بازی هرمز در وقت اضافه؛ چرا والاستریت همچنان سود میسازد؟
به گزارش زومان به نقل از بلومبرگ، تنگه هرمز اکنون برای سه هفته است که بهطور همزمان از سوی آمریکا و ایران در وضعیت محاصره دوگانه قرار دارد. اگرچه از نظر توقف حملات به اهداف زمینی «آتشبس» برقرار است، اما دو طرف همچنان با بهرهگیری از ابزارهای فشار و تهدید، به افزایش تنش و خسارات ادامه میدهند.
بازارها علیه واقعیت
اما چه کسی برنده است؟ در نگاه اول، این بنبست با محدود کردن عبور نفت و سایر کالاهای حیاتی از تنگه، فشار اقتصادی را بر آمریکا و متحدانش افزایش میدهد. انتقال نفت از طریق اقیانوسها زمانبر است و کاهش ذخایر نیز تدریجی اتفاق میافتد، اما بازارها نشان میدهند اثرات این وضعیت میتواند شدید و ماندگار باشد. پیشبینیها از قیمت نفت برنت برای پایان سال جاری به بالاترین سطح رسیده و چشمانداز قیمتها در سال ۲۰۲۷ نیز همچنان بالا باقی ماندهاند.
بدیهی است که این وضعیت در بلندمدت برای آمریکا قابل قبول نیست با این حال، بازارهای مالی طوری رفتار میکنند که گویی جنگ پایان یافته است و این یک مزیت مهم برای آمریکاست.
تاریخ این گزارش برای روز گذشته و پیش از گمانههای جدید درباره توافق بوده است
رابین بروکس از مؤسسه بروکینگز معتقد است این محاصره در حال اثرگذاری است و آن را در سه محور برای ایران توضیح میدهد:
کاهش صادرات، پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی و خروج سرمایه. دو مورد اول زمانبر هستند، اما نشانههایی از خروج سرمایه از ایران هماکنون دیده میشود.
بازار سهام در اوج قرار دارد و نوسانات پایین است؛ بخشی از این وضعیت به رونق دوباره سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی برمیگردد و بخشی دیگر به این باور که موقعیت ایران آنقدر قوی نیست و به توافق بر سر تنگه هرمز رضایت خواهد داد.
بروکس میگوید اگر محاصره قابلباور باشد، حتی میتواند مدت بسته ماندن تنگه را کوتاهتر کند، چون فشار برای رسیدن به توافق را افزایش میدهد.
اروپا؛ قربانیِ بزرگ در بازی متحدان
اما اگر آمریکا در این بنبست دست بالا را دارد، اروپا بازنده است. محاصره دوگانه باعث شده بازارهای سهام اروپا افت کنند، در حالی که بازار آمریکا بهبود یافته است؛ موضوعی که نشاندهنده آسیبپذیری بیشتر اروپا به دلیل وابستگی به تنگه هرمز است.
از زمان آغاز جنگ، سرمایهگذاران بر این باورند که ریسک اروپا بیشتر است و به همین دلیل نوسانات بازارهای اروپایی بهمراتب بالاتر از آمریکا بوده است.
در روزهای اخیر، مشکلات اروپا تشدید شده است؛ آمریکا تعرفههای جدیدی بر خودروهای اروپایی اعمال کرده و همزمان نیروهای خود را از آلمان کاهش داده است. این وضعیت شبیه ضربه زدن به متحدی است که از قبل در موقعیت ضعیفتری قرار دارد.
با این حال، فشار بر اروپا میتواند در بلندمدت به نقطه ضعف آمریکا تبدیل شود؛ چرا که اروپا ضعیفتر، واردات کمتری از آمریکا خواهد داشت و چالشهای ژئوپلیتیک بیشتری ایجاد میکند. اما فعلاً بازارها این هزینه را قابلتحمل میدانند.
شکاف در خانه؛ بنزین ۴ دلاری و بحران پنهان طبقاتی
در داخل آمریکا نیز وضعیت یکدست نیست. اگرچه اقتصاد به لطف سرمایهگذاریهای عظیم شرکتهای بزرگ—بهویژه در حوزه هوش مصنوعی—قوی باقی مانده، اما فشار بر اقشار کمدرآمد در حال افزایش است.
افزایش قیمت انرژی، بهویژه بنزین (بیش از ۴ دلار در هر گالن)، و کاهش اعتماد مصرفکننده نشاندهنده این شکاف است. در حالی که خانوارهای پردرآمد همچنان موتور اصلی مصرف هستند، خانوارهای کمدرآمد با کاهش درآمد واقعی و پسانداز محدود، در برابر شوک انرژی آسیبپذیرتر شدهاند.
برآوردها نشان میدهد افزایش قیمت نفت میتواند به کاهش حدود یک درصدی درآمد واقعی پس از مالیات در فصل دوم منجر شود. در همین حال، نرخ پسانداز پایین است و توان جذب این شوک محدود شده است و اگر قیمت انرژی بالا باقی بماند، رشد درآمد قابلمصرف ممکن است منفی شود.
در مجموع، اگرچه در ظاهر آمریکا از این تقابل سود میبرد، اما تداوم جنگ و شوک انرژی میتواند شکافهای اقتصادی داخلی را عمیقتر کند؛ شکافهایی که فعلاً زیر سایه رشد بازارها پنهان ماندهاند.
ژاپن؛ مداخله ۳۴ میلیارد دلاری در سایه هرمز
در بخش دیگری از تحولات، ژاپن نیز برای حمایت از ین وارد عمل شده و با صرف حدود ۳۴ میلیارد دلار در بازار ارز مداخله کرده است. با این حال، ضعف ساختاری ین—از جمله وابستگی به واردات انرژی از مسیر هرمز—باعث شده این مداخله اثر محدودی داشته باشد و ادامه بحران در تنگه هرمز میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد ژاپن وارد کند.
در نهایت، همانطور که بسیاری از کشورها به تحولات هرمز چشم دوختهاند، موفقیت سیاستهای اقتصادی و ارزی نیز تا حدی به تحولات این گلوگاه حیاتی انرژی وابسته شده است.