مرگ منطق در شاخص دلار!
به گزارش زومان، دلار آمریکا کمکم در حال تبدیل به یک بازیگر سیاسی تمامعیار است. در یک نگاه بسیار کلی، مهمترین ارز ذخیره جهان بر اساس اصول اقتصادی کلاسیک حرکت میکند؛ یعنی متاثر از سرعت رشد اقتصادی، تغییر انتظارات نرخ بهره و سایر شاخصهای اقتصادی.
اما نشانههایی وجود دارد که این نظم معمول در حال از هم پاشیدن است و گزارش وال استریت ژورنال نشان میدهد آنچه که امروز واقعاً دلار را حرکت میدهد، همان سیاست داخلی آمریکاست.
تحلیلگران والاستریت عمدتاً از پرداختن مستقیم به این موضوع خودداری میکنند، اغلب از ترس آنکه رئیسجمهور را عصبانی کنند. اما وقتی مطالعات خستهکننده و خشک درباره «نقش محدود تفاوت نرخهای بهره کشورها» منتشر میکنند، منظور واقعیشان، که اغلب به صورت خصوصی هم بیان میکنند، این است: «این سیاست است احمق!»
این پویایی کمکم در عملکرد بازار خود را نشان میدهد. برای مثال، از ابتدای امسال، تحلیلگران عمدتاً پیشبینیهای خود از رشد اقتصادی آمریکا را از حدود ۲ درصد به ۲.۴ درصد افزایش دادهاند، با این انتظار که دولت ترامپ بخواهد اقتصاد را تا انتخابات کنگره در نوامبر «داغ» نگه دارد.
در همین حال، سایر اقتصادهای توسعهیافته عمدتاً کند و آهسته حرکت میکنند. به همین ترتیب، فاصله بین بازده اوراق قرضه کوتاهمدت آمریکا و سایر کشورهای توسعهیافته معمولاً به بالا رفتن ارزش دلار منجر می شود و طبق منطق قدیم، این فاصله باید دلار را به اوج میرساند. اما شاخص دلار امسال حدود ۱.۷ درصد کاهش یافته است. این یک فاجعه نیست، اما یک انحراف معنادار از قاعده بازی است.
تحلیلگران سوسیاته ژنِرال (Société Générale) نیز به قدرت سیاست در این زمینه اشاره کردهاند؛ تقریباً فقط در یک سمت ماجرا. آنها نوشتهاند که ارزش یورو در برابر دلار «دیگر به تفاوتهای ریسک سیاسی فراآتلانتیک واکنش نشان نمیدهد» و «تقریباً کاملاً تحت تأثیر عدم قطعیتهای مخصوص آمریکا» قرار دارد.
این همان نقطهای است که فرسایش نهادهای آمریکایی، به ویژه بانک مرکزی، در سبد سرمایهگذاران ظاهر میشود.
وقتی خبر خوب، خبر بد است
هفته گذشته نمونهای زنده از این پدیده بلندمدت را شاهد بودیم. روز چهارشنبه، انتشار دادههای مهم اشتغال آمریکا (که به دلیل تعطیلی موقت دیگری در دولت فدرال به تأخیر افتاده بود) نشان داد که برخلاف پیشبینیها، اقتصاد آمریکا در ژانویه ۱۳۰ هزار شغل جدید ایجاد کرده است؛ در حالی که اقتصاددانان حدود نصف این رقم را پیش بینی کرده بودند.
همین باعث شد سرمایهگذاران فکر کنند فدرال رزرو ممکن است در ادامه سال نرخ بهره را کمی بالا ببرد. نتیجه این شد که قیمت اوراق دو ساله آمریکا کمی پایین آمد و سودش کمی بالا رفت.
به طور طبیعی، این خبر باید قیمت دلار را هم بالا ببرد؛ اما این بار چنین نشد. رابین بروکس، پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز، میگوید:
دلار ثابت ماند، که با توجه به حرکت نرخها واقعاً قابل توجه است. من این را نشانهای میبینم از تغییر همبستگی، جایی که فدرال رزرو روزبهروز سیاسیتر دیده میشود و باعث میشود بازارها با دادههای قوی، دلار را بفروشند.
شاید عجیب به نظر برسد، اما برخی مشاوران ترامپ از دلار ضعیفتر استقبال میکنند و استدلال میکنند که این وضعیت میتواند به احیای مشاغل تولیدی آمریکا کمک کند؛ هر چند درباره این موضوع نمیتوان قضاوت قطعی کرد.
استراتژی جدید: آمریکا را بخر، دلارش را بفروش!
اما این داستان یک پیچیدگی دیگر هم دارد. سرمایهگذاران بزرگ بینالمللی، مانند صندوقهای بازنشستگی، نمیتوانند به راحتی سهام آمریکا را از سبد خود خارج کنند. این یک عادت قدیمی و ریشهدار است. پس راهحل چیست؟
در این شرایط، محافظت از ریسک دلار با فروش دلار و همزمان خرید داراییهای آمریکا، مسیر آسانتری است و نیاز به تأمل کمتری دارد. وینسنت مورتیه، مدیر سرمایهگذاری شرکت آموندی، میگوید هنوز متقاعد کردن مشتریان برای کنار گذاشتن وزن استاندارد سهام آمریکا دشوار است.
با این حال، به گفته او، توافق برای پوشش دادن حداقل بخشی از ریسک دلار اکنون در «اکثریت قریب به اتفاق» قراردادهای جدید مشتریان قرار دارد.
این به معنای «فروش آمریکا» نیست، بلکه به معنای «پوشش ریسک آمریکا» است. اما نتیجه نهایی برای دلار یکسان است: هرچه این روند ادامه یابد، دلار ضعیفتر خواهد شد، تقریباً بدون توجه به اینکه اقتصاد واقعی آمریکا چقدر قدرتمند است.
شما فکر میکنید آینده دلار به کدام سمت میرود؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.