از قطعنامه ۵۹۸ تا توافق ۶۰ روزه؛ دلار این بار هم همان راه را میرود؟
این روزها با بالا گرفتن احتمال یک توافق جدید با آمریکا، التهاب جدیدی در بازارهای مالی به راه افتاده است. تا همین چند وقت پیش، نرخ دلار تا مرز ۱۷۹ هزار تومان پیش رفته بود، اما حالا با تغییر انتظارات، نوسانات بیشتر شده است. بازار طلا نیز تغییرات قابلتوجهی را تجربه میکند. اما سوال اصلی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده، این است: آیا این ریزش قیمتها پایدار است؟ برای یافتن پاسخ، باید نگاه جامع داشته باشیم. به گذشته نگاه کنیم به دورههای مشابه و شاخصهای اقتصادیشان.
پایان یک جنگ طولانی و سقوط آزاد قیمتها
به گزارش زومان، نخستین ایستگاه تاریخی ما، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ است. این قطعنامه که در تابستان سال ۱۳۶۷ توسط ایران پذیرفته شد، به هشت سال جنگ پایان داد و نقطه عطفی برای برقراری آتشبس مرزی و آغاز دوران بازسازی کشور بود.
بررسیها نشان میدهد که پیش از پذیرش این قطعنامه، قیمت دلار تا ۱۳۴ تومان هم بالا رفته بود. اما به محض اعلام خبر توافق، بازار با یک سقوط معنادار مواجه شد. در مرداد ۶۷، قیمت دلار به ۶۵ تومان رسید و تا دو سال پس از آن رکوردهای دوران جنگ را به چشم ندید.
داستان طلا از این هم جذابتر بود. پیش از پایان جنگ، سکه بهار آزادی (طرح قدیم) تا ۱۵ هزار تومان معامله میشد. تنها یک ماه پس از توافق، این رقم نصف شد و به ۷ هزار و ۵۰۰ تومان رسید. این افت به قدری سنگین بود که پنج سال طول کشید تا در آبان ۱۳۷۲، سکه دوباره به مرز قبلی خود بازگردد. در بخش مسکن نیز، از آنجا که آمار دقیقی در دسترس نیست، شاخص اجاره به عنوان معیار استفاده شده است؛ دادهها نشان میدهند که شش سال زمان برد تا شاخص اجاره به سطح پیش از پایان جنگ برسد.
ژنو؛ یک مسکن موقت برای دردهای مزمن اقتصادی
ایستگاه بعدی، توافق ژنو است. توافق موقت ژنو در پاییز سال ۱۳۹۲ میان ایران و شش قدرت جهانی امضا شد و هدف آن توقف بخشهایی از برنامه هستهای در ازای کاهش محدود تحریمهای اقتصادی برای یک دوره ششماهه بود.
در این مقطع زمانی، نرخ ارز در ابتدا کمی تحت تاثیر قرار گرفت و واکنش نشان داد. پیش از توافق، دلار به کانال ۳ هزار تومان رسیده بود. با اعلام خبر، قیمت در مدت دو ماه به کانال ۲ هزار و ۹۰۰ تومان افت کرد، اما خیلی زود دوباره راه صعودی خود را در پیش گرفت.
بازار طلا نیز دقیقا همین سناریو را تکرار کرد. سکه بهار آزادی که به ۹۴۰ هزار تومان رسیده بود، برای یکی دو ماه به کانال ۸۰۰ هزار تومان عقبنشینی کرد، اما دیری نپایید که دوباره گران شد. شاخص مسکن نیز در این دوره واکنش خاصی نشان نداد و تورم فصلی سه تا چهار درصدی آن با قدرت ادامه یافت و قیمتها هرگز پایین نیامد.
برجام؛ امیدهای بزرگ و بازگشت سریع به واقعیت
سپس به دوران توافق برجام میرسیم. برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در تابستان ۱۳۹۴ امضا شد و قرار بود در ازای محدودیتهای شدید و طولانیمدت هستهای، تحریمهای کلان مالی، بانکی و نفتی به طور کامل لغو شوند تا اقتصاد نفس تازهای بکشد.
با وجود اینکه برجام از نظر فروش نفت و رشد اقتصادی دستاوردهای مهمی داشت، اما رفتار بازارها بسیار جالب بود. پیش از توافق، قیمت دلار ۳ هزار و ۳۰۰ تومان بود. پس از امضای توافق، دلار افت مختصری کرد اما به سرعت به همان کانال بازگشت و تا مدتها در همان سطح تثبیت شد. در بازار طلا، سکه پیش از توافق ۹۲۰ هزار تومان بود، پس از یک افت کوتاه یک یا دو ماهه، دوباره به جایگاه قبلی بازگشت و در محدوده ۹۰۰ هزار تومان آرام گرفت. شاخص اجاره مسکن نیز در این دوران بیتوجه به اخبار، روند کموبیش صعودی خود را حفظ کرد. مسئله این بود که در این دوره و پس از توافق ژنو، بخشی از تحولات مثبت برجام پیشخور شده بود و بازار انتظار دیگری نداشت. ثبات قیمتها در آن سالها خود نشانهای از اثرات برجام بوده است. ضمن اینکه در آن بازه زمانی نرخ بهره حقیقی در اقتصاد مثبت بود و همین عامل هم مثل ترمز در برابر قیمتها عمل میکرد.
سایه جنگ دوازده روزه و جهشهای بیسابقه
در نهایت، به دوران جنگ دوازده روزه در سال گذشته میرسیم. این درگیری کوتاه اما بسیار پرتنش منطقهای، باعث ایجاد موجی از ترس و نااطمینانی در سراسر خاورمیانه شد و بازارهای مالی را به شدت ملتهب کرد، تا اینکه سرانجام با یک آتشبس موقت به پایان رسید.
آمارها نشان میدهند که از مرداد سال گذشته، در دوران پرالتهاب «نه جنگ و نه صلح»، اوضاع اقتصادی رو به وخامت گذاشت. دلار به تدریج از مرز ۸۰ هزار تومان عبور کرد و تا ۱۰۰ هزار تومان نیز پیش رفت. طلا نیز رکوردهای عجیبی ثبت کرد؛ سکه بهار آزادی تنها در عرض دو ماه از ۸۲ میلیون تومان وارد کانال ۱۰۰ میلیون تومان شد و این روند تا امروز ادامه داشته است. شاخص اجاره نیز به رشد نگرانکننده خود ادامه داد.
آیا تاریخ دوباره تکرار میشود؟
حالا همه نگاهها به توافق جدید دوخته شده است. آیا توافق موقت ۶۰ روزه دائمی میشود؟ در چنین حالتی بازار چه واکنشی خواهد داشت؟
بازار امروز دیگر فقط به جنگ و آتشبس واکنش نشان نمیدهد. اگر در دهه ۶۰ پایان جنگ به تنهایی توانست قیمتها را پایین بکشد، امروز معادله اقتصاد ایران پیچیدهتر شده است.
فعالان بازار حالا علاوه بر اخبار سیاسی، به چیزهای دیگری هم نگاه میکنند؛ از کسری بودجه دولت و سرعت رشد نقدینگی گرفته تا میزان چاپ پول، نرخ سود بانکی و حتی توان دولت برای مهار تورم. به همین دلیل، حتی اگر توافقی امضا شود، تضمینی وجود ندارد که بازارها همان واکنشی را نشان دهند که در گذشته دیدهایم.
از سوی دیگر، تجربه سالهای اخیر باعث شده انتظارات مردم هم تغییر کند. بسیاری از معاملهگران دیگر صرفاً با یک خبر سیاسی تصمیم نمیگیرند و منتظرند ببینند آیا این توافق واقعاً به افزایش درآمدهای ارزی، کاهش کسری بودجه و انضباط مالی دولت منجر میشود یا نه.
در کنار این عوامل، احتمال اصلاح نرخ سود بانکی هم به یکی از متغیرهای مهم تبدیل شده است. اگر نرخ سود افزایش پیدا کند، بخشی از نقدینگی ممکن است به جای دلار و طلا، راهی سپردهها و اوراق شود و رفتار بازارها را تغییر دهد؛ اتفاقی که در دورههای قبلی به این شدت مطرح نبود.
- قطعنامه ۵۹۸ پایان یک جنگ ۸ ساله بود. اقتصاد ایران از حالت جنگی خارج شد، نااطمینانی به شکل محسوسی کاهش یافت و مردم انتظار بازسازی و ثبات داشتند. این تغییر، یک شوک بزرگ و پایدار به انتظارات بود.
- توافق فعلی (اگر نهایی شود) بیشتر یک توافق سیاسی و اقتصادی است، نه پایان همه ریسکها. هنوز مشخص نیست تحریمها تا چه اندازه و برای چه مدتی کاهش مییابند، اجرای توافق چگونه خواهد بود و روابط دو طرف چقدر پایدار میماند.