الگوهای سنتی اقتصاد نشان میدهند که قیمت طلا در شرایط کنونی باید بسیار پایینتر از ارقام فعلی معامله میشد، اما ایستادگی فلز زرد پیامی آشکار درباره تغییر معادلات بنیادین بازار مخابره میکند.
فدرال رزرو همچنان سیاستهای پولی انقباضی را دنبال میکند، دلار آمریکا موقعیت قدرتمندی دارد و بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا به حدود ۵٫۲ درصد -یعنی بالاترین سطح در ۲۰ سال اخیر- صعود کرده است.
بهگزارش کیتکو نیوز، مدل سازیهای شورای جهانی طلا (World Gold Council) نشان میدهد که با فرض ثبات سایر متغیرها، هر ۲۵ واحد پایه افزایش در بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا به افت تقریبی ۱٫۷۵ درصدی بهای طلا منجر میشود.
بر پایه همین روابط تاریخی و با توجه به اوجگیری بازده اوراق، قیمت هر اونس طلا باید رقمی بسیار کمتر از ۴ هزار دلار را ثبت میکرد، درحالیکه بهای این دارایی در محدوده ۴٬۳۰۰ دلار تثبیت شده و انحراف چشمگیری از الگوهای سنتی نرخ بهره را نشان داده است.
بازار طلا نیز از فشارهای ناشی از جهش بازدهی مصون نمانده و با افت بیش از ۲ درصدی طی هفته جاری، از اوجهای قیمتی اخیر خود فاصله گرفته است.
هرچند افزایش بازده واقعی، هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بهرهای نظیر طلا را بالا میبرد و تقویت دلار آمریکا نیز مانعی جدی برای خریداران به شمار میرود، اما با توجه به شدت این فشارها، دامنه افت قیمت طلا به شکلی چشمگیر مهار شده است.
نگاه فعالان بازار به طلا دیگر صرفا به نوسانات نرخ بهره محدود نمیشود؛ تقاضای پایدار بانکهای مرکزی ستون محکمی برای قیمتها ساخته و جریان سرمایه به صندوقهای قابل معامله با پشتوانه طلا مقاومت مناسبی نشان داده است.
طلا در مواجهه با تورم ماندگار، نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی و نگرانیهای عمیق درباره وضعیت مالی دولتها، کارکرد خود را بهعنوان ابزار تنوعبخشی به سبد داراییها با قدرت حفظ میکند.
بازده ۵ درصدی اوراق خزانهداری در مقایسه با دورههای گذشته مفهومی کاملا متمایز دارد، زیرا بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است.
هر یک درصد افزایش در میانگین نرخ استقراض دولت واشنگتن، در صورت سرایت به تمام بدهیها، سالانه رقمی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار بهرهی مازاد بر هزینههای عمومی تحمیل خواهد کرد.
بازده بالاتر اوراق اگرچه هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش میدهد، اما پیشرانهای اصلی این بازدهی یعنی تورم ادامهدار، رشد شتابان بدهی ملی و تردیدها درباره پایداری مالی بلندمدت، جذابیت سرمایهگذاری در طلا را دوچندان میسازند.
در نهایت یکی از دو مسیر پیشرو خواهد بود؛ یا رشد اقتصادی کند میشود و با پایین کشیدن بازده اوراق، انتظارات برای انقباض پولی بیشتر را از بین میبرد، یا نرخها در سطوح بالا میمانند و آسیبپذیریهای ناشی از بار سنگین بدهیهای آمریکا را آشکارتر میکنند.
به نظر شما آیا طلا میتواند در بلندمدت پیوند سنتی خود با نرخ بهره را کاملا بیاثر کند؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.