بازار مس دارد با اتفاق عجیبی روبه‌رو می‌شود: یک فلز، اما شاید سه قیمت متفاوت.

سال‌هاست مس در سه بازار بزرگ لندن، شانگهای و آمریکا معامله می‌شود و قیمت‌ها نیز همیشه دقیقاً یکسان نبوده‌اند. معامله‌گران از همین اختلاف‌ها استفاده می‌کنند؛ مس را در بازار ارزان‌تر می‌خرند و در بازار گران‌تر می‌فروشند و همین آربیتراژ معمولاً اجازه نمی‌دهد شکاف قیمت‌ها برای مدت طولانی بیش از حد بزرگ شود.

اما این سازوکار حالا با مانع تازه‌ای روبه‌رو شده است. سیاست‌های تجاری و صنعتی کشورها دارند مسیر حرکت مس را تغییر می‌دهند و ممکن است اختلاف میان سه مرکز اصلی قیمت‌گذاری این فلز ــ لندن، شانگهای و آمریکا ــ از یک نوسان موقت به ویژگی ماندگارتری در بازار تبدیل شود.

اندی هوم، ستون‌نویس ارشد فلزات رویترز، این تغییر را بخشی از حرکت بزرگ‌تری می‌بیند: بازار فلزات از یک بازار به‌شدت جهانی‌شده به مجموعه‌ای از بازارهای منطقه‌ای در حال حرکت است. او در یکی از ستون‌های اخیرش حتی نوشته است که بازار مس اکنون دو «دکتر مس» دارد؛ یکی در آمریکا و دیگری در لندن، و اگر شانگهای حضور بین‌المللی خود را گسترش دهد، سومی هم می‌تواند به آنها اضافه شود.

آمریکا مس را به سمت خودش می‌کشد

ریشه یکی از بزرگ‌ترین شکاف‌های فعلی را باید در آمریکا جست‌وجو کرد.احتمال وضع تعرفه بر واردات مس پالایش‌شده از سال ۲۰۲۷ باعث شده قیمت مس در بازار آمریکا نسبت به لندن جذاب‌تر شود. معامله‌گران هم واکنش قابل پیش‌بینی نشان داده‌اند: فلز را به جایی می‌فرستند که قیمت بیشتری برای آن پرداخت می‌شود.

نتیجه چشمگیر بوده است.آمریکا تنها در شش ماه نخست ۲۰۲۶ نزدیک به ۸۸۵ هزار تن مس پالایش‌شده وارد کرده است؛ بیش از دو برابر نیمه نخست ۲۰۲۴. موجودی انبارهای بورس کالای آمریکا نیز به حدود ۶۷۵ هزار تن رسیده و رکورد زده است.در پایان ژوئیه، انبارهای این بورس به تنهایی ۵۸ درصد کل موجودی مس نگهداری‌شده در انبار بورس‌های جهان را در خود جای داده بودند.یعنی بخش بزرگی از مس قابل معامله جهان به یک سمت کشیده شده است: آمریکا.

کمبود بدون کمبود

همین‌جا تناقض اصلی بازار شکل می‌گیرد.برآورد مؤسسه پژوهشی سی‌آریو برای سال ۲۰۲۶ از ۶۳۹ هزار تن مازاد جهانی مس حکایت داشت. یعنی روی کاغذ، جهان نه‌تنها مس کم ندارد، بلکه باید مقداری هم اضافه داشته باشد.

اما اگر صدها هزار تن از این مس در آمریکا انبار شود و به دلیل هزینه‌ها و موانع تجاری به‌سادگی نتواند دوباره به بازارهای دیگر برگردد، این مازاد برای کارخانه‌ای در چین یا مصرف‌کننده‌ای در اروپا چه معنایی دارد؟

تقریباً هیچ.مس در جهان وجود دارد؛ فقط در جایی نیست که به آن نیاز دارند.

به همین دلیل بازار می‌تواند بدون آنکه واقعاً با کسری جهانی روبه‌رو شده باشد، رفتار یک بازار دچار کمبود را نشان دهد. قیمت بالا می‌رود، موجودی بعضی انبارها کاهش پیدا می‌کند و خریداران برای به دست آوردن فلز موجود با یکدیگر رقابت می‌کنند.

لندن زیر فشار

بورس فلزات لندن در هفته‌های اخیر طعم همین وضعیت را چشیده است.در میانه اوت، موجودی قابل دسترس مس در انبارهای این بورس به کمی بیش از ۱۰۳ هزار تن کاهش یافت. همزمان چند موقعیت بزرگ خرید برای تحویل فوری شکل گرفت و فروشندگانی که باید مس تحویل می‌دادند برای پیدا کردن فلز به تکاپو افتادند.

نتیجه یک جهش کم‌سابقه بود: قیمت نقدی مس در لندن برای مدتی به رکورد ۱۴ هزار و ۹۱۲ دلار در هر تن رسید و فاصله قیمت نقدی با قرارداد سه‌ماهه به ۵۴۵ دلار افزایش یافت.

فلز البته وجود داشت. جهش قیمت آن‌قدر شدید شد که بیش از ۳۸ هزار تن مس ظرف سه روز وارد انبارهای بورس لندن شد؛ حتی بخشی از آن از هنگ‌کنگ و آمریکا آمد.

این اتفاق تقریباً یک نمونه زنده از سازوکار جدید بازار بود: قیمت در یک نقطه آن‌قدر بالا رفت تا مس را از نقاط دیگر جهان به سوی خود بکشد.

چین؛ ضلع سوم بازار

اما آمریکا و لندن تنها بازیگران این داستان نیستند.چین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده و یکی از مهم‌ترین مراکز فرآوری مس جهان است و بورس آتی شانگهای عملاً قیمت مرجع بازار داخلی این کشور را تعیین می‌کند.

هوم معتقد است اهمیت شانگهای در قیمت‌گذاری فلزات در حال افزایش است. چین در برخی بازارهای فلزی تلاش کرده قراردادهای داخلی خود را بیشتر در دسترس بازیگران خارجی قرار دهد و اگر چنین مسیری در بازار مس نیز ادامه پیدا کند، شانگهای می‌تواند نقش بزرگ‌تری در قیمت‌گذاری منطقه‌ای پیدا کند.

در آن صورت تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد:آمریکا قیمتی دارد که تعرفه‌ها و سیاست صنعتی واشنگتن روی آن اثر می‌گذارند؛ شانگهای بیش از همه شرایط عرضه و تقاضای چین و آسیا را منعکس می‌کند؛ و بورس فلزات لندن همچنان مرجع اصلی بخش بزرگی از بازار جهانی باقی می‌ماند.

یک فلز، اما سه بازار که الزاماً یک داستان را تعریف نمی‌کنند.

آربیتراژ از بین نرفته؛ سخت‌تر شده است

این به معنای پایان قیمت جهانی مس نیست.اگر فاصله قیمت لندن و آمریکا به اندازه کافی بزرگ شود، معامله‌گران هنوز می‌توانند مس را از بازار ارزان‌تر بخرند و به بازار گران‌تر بفرستند. همین اتفاق در ماه‌های اخیر نیز رخ داده است.

اما سیاست دارد وارد محاسبه‌ای می‌شود که زمانی بیشتر اقتصادی بود.

تعرفه، امنیت زنجیره تأمین، سیاست صنعتی، هزینه حمل و تلاش دولت‌ها برای نگه داشتن مواد معدنی حیاتی در داخل مرزهای خود می‌تواند جابه‌جایی فلز میان بازارها را دشوارتر کند.

نمونه آن همین حالا میان آمریکا و لندن دیده می‌شود. در میانه اوت، فاصله قیمت قرارداد سه‌ماهه مس آمریکا با لندن حدود ۴۳۰ دلار در هر تن بود؛ برای قرارداد ده‌ماهه این فاصله از هزار دلار هم عبور می‌کرد.

چنین شکافی برای معامله‌گران فرصت آربیتراژ است، اما همزمان نشان می‌دهد دو بازار برای یک فلز، آینده متفاوتی را قیمت‌گذاری می‌کنند.

عصر یک قیمت رو به پایان است؟

ماجرای مس بخشی از تغییر بزرگ‌تری در تجارت جهانی است.زنجیره‌هایی که طی چند دهه بر اساس ارزان‌ترین تولیدکننده و آزادترین مسیر تجارت شکل گرفته بودند، حالا بیشتر تحت تأثیر امنیت اقتصادی، تعرفه و رقابت میان قدرت‌ها قرار دارند. فلزات نیز از این روند مستثنا نیستند.

در چنین بازاری سؤال فقط این نیست که جهان چقدر مس دارد. باید پرسید مس کجاست، چه کسی آن را کنترل می‌کند و انتقال آن از یک منطقه به منطقه دیگر چقدر هزینه دارد.

ممکن است جهان در مجموع مازاد مس داشته باشد، در حالی که لندن احساس کمبود کند، آمریکا انبارهایش را پر کرده باشد و چین برای تأمین فلز مورد نیازش قیمت دیگری بپردازد.

بازار جهانی مس هنوز به سه بازار کاملاً جدا تبدیل نشده است. آربیتراژ همچنان آنها را به یکدیگر متصل می‌کند. اما شکافی که میان آمریکا، لندن و چین شکل گرفته نشان می‌دهد سیاست و جغرافیا دوباره دارند وارد قیمت کالاها می‌شوند.

شاید مهم‌ترین تغییر بازار مس همین باشد: ٰدر بازار جدید مس، فقط مقدار فلز مهم نیست؛ جغرافیای آن هم قیمت می‌سازد.