آیا جهش قیمت طلا نتیجه ترس از جنگ ایران و آمریکا است؟

پنج‌شنبه 9 بهمن 1404 - 12:22
مطالعه 6 دقیقه
چهره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، که از میان شمش‌های طلا دیده می‌شود
در روزهایی که در روایت‌های داخلی، افزایش قیمت طلا به سایه جنگ ایران و آمریکا گره زده می‌شود، بازار جهانی داستان پیچیده‌تری را روایت می‌کند
تبلیغات

با هر تشدید تنش میان ایران و آمریکا، یک توضیح ساده و آشنا در فضای رسانه‌ای ایران دست‌به‌دست می‌شود: طلا بالا رفت چون احتمال جنگ بیشتر شده است.

این توضیح در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد. طلا دارایی امن است و جنگ، ترس تولید می‌کند. اما مسئله اینجاست که بازار جهانی طلا معمولاً به روایت‌های ساده وفادار نمی‌ماند.

سؤال اصلی این نیست که آیا جنگ بر قیمت طلا اثر دارد یا نه؛

سؤال این است آیا رشد تاریخی قیمت طلا را می‌توان فقط با ترس از یک درگیری توضیح داد؟

مرور دقیق‌تر داده‌ها و رفتار بازار نشان می‌دهد پاسخ منفی است.

طلا چگونه و از چه زمانی وارد مسیر صعودی شد؟

اگر به نمودارهای بلندمدت نگاه کنیم، روشن است که طلا نه در هفته‌های اخیر، بلکه از سال گذشته میلادی وارد فاز صعودی پرشتاب شده است. این روند، تدریجی اما پیوسته بوده؛ عبور از سطوح ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰ دلار، پیش از رسیدن به کانال ۵۰۰۰ دلار رخ داده و بازار در این مسیر بارها بدون اتکا به یک خبر مشخص، به خرید ادامه داده است.

این رفتار نشان می‌دهد طلا بیشتر از آن‌که به «رویداد» واکنش نشان دهد، به فضای کلی ریسک واکنش می‌دهد. جنگ می‌تواند کاتالیزور باشد، اما موتور اصلی جای دیگری روشن شده است.

ایران و آمریکا در معادله طلا کجا قرار می‌گیرند؟

تنش میان ایران و آمریکا بدون تردید بخشی از ریسک ژئوپولیتیکی جهان است. تهدیدهای متقابل، حملات محدود و نااطمینانی درباره آینده خاورمیانه، در ذهن سرمایه‌گذاران جهانی ثبت می‌شود. اما وزن این عامل زمانی درست درک می‌شود که در کنار سایر بحران‌ها دیده شود.

اوکراین، غزه، بحران‌های شرق آسیا، مناقشه گرینلند و حتی شکاف‌های سیاسی در درون آمریکا، همگی به بازار یک پیام مشترک می‌دهند: بی‌ثباتی جهانی مقطعی نیست، مزمن شده است.

طلا دقیقاً به همین تداوم واکنش نشان می‌دهد. ایران و آمریکا بخشی از تصویرند، نه کل قاب.

نااطمینانی ژئوپولیتیکی؛ موتور اصلی

برخلاف تصور رایج، بازار طلا منتظر شروع جنگ نمی‌ماند. آنچه قیمت را بالا می‌برد، احساس ورود جهان به دوره‌ای از نااطمینانی پایدار است.

وقتی چندین کانون بحران به‌طور هم‌زمان فعال‌اند و افق روشنی برای حل‌وفصل آن‌ها دیده نمی‌شود، سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد بخشی از دارایی خود را به جایی ببرد که کمتر به تصمیم دولت‌ها و سیاست‌مداران وابسته است.

در این معنا، طلا نه واکنش هیجانی، بلکه واکنش عقلانی به یک جهان پرریسک است.

اقتصاد بدهکار و بازگشت ترس‌های قدیمی

اما ژئوپولتیک تنها لایه ماجرا نیست. زیر پوست بازار، یک نگرانی عمیق‌تر جریان دارد: بحران بدهی دولت‌ها.

آمریکا، اروپا و ژاپن با سطوحی از بدهی مواجه‌اند که حل آن‌ها بدون هزینه ممکن نیست. بسیاری از سرمایه‌گذاران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تورم، محتمل‌ترین ابزار دولت‌ها برای مدیریت این بدهی‌هاست.

در چنین فضایی، طلا دیگر صرفاً دارایی سفته‌بازی نیست؛ به ابزار حفظ قدرت خرید در افق بلندمدت تبدیل می‌شود. این تغییر کارکرد، تقاضا را ساختاری و ماندگار کرده است.

وقتی دلار دیگر بدیهی نیست

یکی از تفاوت‌های مهم رالی فعلی طلا با دوره‌های قبلی، هم‌زمانی آن با تردید نسبت به جایگاه دلار آمریکا است. ضعف دلار فقط به معنای افزایش اسمی قیمت طلا نیست؛ نشانه‌ای از کاهش اعتماد به نظام پولی مسلط است.

افزایش خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی و بالا رفتن سهم طلا در ذخایر ارزی کشورها، نشان می‌دهد این تردید محدود به معامله‌گران بازار نیست؛ به سطح سیاست‌گذاری رسیده است. اینجا طلا با تصمیم‌های روزانه معامله نمی‌شود، با تصمیم‌های استراتژیک دولت‌ها تقویت می‌شود.

فواد رزاق‌زاده، تحلیلگر بازار در Forex.com، می‌گوید رفتار قیمتی طلا در هفته‌های اخیر «نمونه کلاسیک رفتار دارایی پناهگاه امن» بوده است.

او نوشت: «تقاضای بنیادین برای پوشش ریسک همچنان وجود دارد. اعتماد به دلار و اوراق قرضه کمی متزلزل به نظر می‌رسد.»

ضعف دلار خود می‌تواند خرید طلا و نقره را افزایش دهد، زیرا آن‌ها را برای خریداران با ارزهای دیگر ارزان‌تر می‌کند. همچنین، نااطمینانی درباره دلار معمولاً سرمایه‌گذاری بیشتر در طلا را به‌دنبال دارد، چون این فلز اغلب به‌عنوان جایگزینی برای دلار دیده می‌شود.

در سال ۲۰۲۵، دلار آمریکا شدیدترین افت سالانه خود از ۲۰۱۷ را تجربه کرد و در برابر سبدی از ارزهای اصلی ۹.۵ درصد کاهش یافت. بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند این روند در ۲۰۲۶ نیز با تداوم نااطمینانی درباره اقتصاد آمریکا، تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاران به‌دور از دارایی‌های آمریکایی و احتمال کاهش‌های بیشتر نرخ بهره توسط فدرال رزرو ادامه یابد.

حتی ین ژاپن—دیگر ارز پناهگاه امن—نیز به‌دلیل نگرانی‌ها درباره وضعیت مالی ژاپن، جذابیت خود را برای برخی سرمایه‌گذاران از دست داده است. گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که مقام‌های ژاپنی برای حمایت از ین مداخله کنند؛ اقدامی که می‌تواند فشار بیشتری بر دلار وارد کرده و به رشد بیشتر طلا کمک کند.

نقش انتظارات و سیاست پولی

بازار طلا به آینده نگاه می‌کند.پس از آن‌که ترامپ اعلام کرد مصاحبه با نامزدهای ریاست بعدی فدرال رزرو را به پایان رسانده و گزینه‌ای در ذهن دارد، توجه‌ها به چشم‌انداز رهبری بانک مرکزی معطوف شده است. انتظار انتصاب متمایل به سیاست‌های انبساطی، شرط‌بندی‌ها روی کاهش‌های بیشتر نرخ بهره—پس از سه کاهش انجام‌شده—را تقویت کرده است.

کاهش نرخ‌های بهره، تردید درباره استقلال فدرال رزرو و نگرانی از سیاسی‌شدن سیاست پولی آمریکا، همگی انتظاراتی را شکل داده‌اند که به نفع طلا تمام می‌شود.

وقتی نرخ‌های بهره پایین می‌آید، هزینه نگهداری طلا کاهش می‌یابد و این فلز، نسبت به اوراق بدهی و حتی پول نقد، جذاب‌تر می‌شود.

این انتظارات، حتی بدون وقوع یک شوک جدید، می‌توانند تقاضا را زنده نگه دارند.

بازار چگونه خودش را تقویت می‌کند؟

وقتی عوامل بنیادی هم‌زمان فعال می‌شوند، بازار وارد فاز خودتقویت‌شونده می‌شود. ورود گسترده سرمایه به صندوق‌های مبتنی بر طلا، عبور قیمت از مرزهای روانی و عملکرد نه‌چندان جذاب بازارهای رقیب، باعث شده هر اصلاح قیمتی بیشتر به‌عنوان «فرصت خرید» دیده شود تا نشانه پایان روند.

ریسک جنگ هست، اما داستان بزرگ‌تر است

افزایش قیمت طلا را نمی‌توان به یک عامل تقلیل داد. جنگ ایران و آمریکا بخشی از روایت است، اما داستان اصلی، داستان جهانی است که اعتماد در آن فرسوده شده؛ به سیاست، به پول، به بدهی و به آینده.

طلا در چنین جهانی دوباره نقش قدیمی خود را بازی می‌کند:

نه به‌عنوان دارایی هیجانی، بلکه به‌عنوان پناهگاه نهایی در دوره‌ای از نااطمینانی پایدار.

عامل محرک

سطح اهمیت

توضیح تحلیلی دقیق

شواهد کلیدی

نااطمینانی ژئوپولیتیکی جهانی

بسیار بالا

مهم‌ترین موتور ساختاری تقاضای طلا؛ نااطمینانی پایدار و چندکانونی

اوکراین، غزه، ایران–آمریکا، گرینلند، ونزوئلا

تضعیف دلار آمریکا

بسیار بالا

رابطه معکوس مستقیم؛ هم اثر قیمتی دارد هم اثر انتظاری

افت شاخص دلار، بدترین عملکرد از ۲۰۱۷

تردید نسبت به جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره

بسیار بالا

تغییر پارادایم بلندمدت در نظام پولی جهانی

دلارزدایی، افزایش سهم طلا در ذخایر

خرید گسترده بانک‌های مرکزی

بسیار بالا

تقاضای غیرسفته‌بازانه و پایدار؛ کف‌ساز بازار

خرید ۸۰۰+ تن، نزدیک‌شدن به سطح دهه ۱۹۹۰

ترس از بدهی دولت‌ها و تورم بلندمدت

بسیار بالا

طلا به ابزار حفظ قدرت خرید تبدیل شده

بدهی آمریکا، اروپا، ژاپن

انتظار کاهش نرخ بهره آمریکا

بالا

کاهش هزینه فرصت نگهداری طلا

سیگنال‌های داویش، کاهش‌های قبلی نرخ

ریسک سیاسی داخلی آمریکا

بالا

بی‌اعتمادی به نهادهای سیاست‌گذار مالی

فشار بر فدرال رزرو، بحران بودجه

تردید درباره استقلال فدرال رزرو

بالا

افزایش ریسک سیاست پولی؛ ضربه به اعتماد

پرونده پاول، بحث جانشینی

ورود سرمایه به ETFهای طلا

بالا

تقاضای مالی سریع و مقیاس‌پذیر

رکورد ۵۵۹ میلیارد دلار AUM

فرار از اوراق بدهی دولتی

بالا

تغییر ترجیح ریسک سرمایه‌گذاران نهادی

فروش اوراق ژاپن و آمریکا

معامله «کاهش ارزش پول» (Debasement Trade)

متوسط

چارچوب فکری غالب اما وابسته به عوامل بالادست

خروج از ارزهای فیات

ضعف ارزهای پناهگاه سنتی (ین)

متوسط

طلا جایگزین پناهگاه‌های قدیمی می‌شود

افت ین، نگرانی مالی ژاپن

عملکرد ضعیف بازارهای رقیب (سهام/اوراق)

متوسط

جذابیت نسبی طلا را بالا برده

بازده محدود بورس‌ها

اثر روانی عبور از مرزهای قیمتی

پایین / مکمل

مومنتوم‌ساز اما ناپایدار

عبور از ۳۰۰۰، ۴۰۰۰، ۵۰۰۰ دلار

سرریز رشد نقره و فلزات گران‌بها

پایین / مکمل

تأیید روند، نه عامل مستقل

رشد ۵۷٪ نقره

دلایل رشد قیمت طلا در بازار جهانی

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.