جنگ در میدان، فشار در بازار؛ خروج نرم بانک های مرکزی از بازار امریکا؟
به گزارش زومان به نقل از رسانههای معتبر بینالمللی از جمله فایننشال تایمز و بلومبرگ، اثرات اقتصادی جنگ ایران بهتدریج از بازار انرژی فراتر رفته و اکنون به سیاست پولی و نظام مالی جهانی رسیده است.
خروج آرام از بازار آمریکا
دادهها نشان میدهد بانکهای مرکزی خارجی طی هفتههای اخیر دهها میلیارد دلار از اوراق خزانه آمریکا را کاهش دادهاند؛ روندی که سطح این داراییها را به پایینترین میزان در بیش از یک دهه رسانده است. این اقدام عمدتاً از سوی کشورهایی صورت گرفته که با افزایش هزینه واردات انرژی مواجهاند و برای حمایت از ارز خود ناچار به نقد کردن داراییهای دلاری شدهاند.
همزمان، افزایش بازدهی اوراق خزانه، هزینه تأمین مالی را در سطح جهانی بالا برده است؛ موضوعی که میتواند به فشار مضاعف بر اقتصادهای بدهکار و بنگاههای تولیدی منجر شود.
اروپا در برابر یک شوک قدیمی
در اروپا، سیاستگذاران پولی با یک شوک کلاسیک عرضه روبهرو هستند؛ شوکی که منشأ آن بیرون از اقتصاد است و کنترل آن در اختیار بانک مرکزی نیست. سناریوهای مطرحشده نشان میدهد در صورت تداوم فشارهای انرژی، احتمال افزایش نرخ بهره در منطقه یورو تقویت میشود.
برآوردها حاکی از آن است که اقتصاد این منطقه در بهترین حالت با توقف رشد و در سناریوهای بدبینانه با رکود خفیف مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که یادآور دورههای پیشین بحران انرژی در اروپا است.
چرخش اجباری در بازار نفت
در بازار انرژی، تغییر مسیر جریان نفت به یکی از مهمترین پیامدهای جنگ تبدیل شده است. کشورهای آسیایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی از خلیج فارس دارند، بهدلیل اختلال در عرضه، خرید نفت از روسیه را افزایش دادهاند.
این تصمیم، بیش از آنکه انتخابی راهبردی باشد، واکنشی به محدودیتهای عرضه و افزایش شدید قیمتها تلقی میشود؛ وضعیتی که میتواند نقشه تجارت جهانی انرژی را در کوتاهمدت تغییر دهد.
فرصت برای یک بازیگر متفاوت
در میان این تحولات، برخی تحلیلگران بر این باورند که چین در موقعیت متفاوتی قرار گرفته است. دسترسی متنوعتر به منابع انرژی و سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین، به این کشور امکان میدهد ثبات تولید خود را حفظ کند و حتی سهم بیشتری از بازارهای صادراتی جهانی به دست آورد.
اقتصاد جهانی در آستانه یک تغییر مسیر
مجموع این روندها نشان میدهد جنگ، تنها یک بحران ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک شوک چندلایه اقتصادی است که میتواند مسیر تورم، رشد و تجارت جهانی را در ماههای پیشرو بازتعریف کند.