجود فیلترینگ تلگرام، این پیامرسان نه تنها آنطور که حامیان فیلترینگ انتظار داشتند حذف نشده، بلکه محبوب و کاربردی نیز بود؛ آن هم با وجود دردسر اتصال با ویپیان و پراکسی و فیلترشکنها و ... تا جایی که بنابر ادعای گزارش فارس، تلگرام نقش «محوری» در شکلدهی و هماهنگی تجمعات داشت.
این گزارش تنها یک هفته پیش از قطع کامل اینترنت در ایران، منتشر شده بود و حالا که کار به خاموش کامل رسیده -به نحوی که حتی دیگر ویپیان و فیلترشکن هم شما را به اینترنت جهانی متصل نمیکند- این سوال به صورتی جدی مطرح میشود: فیلترینگ از کدام مواردی که در منطق حاکمیت قرار بود صیانت کند، حفاظت کرد؟
امنیت اطلاعات؟ گزارشها نشان از گرایش مردم به استفاده از فیلترشکن برای دسترسی به سایتها و شبکههای اجتماعی فیلتر شده دارد؛ پلتفرمهایی با کارایی و ارائه خدمات بالا. اما برخی نرمافزارها که در قالب فیلترشکن عرضه میشوند، بدافزارهایی هستند که به سوءاستفاده از اطلاعات کاربران میانجامد. این یعنی نقطه سر خط. امنیتی که با فیلترینگ صیانت نمیشود؛ از دادههای شخصی گرفته تا امنیت دادهها و زیرساختهای خدماتی مانند بانکها و ...
سوال بعدی این است: با وجود تداوم سیاست فیلترینگ، از سال ۹۸ به این طرف، اینترنت اولین جایی بود که در مواقع بحرانی قطع شد؛ در مورد اخیر به صورت کامل. حالا که فیلترینگ در مواقع بحران و غیربحران برای آنچه حاکمیت میخواست کارآمدی نداشت، چرا این سیاست باید ادامه یابد؟ سیاستی که میلیاردها تومان از منابع عمومی را به خود اختصاص داده، هزینه قابل توجهی بابت خرید فیلترشکن روی دست خانوار میگذارد و نتیجهای هم برای طراحانش نداشته؛ این وسط تنها برنده احتمالا فروشندگان فیلترشکن بودند!
بیایید بگویید کدام توجیه، حالا برای ادامه فیلترینگ کار میکند؟