جنگ ایران تمام شد؛ یک باور اقتصادی هم تمام شد
جنگ ایران که آغاز شد، بازارها تقریباً مطمئن بودند اگر قیمت نفت بالا بماند، موج تازهای از تورم شکل میگیرد. چند هفته بعد، با فروکش کردن درگیریها و بازگشت جریان نفت، همان بازارها انتظار داشتند داستان برعکس شود؛ تورم پایین بیاید و هزینه استقراض هم کاهش پیدا کند.
اما نیمه دوم این پیشبینی هرگز اتفاق نیفتاد.به نوشته اکسیوس، همین اتفاق حالا معاملهگران بازار اوراق قرضه آمریکا را به یک جمعبندی تازه رسانده است؛ شاید جهان وارد دورهای شده که حتی با کاهش تورم هم پول ارزان نشود.
این تغییر نگاه، مهمترین پیام گزارشی است که اکسیوس آن را «شرطبندی تازه بازار اوراق بر سر نرخ بهره» توصیف میکند.
جنگ تمام شد؛ نرخ بهره نه
دادههای بازار نشان میدهد پس از کاهش تنشها، انتظارات تورمی بهطور محسوسی افت کرده است.
بازار اکنون تورم متوسط پنج سال آینده آمریکا را حدود ۲.۳ درصد برآورد میکند؛ پایینتر از اوج ۲.۷ درصدی که همزمان با جهش قیمت نفت در اوج جنگ ایران ثبت شده بود.
در گذشته، چنین تغییری تقریباً بهطور خودکار به معنای کاهش نرخهای بهره بود.اما این بار اتفاق دیگری افتاد.
بازده اوراق خزانه آمریکا همچنان در محدوده ۴.۵ درصد باقی مانده و نرخ وام مسکن نیز نزدیک ۶.۶ درصد نوسان میکند. به بیان دیگر، تورم عقب نشست، اما قیمت پول نه.
مسئله دیگر فقط تورم نیست؟
اکسیوس معتقد است پاسخ را باید در جای دیگری جستوجو کرد.به باور این رسانه، بازار اکنون بیش از آنکه نگران تورم باشد، نگران کمبود سرمایه است.
شرکتهای بزرگ فناوری برای ساخت مراکز داده، خرید پردازندههای هوش مصنوعی، توسعه شبکه برق و زیرساختهای محاسباتی به صدها میلیارد دلار سرمایه نیاز دارند. همزمان، دولتها نیز به دلیل کسری بودجه و افزایش هزینههای دفاعی، با انتشار حجم بزرگی از اوراق قرضه به دنبال جذب منابع مالی هستند.
نمونهای که اکسیوس به آن اشاره میکند، برنامه آمازون برای انتشار ۲۵ میلیارد دلار اوراق قرضه است؛ رقمی که تنها بخشی از موج سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، سرمایه به کالایی کمیابتر تبدیل میشود و سرمایهگذاران برای در اختیار گذاشتن پول خود، بازده بیشتری مطالبه میکنند. نتیجه آن، افزایش نرخ بهره واقعی است؛ یعنی بخشی از نرخ بهره که مستقل از تورم محاسبه میشود.
نقش بدهی ها در سود بالا
توضیح اکسیوس تنها روایت موجود نیست.گروهی از اقتصاددانان معتقدند عامل اصلی، نه رونق سرمایهگذاری، بلکه رشد سریع بدهی دولتهاست.
از نگاه آنها، دولت آمریکا و بسیاری از اقتصادهای بزرگ برای تأمین کسری بودجه، حجم بیسابقهای اوراق قرضه منتشر کردهاند. افزایش عرضه اوراق، سرمایهگذاران را واداشته بازده بالاتری مطالبه کنند و همین موضوع نرخهای بهره را بالا نگه داشته است.
به بیان دیگر، یک روایت میگوید سرمایه برای ساخت آینده گران شده است؛ روایت دیگر میگوید سرمایه زیر بار بدهی دولتها گران شده است.هنوز اجماعی میان این دو تفسیر وجود ندارد.
آنچه بازار واقعاً روی آن شرط بسته است
صرفنظر از اینکه کدام روایت درست باشد، بازار اوراق آمریکا اکنون روی یک فرض مشترک شرط بسته است؛ فرضی که تا چند سال پیش چندان جدی گرفته نمیشد.
این فرض میگوید:کاهش تورم، دیگر الزاماً به معنای کاهش نرخ بهره نیست.
اگر این نگاه درست باشد، پایان جنگ ایران فقط باعث عقبنشینی قیمت نفت نشده است؛ بلکه نخستین آزمون یک نظم اقتصادی تازه را هم رقم زده است؛ نظمی که در آن قیمت سرمایه را تنها تورم تعیین نمیکند، بلکه رقابت جهانی برای جذب سرمایه نیز به همان اندازه تعیینکننده است.
و شاید به همین دلیل، مهمترین خبر این گزارش نه درباره ایران باشد و نه حتی درباره فدرال رزرو.
خبر اصلی این است که بازار اوراق، یکی از قدیمیترین معادلات اقتصاد را زیر سؤال برده است؛ معادلهای که میگفت هرگاه تورم پایین بیاید، پول هم ارزان میشود. امروز معاملهگران دیگر به آن رابطه، به چشم یک قانون قطعی نگاه نمیکنند. این، همان شرطبندی تازهای است که اکسیوس از آن سخن میگوید.