نفت دوباره به بالای ۱۰۰ دلار برگشته، اما این بار داستان بازار انرژی به قیمت هر بشکه محدود نمانده است. گازوئیل در آمریکا رکورد تاریخی زده، بازده اوراق خزانهداری به آستانه ۵ درصد رسیده و معاملهگران احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را بالا بردهاند.
این اعداد در ظاهر به بازارهای متفاوتی تعلق دارند، اما یک زنجیره آنها را به هم متصل میکند: انرژی گرانتر میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد؛ افزایش هزینه انرژی و جابهجایی کالا فشار تورمی را بیشتر کند؛ تورم بالاتر نیز بانکهای مرکزی را به حفظ یا افزایش نرخ بهره سوق دهد و در نهایت قیمت وام و تأمین مالی خانوارها و شرکتها را بالا ببرد.
به گزارش رویترز، نفت برنت روز جمعه تا ۱۰۹ دلار و ۹۷ سنت در هر بشکه صعود کرد؛ بالاترین سطح چهار ماه اخیر. قیمت پس از آن از قله روزانه عقب نشست و در معاملات آسیا تا محدوده ۱۰۷ دلار پایین آمد. با وجود این عقبنشینی، برنت در مسیر افزایش حدود ۱۳ درصدی در یک هفته قرار گرفته است.
بنابراین مسئله اصلی برای اقتصاد جهانی نه لمس لحظهای مرز ۱۱۰ دلار، بلکه پرسش دیگری است: آیا نفت بالای ۱۰۰ دلار ماندگار خواهد شد؟
نفت چرا دوباره از ۱۰۰ دلار گذشت؟
بخش مهمی از افزایش قیمت نفت به مسیرهای انتقال انرژی برمیگردد.
تردد در تنگه هرمز، که پیش از جنگ حدود یکپنجم عرضه نفت جهان از آن عبور میکرد، همچنان بهشدت محدود است. دادههای اولیه ردیابی کشتیها نشان میدهد روز چهارشنبه تنها هفت کشتی از این تنگه عبور کردند؛ نصف میانگین ۱۰ روزه.
اکنون بازار گلوگاه دیگری را نیز زیر نظر گرفته است.
حوثیهای همسو با ایران روز پنجشنبه بندر مخا در یمن را تصرف کردند و در امتداد ساحل دریای سرخ به سوی جزایر راهبردی حنیش پیش رفتند. این تحولات حضور آنها را در مسیرهای منتهی به بابالمندب افزایش داده است.
بابالمندب در باریکترین نقطه حدود ۲۹ کیلومتر عرض دارد و دروازه جنوبی دریای سرخ و مسیر دسترسی به کانال سوئز است. بر اساس دادههای کپلر که رویترز منتشر کرده، حجم فرآوردههای نفتی عبوری از این تنگه در ماه ژوئن معادل حدود ۷ درصد تولید جهانی نفت بوده است.
با این حال، بابالمندب فعلاً مختل نشده است. روز پنجشنبه ۲۶ کشتی حامل کالا از این تنگه عبور کردند که تقریباً برابر با میانگین ۱۰ روزه ۲۷ کشتی بود.
این تمایز مهم است: بازار فعلاً خطر اختلال در بابالمندب را میسنجد، نه بسته شدن آن را.
اهمیت این خطر برای عربستان بیشتر است. این کشور، بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، پس از محدود شدن هرمز بیشتر به مسیر دریای سرخ متکی شده است. اگر ناامنی به بابالمندب نیز سرایت کند، یکی از مسیرهایی که بخشی از فشار اختلال هرمز را جذب کرده، خود با مشکل روبهرو خواهد شد.
کشتیها میتوانند به جای دریای سرخ، آفریقا را از دماغه امید نیک دور بزنند، اما این مسیر طولانیتر است؛ یعنی زمان سفر، مصرف سوخت، نیاز به کشتی و در نهایت هزینه حمل افزایش مییابد.
گازوئیل ۶ دلاری؛ نفت وارد جاده میشود
یکی از ملموسترین نشانههای شوک انرژی اکنون در بازار سوخت آمریکا دیده میشود.
طبق دادههای شرکت گسبادی که رویترز منتشر کرده، میانگین قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستینبار در تاریخ از ۶ دلار به ازای هر گالن عبور کرده است.
هر گالن آمریکایی حدود ۳.۷۸۵ لیتر است؛ بنابراین گازوئیل ۶ دلاری معادل حدود ۱.۵۹ دلار برای هر لیتر است.
قیمت گازوئیل آمریکا از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافته است. ذخایر این سوخت نیز با حدود ۱۰۶ میلیون بشکه، ۱۳ درصد پایینتر از میانگین پنجساله قرار دارد.
البته جنگ ایران تنها عامل این وضعیت نیست. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، محدودیت صادرات گازوئیل روسیه و کاهش صادرات فرآوردههای سوختی چین نیز عرضه جهانی را تحت فشار قرار دادهاند.
اهمیت گازوئیل فراتر از هزینه سوخت خودروهاست. کامیونها، بخشی از قطارها و کشتیها، ماشینآلات سنگین و تجهیزات کشاورزی به این سوخت وابستهاند.
بنابراین افزایش قیمت آن میتواند به کرایه حمل کالا منتقل شود؛ هزینهای که در طول زنجیره تأمین از مزرعه و کارخانه تا انبار و فروشگاه حرکت میکند.
در نتیجه حتی خانواری که مستقیماً گازوئیل مصرف نمیکند، ممکن است بخشی از افزایش هزینه انرژی را در قیمت کالاهایی که میخرد ببیند.
مرحله بعد میتواند تورم باشد
این همان نقطهای است که بانکهای مرکزی وارد داستان میشوند.
افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای جهش فوری و هماندازه تورم نیست. شدت اثر به مدت ماندگاری قیمتهای بالا، وضعیت تقاضا در اقتصاد و میزان انتقال هزینه انرژی به قیمت سایر کالاها و خدمات بستگی دارد.
اما هرچه نفت برای مدت طولانیتری بالای ۱۰۰ دلار بماند، احتمال انتقال اثر آن از سوخت به حملونقل، تولید و خدمات بیشتر میشود.
بانک مرکزی اروپا روز پنجشنبه برای دومین بار در سال جاری نرخ بهره را افزایش داد و نسبت به ماندگار شدن فشارهای قیمتی هشدار داد. در آمریکا نیز دادههای تازه نشان داد قیمت تولیدکننده در ماه اوت ۰.۴ درصد افزایش یافته است.
اکنون یکی از مهمترین اعداد برای بازار، تورم مصرفکننده آمریکا است. این داده میتواند مشخص کند فدرال رزرو در نشست هفته آینده تا چه اندازه باید نگران ادامه فشارهای تورمی باشد.
احتمال افزایش نرخ بهره از ۴۹ به ۷۲ درصد رسید
تغییر انتظارات معاملهگران طی فقط یک هفته، شدت تغییر فضای بازار را بهتر نشان میدهد.
یک هفته پیش معاملهگران احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست هفته آینده را حدود ۴۹ درصد ارزیابی میکردند. روز جمعه این احتمال به حدود ۷۲ درصد افزایش یافت.
اگر بانک مرکزی برای مقابله با تورم نرخ بهره را افزایش دهد، اثر شوک انرژی از قیمت سوخت فراتر میرود و به قیمت پول میرسد.
وام گرفتن برای خانوارها گرانتر میشود و شرکتها نیز برای تأمین مالی پروژهها و سرمایه در گردش هزینه بیشتری میپردازند. در نرخهای بالاتر، برخی سرمایهگذاریهایی که پیشتر توجیه اقتصادی داشتند ممکن است به تعویق بیفتند یا کنار گذاشته شوند.
بازار اوراق پیش از تصمیم رسمی فدرال رزرو بخشی از همین تغییر انتظارات را منعکس کرده است.
چرا مرز ۵ درصد برای اوراق مهم است؟
بازده اوراق ۱۰ساله خزانهداری آمریکا روز جمعه تا حدود ۴.۹۷ درصد بالا رفت؛ بالاترین سطوح از اواخر سال ۲۰۲۳ و تنها چند صدم واحد درصد پایینتر از مرز ۵ درصد.
بازده اوراق دوساله که معمولاً حساسیت بیشتری به انتظارات درباره سیاست فدرال رزرو دارد نیز به ۴.۵۹۶ درصد رسید؛ بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۴.
بازده بالاتر اوراق خزانهداری فقط مسئله معاملهگران بازار بدهی نیست. این اوراق یکی از مهمترین نرخهای مرجع برای قیمتگذاری پول در اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی هستند.
افزایش بازده میتواند به وام مسکن، وام خودرو و تأمین مالی شرکتها منتقل شود. در نتیجه خانوار برای خرید خانه یا خودرو و بنگاه برای توسعه کسبوکار با هزینه بالاتری روبهرو میشوند.
اگر بازده اوراق کمریسک دولتی نیز به اندازه کافی بالا برود، مقایسه میان سهام و اوراق تغییر میکند؛ بخشی از سرمایهگذاران ممکن است بازده نزدیک ۵ درصد اوراق خزانهداری را به پذیرش ریسک بیشتر در بازار سهام ترجیح دهند.
نفت تنها دلیل فروش اوراق نیست
با این حال، نسبت دادن تمام افزایش بازده اوراق به نفت تصویر دقیقی ارائه نمیکند.
افزایش بدهی و استقراض دولتها در اقتصادهای توسعهیافته از قبل بازار اوراق را تحت فشار قرار داده بود. سرمایهگذاران برای خرید بدهی بلندمدت در چنین شرایطی بازده بیشتری مطالبه میکنند.
در آمریکا نیز تازهترین عملیات بازخرید اوراق خزانهداری نتوانست نگرانی بازار را کاملاً برطرف کند. دولت ۵.۲ میلیارد دلار اوراق خرید، در حالی که سقف عملیات ۶ میلیارد دلار بود و سرمایهگذاران در مجموع ۱۰.۵ میلیارد دلار اوراق برای فروش عرضه کرده بودند.
منصور محیالدین، استراتژیست ارشد کلان بانک سنگاپور، شرایط کنونی را حاصل ترکیب چند نیرو میداند: قیمت بالاتر نفت، افزایش نگرانی تورمی، موضع سختگیرانهتر بانکهای مرکزی و نگرانی مداوم درباره کسری بودجه.
شوک انرژی بنابراین به بازاری رسیده که پیش از آن نیز زیر فشار بدهی و نرخ بهره قرار داشت.
دلار چرا تقویت شده است؟
اثر این تحولات در بازار ارز نیز دیده میشود. شاخص دلار در معاملات آسیایی نزدیک بالاترین سطح یک هفته اخیر باقی مانده است.
این اتفاق در نگاه اول متناقض به نظر میرسد. نفت گرانتر هزینهای برای اقتصاد آمریکا ایجاد میکند؛ پس چرا دلار باید از آن سود ببرد؟
دو نیرو در جهت مقابل عمل میکنند. افزایش تنشهای ژئوپلیتیک میتواند تقاضا برای دلار بهعنوان دارایی امن را بالا ببرد و افزایش احتمال نرخ بهره بالاتر نیز نگهداری داراییهای دلاری را جذابتر کند.
به همین دلیل شوک انرژی میتواند در کوتاهمدت برای اقتصاد آمریکا هزینه ایجاد کند، اما همزمان از مسیر نرخ بهره و تقاضای دارایی امن از دلار حمایت کند.
اگر نفت بالای ۱۰۰ دلار بماند، چه میشود؟
برای تشخیص مسیر بعدی اقتصاد جهانی، لمس چندساعته ۱۰۹.۹۷ دلار اهمیت کمتری از مدت ماندگاری نفت بالای ۱۰۰ دلار دارد.
بابالمندب هنوز مختل نشده و برنت نیز پس از نزدیک شدن به ۱۱۰ دلار عقب نشست. اگر جریان نفت از هرمز افزایش یابد و مسیر دریای سرخ باز بماند، بخشی از صرف ریسک موجود در قیمت نفت میتواند تخلیه شود.
در چنین سناریویی، نزدیک شدن نفت به ۱۱۰ دلار ممکن است یک قله ناشی از تشدید ریسکهای جنگ باقی بماند.
سناریوی دوم زمانی شکل میگیرد که نفت بالای ۱۰۰ دلار دوام بیاورد. در این صورت نخست هزینه سوخت و حملونقل برای مدت بیشتری بالا میماند. احتمال انتقال این هزینه به قیمت کالا و خدمات افزایش مییابد و تورم ماندگارتر، فضای کمتری برای کاهش نرخ بهره باقی میگذارد.
در این وضعیت، خانوار اثر نفت را فقط هنگام سوختگیری نمیبیند؛ ممکن است آن را در قیمت کالا و هزینه وام نیز احساس کند. برای کسبوکار نیز اثر از هزینه حمل آغاز میشود و میتواند به سرمایه در گردش، تأمین مالی و تصمیم برای سرمایهگذاری برسد.
به همین دلیل در روزهای آینده فقط تابلوی قیمت نفت اهمیت ندارد. سه نشانه مشخصتر میتوانند مسیر بعدی را روشن کنند: جریان واقعی نفت از هرمز، وضعیت کشتیرانی در بابالمندب و مدت زمانی که برنت بالای ۱۰۰ دلار باقی میماند.
این سه متغیر تعیین میکنند جهش این هفته یک شوک کوتاه در بازار انرژی بوده یا آغاز دورهای که نفت گرانتر بهتدریج وارد هزینه زندگی و کسبوکار میشود.