پایان جنگ ایران، عادیشدن بازار انرژی و بازگشت بانکهای مرکزی به خرید، پیششرطهای صعود دوبارهی طلا بهشمار میروند.
طلا در آغاز سال به یکی از موضوعات اصلی سرمایهگذاری تبدیل شد و تقاضای بانکهای مرکزی، بهای آن را به رکوردی بالاتر ۵۶۰۰ دلار در هر اونس رساند.
با اینحال، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ و در شرایطی که پایان درگیری خاورمیانه هنوز دور از دسترس بهنظر میرسد، فضای حاکم بر بازار بهشکل محسوسی محتاطانهتر شده. افت قابلتوجه قیمت از رکورد ژانویه نیز نتوانسته چالشهای بنیادی بازار را تغییر دهد.
بهگزارش کیتکو، راب هاورث استراتژیست ارشد سرمایهگذاری در مدیریت ثروت یواس بانک معتقد است بازگشت طلا به سطح ۱۶۰٫۷۵ دلار بهازای هر گرم به پایان جنگ ایران و عادیشدن بازارهای جهانی انرژی وابسته خواهد بود.
تحقق دو شرط یادشده به بانکهای مرکزی اجازه میدهد بار دیگر بر تنوعبخشی به ذخایر رسمی خود تمرکز کنند.
از نگاه هاورث، جذابیت بلندمدت طلا بهعنوان سرمایهگذاری همچنان پابرجاست، اما اولویت یافتن ثبات اقتصادی و امنیت انرژی نسبت به انباشت بیشتر طلا، فشار سنگینی بر بازار وارد میکند.
فکر میکنم تا زمانی که درگیری ادامه داشته باشد، احتمالا فشار بر بازار طلا نیز باقی میماند.- راب هاورث
بازار طلا بار دیگر براساس عوامل بنیادی سنتی -ازجمله نرخ بهره واقعی و ارزش دلار آمریکا- معامله میشود.
عقب نشینی بانکهای مرکزی از خرید طلا
همزمان، بانکهای مرکزی که پیشتر محرک صعود تاریخی طلا بودند، ناچار شدهاند توجه خود را به تامین منابع حیاتی انرژی معطوف کنند. اظهارات تازه هاورث همان چشمانداز محتاطانهای را تقویت میکند که او در اواخر مارس مطرح کرده بود؛ زمانی که هشدار داد انباشت طلا در بخش رسمی دیگر برای بسیاری از بانکهای مرکزی اولویت ندارد.
درگیری در ایران جریان سرمایه جهانی را بهشکل چشمگیری تغییر داده و کشورهایی که با افزایش هزینههای انرژی و مواد غذایی روبهرو هستند، منابع خود را از تنوعبخشی ذخایر به نیازهای فوریتر انتقال دادهاند.
افزایش بازده اوراق قرضه، تقویت دلار آمریکا و رشد تقاضا برای نقدینگی نیز جذابیت سنتی طلا را بهعنوان پناهگاه امن تضعیف کردهاند. هشت ماه پس از آغاز درگیری خاورمیانه، چالشهای زیربنایی بازار بهطور معناداری تغییر نکردهاند؛ حتی با وجود آنکه قیمت طلا فاصله زیادی از رکورد ژانویه گرفته است.
بانکهای مرکزی همچنان درگیر پیامدهای جنگ و ضرورت تامین انرژی هستند و بازار طلا یکی از مهمترین منابع تقاضای پشتیبان صعود قبلی خود را از دست داده.
بهگفته هاورث، آغاز یک بهبود پایدار در قیمت طلا مستلزم روشنترشدن وضعیت درگیری، تجارت جهانی و مسیر آینده خریدهای رسمی خواهد بود.
فکر میکنم باید به همان نقطه بازگردیم؛ یعنی جنگ را پشت سر بگذاریم، درباره تجارت جهانی به شفافیت برسیم و سپس ببینیم کشورها چگونه بازسازی ذخایر بانکهای مرکزی خود را آغاز میکنند.
سرمایهگذاران پیش از شکلگیری یک حرکت صعودی بزرگ دیگر، باید نشانههای ازسرگیری انباشت طلا در بخش رسمی را مشاهده کنند.
بانکهای مرکزی لزوما علاقه بلندمدت خود به طلا را کنار نگذاشتهاند، ولی اولویتهای فوری آنها تغییر کرده. بسیاری از کشورها بهجای گسترش ذخایر پولی، بر محافظت از اقتصاد خود در برابر اختلالهای مداوم انرژی تمرکز دارند.
با اینهمه، کمبود خریدهای قابلتوجه بانکهای مرکزی تنها مانع پیش روی طلا محسوب نمیشود.
اثر چرخه انقباضی فدرال رزرو بر بازار طلا
چرخه انقباضی فدرال رزرو نیز محیط دشواری برای طلای بدون بازده پدید آورده و نرخ بهره واقعی بالاتر همراه با تابآوری دلار آمریکا، تقاضای سرمایهگذاری را محدود میکند.
هرچند انتظار نمیرود فدرال رزرو نرخ بهره را با شدت افزایش دهد، سیاستگذاران همچنان به مهار تورم متعهد ماندهاند.
هاورث گفت: «آنها بر مبارزه با تورم تأکید زیادی دارند، اما تهاجمی عمل نمیکنند.»
بانک مرکزی آمریکا سیاست پولی را با رویکردی سنجیده پیش میبرد و افزایشهای محدود نرخ بهره قرار است بخشی از تسهیلات ارائهشده در چرخه انبساطی قبلی را معکوس کند.
اقتصاددانان مجموعه محل فعالیت هاورث انتظار دارند یک افزایش دیگر نرخ بهره در دسامبر انجام شود و افزایش بعدی نیز در مارس از راه برسد.
بااینحال، چشمانداز سیاست پولی به دادههای اقتصادی جدید و بهویژه آمار تورم وابسته خواهد ماند.
هاورث برآورد میکند همین چرخه انقباضی ملایم برای حفظ قدرت نسبی دلار آمریکا کافی باشد و مانع دیگری در برابر رشد قیمت طلا ایجاد کند.
بازده اوراق خزانهداری از اوجهای اخیر خود پایین آمده، اما کاهش هزینه استقراض هنوز نتوانسته علاقه خرید قابلتوجهی برای طلا ایجاد کند.
نقش چین و هند در برگشت تقاضا به بازار طلا
سرمایهگذاران همچنان در دیگر طبقات دارایی فرصتهایی میبینند که سهام مرتبط با نوآوریهای فناوری و سهام تولیدکنندگان انرژی منتفع از اختلالهای جاری عرضه را دربر میگیرد. رقابت چنین فرصتهایی با طلا، جذب دوباره سرمایه را دشوارتر کرده است.
هاورث ظرفیت بازگشت چشمگیر تقاضای فیزیکی طلا در چین و هند را نیز محدود میداند؛ دو کشوری که در میان بزرگترین بازارهای مصرف فلزات ارزشمند در جهان قرار دارند.
شرایط اقتصادی هر دو کشور همچنان دشوار مانده و توان مصرفکنندگان برای افزایش خرید طلا را کاهش داده است.
تمرکز بانکهای مرکزی بر امنیت انرژی، فشارهای اقتصادی وارد بر مصرفکنندگان و پشتیبانی سیاست فدرال رزرو از دلار آمریکا، شواهد اندکی برای وجود یک محرک کوتاهمدت قدرتمند در اختیار بازار میگذارد.
هاورث گفت: «فکر میکنم هنوز روایت صعودی شکل نگرفته و وقتی به درگیری و نااطمینانی فکر میکنید، چنین وضعیتی برای من جالب است.»
نااطمینانی ژئوپولیتیکی در حالت معمول سرمایهگذاران را به جستوجوی امنیت در طلا سوق میدهد، ولی درگیری کنونی پویایی متفاوتی ساخته. افزایش قیمت انرژی فشارهای تورمی را تشدید میکند و سرمایه را بهسوی نیازهای اقتصادی فوریتر میفرستد.
چشمانداز محتاطانه هاورث بهمعنای پایان نقش طلا بهعنوان دارایی راهبردی ذخیره نیست. احتمال بازگشت خرید بانکهای مرکزی همچنان یکی از ملاحظات مهم بلندمدت بهشمار میرود، بهخصوص هنگامی که کشورها برای تنوعبخشی ذخایر و کاهش وابستگی به ارزهای منفرد تلاش میکنند.
چین نیز در پی استقلال بیشتر از دلار آمریکا و یورو است، اما نااطمینانی درباره جریانهای تجاری و شرایط اقتصادی، ارزیابی سرعت و گستره بازسازی ذخایر طلای بانکهای مرکزی را دشوار میسازد.
دیدگاه شما درباره آینده قیمت طلا چیست؟