همزمان با انتشار اخبار ضدونقیض از مذاکرات دوحه، طلا ۳.۵ درصد ارزان و دلار پس از سقفزنی به مرز ۲۷۱ هزار تومان برگشت.
صبح شنبه، بازار هنوز نمیدانست باید به کدام خبر اعتماد کند. از یک طرف، صحبت از میانجیگری قطر و احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا بود؛ از طرف دیگر، خبرهای مربوط به تحرکات نظامی و احتمال دور تازه درگیری همچنان دستبهدست میشد.
به گزارش زومان، قیمت دلار اما انگار منتظر روشنشدن تکلیف سیاست نمانده بود. بعد از حدود یک هفته نوسان محدود، بالاخره از مرز ۲۷۳ هزار و ۴۰۰ تومان عبور کرد و سقف تازهای زد؛ اتفاقی که برای آنان که از صبح قیمتها را دنبال میکردند، مهمترین خبر بازار بود.
- شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵، دلار پس از سقفزنی اول صبح، حوالی ۲۷۱ هزار و ۶۰۰ تومان بسته شد تا نسبت به نرخ بسته شده پنجشنبه تغییر چندانی نداشته باشد.
- تتر با افت ۰٫۱ درصدی به ۲۷۱ هزار و ۸۴۰ تومان رسید.
- در مقابل درهم با نوسان در محدوده ۷۳ هزار و ۴۰۰ تومان، دلار را حدود ۲۷۳ هزار تومان قیمت گذاری کرد تا فشار افزایشی بر بازار تهران و قیمت طلا حفظ شود.
در بازار طلا، روز چندان خوبی برای خریداران رقم نخورد:
- هرگرم طلای ۱۸ عیار ۳٫۵ درصد ارزان شد و به ۲۵ میلیون و ۲۸۲ هزار تومان رسید
- سکه هم با افت ۲٫۴ درصدی در محدوده ۲۶۰ میلیون تومان قرار گرفت.
اگر قرار بر مذاکره است، چرا دلار بالا میرود؟
خبرهای مذاکره از همان ابتدای روز به بازار رسید؛ اول صحبت از ادامه رایزنیهای ایران و قطر در دوحه بود و بعد خبر رسید که تهران در حال بررسی پیشنهاد مکتوب جیدی ونس معاون رئیسجمهور آمریکاست.
با انتشار این خبرها، دوباره بحث اثر مذاکرات بر قیمت دلار و قیمت طلا در بازار بالا گرفت. عدهای امیدوار بودند باز شدن مسیر گفتوگوها قیمتها را پایین بیاورد؛ بعضیها اما چندان به این امید خوشبین نبودند و معتقد بودند بازار دیگر با شنیدن خبر مذاکره، مثل گذشته واکنش نشان نمیدهد.
ردپای این فضا را میتوان در پرسشی دید که آرش، یکی از معاملهگران بازار، صبح زود مطرح کرد:
دوستان از قطر آمدن برای میانجیگری و احتمال زیاد این هفته مذاکره است؛ پس چرا دلار داره بالا میره، مگه نباید پایین بیاد؟
این سؤال، در واقع پرسش بسیاری از افرادی بود که میدیدند خبرهای سیاسی از احتمال گفتوگو حکایت دارد، اما قیمت ارز راه خودش را میرود.
مریم هم در واکنش به بحثهای داغ درباره آینده طلا، با خوشبینی گفت:
دلار نمیزاره قیمت طلا راحت بره پایین.
در همان ساعتها که عدهای هنوز منتظر ریزش بیشتر طلا بودند؛ نیما با اطمینان پیشبینی کرد:
قراره یه دنده معکوس قوی از طلا ببینیم.
اما بازار قرار نبود مطابق پیشبینی هیچکدام از آنها حرکت کند. طلا پایین میآمد، دلار در محدودهای فشرده نوسان میکرد و خبرهای مذاکره هم هنوز آنقدر قطعی نبودند که خیال خریدار و فروشنده را راحت کنند.
دوحه؛ خبرهایی که هر ساعت عوض میشدند
نزدیک ظهر، روایتها درباره مذاکرات جدیتر شد. ابتدا خبر سفر هیئت آمریکایی به دوحه برای گفتوگوی مستقیم با مذاکرهکنندگان ایرانی منتشر شد. بعد صحبت از نقش چین و روسیه بهعنوان ضامنهای توافق احتمالی به میان آمد.
حوالی ساعت ۱۴ هم العربیه از فضای مثبت مذاکرات و درخواست ایران برای دریافت تضمین در ازای بازگشایی تنگه هرمز خبر داد.
اما هنوز زمان زیادی نگذشته بود که خبر سفر هیئت آمریکایی و ازسرگیری مذاکرات مستقیم تکذیب شد. کمی بعد، خبر حضور یکی از معاونان عراقچی در دوحه منتشر شد؛ این بار با توضیح اینکه سفر هیئت ایرانی برای پیگیری مذاکرات اخیر با قطر است و مذاکرهای با آمریکا در قطر در برنامه نیست.
در ادامه نیز خود عراقچی گفت که پیام ونس بررسی شده و در نشستهای سطح عالی به بحث گذاشته شده، اما فعلاً برنامهای برای دیدار با مقامهای آمریکایی وجود ندارد.
این تناقضها به همان اندازه که خبرساز بودند، در میان فعالان بازار هم سردرگمی ایجاد میکردند.
مهدی یکی دیگر از فعالان بازار که احتمال حمله دوباره را جدی میدانست، معتقد بود آمریکا در نهایت کوتاه میآید؛ هرچند درباره پیامدهای این اتفاق هم تردید داشت.
اخبار مختلفی از احتمال حمله و عقبنشینی آمریکا به گوش میرسد و نمیتوان با اطمینان درباره نتیجه ماجرا نظر داد.
فرهاد با استناد به اخبار کانالهای تلگرامی، با مهدی مخالف بود و در پاسخ به او نوشت:
واقعیتشو بخوای اخبارو از کانالی تلگرامی دنبال میکنم. بله صد در صد حمله ای در کاره ولی رفیقمون میگه امریکا کوتا میاد.
این گفت و شنودها نشان میداد که مسئله فقط پیشبینی قیمت دلار نبود. فعالان بازار میخواستند بدانند آیا باید احتمال توافق را جدی بگیرند یا خودشان را برای بازگشت تنش آماده کنند؟
در چنین فضایی، هر خبر تازه میتوانست نظرشان را عوض کند؛ حتی اگر قیمتها هنوز واکنش بزرگی نشان نداده بودند.
طلا پایین آمد؛ بعضیها از فروش عجولانهشان پشیمان شدند
اما با فروکشکردن خبرهای مذاکره، نگاه فعالان بازار دوباره به قیمت طلا برگشت؛ بازاری که برخلاف دلار، روز سختی را پشت سر گذاشته بود.
افت ۳٫۵ درصدی طلای ۱۸ عیار، برای کسانی که در روزهای قبل خرید کرده بودند، فقط یک عدد روی تابلو نبود. بعضیها برای خرید طلا عجله کرده بودند و حالا با دیدن قیمت پایینتر، احساس میکردند میتوانستند کمی بیشتر صبر کنند.
مینا که پنجشنبه برای خرید طلا اقدام کرده بود، از تصمیمش ابراز پشیمانی کرد:
آره اشتباه کردم، آخر وقت بود پنجشنبه، هول هولی شد کارم، وگرنه میخواستم وایسم تا امروز، امروزم کلی پایین زد طلا
برای بعضی دیگر، مسئله فقط زمان خرید نبود؛ آنها برای تأمین هزینههای زندگی یا شروع یک کار مجبور بودند بخشی از طلایشان را بفروشند.
سود یک بازار، حسرت بازار دیگر میشود
شاید تلخترین بخش روایتهای امروز، جایی بود که فعالان بازار بازدهی طلا را با خودرو مقایسه میکردند.
در حالی که طلا و سکه روز منفی داشتند، پژو ۲۰۷ با رشد ۶٫۸ درصدی در سمت دیگر بازار ایستاده بود. این اختلاف، برای کسانی که قبلاً خودرویشان را فروخته و پولش را به طلا تبدیل کرده بودند، معنای شخصیتری داشت.
مانی یکی از همین دست معاملهگران است که تجربهاش را اینطور تعریف کرد:
منم هی اینو تو گوشم خوندن. ماشینمو فروختم طلا خریدم. از روزی ک خریدم هزاری بالا نرفته بلکه پایینتر از خریدم شده. اما همون ماشین ۳۰۰ رفته روش.
در این روایت، مقایسه دو بازار از جنس جدول بازدهی نبود؛ پای یک تصمیم واقعی در میان بود. کسی که با تصور حفظ ارزش پول، خودرویش را فروخته و طلا خریده بود، حالا میدید دارایی قبلیاش گرانتر شده و دارایی جدیدش پایینتر از قیمت خرید قرار گرفته است.
این تجربه فقط به یک نفر محدود نبود. معاملهگران دیگر هم از عقبماندن طلا از خودرو میگفتند و بعضیها با اشاره به رشد قیمت خودرو در هفتههای اخیر، از انتخاب خود دفاع میکردند.
البته رشد یکروزه یا چندروزه خودرو بهتنهایی ثابت نمیکند که این بازار در بلندمدت بازدهی بیشتری خواهد داشت؛ اما برای کسی که امروز با حسرت به قیمت ماشین فروختهشدهاش نگاه میکند، این تفاوت کاملاً ملموس است.
بازار امروز نه به خبرهای مثبت مذاکره کاملاً اعتماد کرد و نه از نگرانیهای سیاسی فاصله گرفت. دلار سقف زد، اما طلا پایین آمد؛ خودرو رشد کرد، اما همه از آن سود نبرده بودند.
شاید همین تناقض، مهمترین تصویر شنبه بود: در بازاری که هر ساعت خبر تازهای میرسد، حتی انتخاب دارایی امن هم دیگر چندان امن به نظر نمیرسد.